
فريدون حسن
پاي رسانه كه به ميان ميآيد به صورت طبيعي خيليها دست و پايشان شروع به لرزيدن ميكند، حالا ميخواهد اينجا در ايران باشد يا خارج از مرزهاي كشور اسلاميان، مهم اين است كه رسانه اگر به رسالتش درست عمل كند تخلف و متخلفان به طور قطع كم خواهند شد.
در دنيا رسانههاي زيادي را ميتوان يافت كه البته اگر به زير و بمشان نگاه كنيد از دل همانها هم ميتوان فسادهاي زيادي را درآورد، اما همين رسانههاي نهچندان سالم بعضاً در مچگيريها و افشاگريها تخلفاتي را رو ميكنند كه تا مدتها همه را متعجب نگاه ميدارد.
نشريه ديليتلگراف يكي از همين رسانههاست، نشريهاي كه از حدود يك سال قبل پرده از فساد مالي سام آلاردايس، سرمربي تيم ملي انگلستان برداشت. جدا از تمام مسائل حاشيهاي ريز و درشت اين نشريه نوع تلاش آن براي اثبات اين تخلف بزرگ بسيار جالب توجه است كه بايد مورد توجه تمامي رسانههاي مدعي دنيا كه ادعاي مبارزه با فساد در ورزش را دارند، قرار گيرد.
ديليتلگراف در اين تلاش چند خبرنگار خود را به عنوان سرمايهگذار به سراغ آلاردايس ميفرستد، اتفاقي كه از آن فيلم هم تهيه ميشود. سرمربي سابق سه شيرها در اين فيلم خطاب به خبرنگاران ميگويد: «دور زدن قوانين اتحاديه فوتبال انگلستان كه مالكيت طرف ثالث را ممنوع ميكند مسئلهاي نيست و من آمادهام كه راهكار لازم را براي اين كار به شما ارائه كنم. پيشنهاد ميكنم يك سفر دو روزه به هنگكنگ يا سنگاپور داشته باشيم تا با سرمايهگذاران آسيايي هم ديدار كنيم، شما پسرها خودتان قرار ملاقات را تعيين كنيد.»
انتشار همين فيلم و گزارشهاي تكميلي كافي بود تا مشخص شود سرمربي تيم ملي انگلستان با قراردادي 400 هزار پوندي قصد داشته با تعدادي سرمايهگذار و مدير برنامه ترفندهايي براي دور زدن قانون ممنوعيت مالكيت طرف ثالث در فوتبال انگلستان را طراحي كند. البته رسانههاي انگليسي پيش از اين نيز سابقه افشاگري عليه سرمربيان تيم ملي اين كشور را داشتهاند. اسون گوران اريكسون سوئدي يكي از آنها بود كه رسانههاي ورزشي بريتانيا از رسوايي اخلاقي او پرده برداشتند و در نهايت هم كار تا جايي پيش رفت كه او مجبور به ترك نيمكت سه شيرها شد.
گلن هادل، ديگر سرمربي تيم ملي انگلستان بوده كه به دليل توهين به معلولان سخت مورد بازخواست رسانههاي ديداري و نوشتاري انگلستان قرار گرفت و در نهايت مجبور به استعفا از سرمربيگري تيم ملي كشورش شد.
از انگلستان كه فاصله بگيريم، فوتبال ايتاليا هم كم حاشيه و فساد نداشته كه اتفاقاً بيشتر آنها توسط رسانهها فاش شده است. يك گزارش و يك سرنخ كافي بود تا بزرگان فوتبال ايتاليا مورد بازجويي و تحقيقات پليس و دادستانها قرار گيرند. يوونتوس، آث ميلان، فيورنتينا و لاتزيو تيمهايي بودند كه سران آنها بعد از شنود مكالمات تلفني به پرداخت رشوه، تباني و انجام اعمالي كه با روح ورزش در تضاد بود متهم شدند. اين اتهامات تا جايي پيش رفت كه چند سال بعد مالك متمول و بزرگ ميلان يعني برلوسكني محكوم به حضور در برنامههاي طرحهاي خدمات اجتماعي نظير تميز كردن معابر شد. بعد از مشخص شدن جرم اين تيمها و مسئولانشان، يووه به دسته پايينتر سقوط و كارش را با امتياز منفي آغاز كرد، تيمهاي ديگر نيز با كسر امتياز رقابتهاي دسته اول كالچو را آغاز كردند.
در آلمان هم نمونههايي داشتهايم. وقتي اولي هوينس مدير باشگاه بزرگي چون بايرن مونيخ بازداشت ميشود حتماً ميتوان رد پاي رسانهها را در اين مسئله ديد. اينها تنها بخش كوچكي از فسادهاي نمايان شده در ورزش و فوتبال دنياست، فسادهايي كه نقش پررنگ رسانهها در برملا كردن آنها بر هيچكس پوشيده نيست، هر چند كه گفتيم خود اين رسانهها نيز چندان بيعيب و نقص نيستند، اما به هر حال در اين مقوله وظيفه خود را به درستي انجام دادهاند و تشت رسوايي خيليها را كه حتي تصورش هم نميشد كرد كه روزي به زندان بيفتند و لو بروند را از بام به زير انداختند. رسانه مؤثر و رسانه جريانساز يعني همين و الا خيلي راحت ميتوان با توليد برنامههاي كممحتوا و مهمانمحور و پرزرق و برق آنتن را پر كرد و پول خوبي هم به جيب زد.