کد خبر: 879000
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
مرد افغان كه به خاطر اختلاف طايفه‌اي در افغانستان، يكي از بستگانش را در ايران به قتل رسانده‌بود به مرگ محكوم شد.
به گزارش خبرنگار ما، اسفند ماه سال 94، كاركنان سفارت افغانستان در جريان ناپديد شدن مرد 25‌ساله‌اي به نام عزت قرار گرفتند كه مدتي قبل براي كار به ايران آمده بود. خانواده مرد افغان به كاركنان سفارت گفته بودند؛ عزت همراه يكي از بستگانش به نام ‌فؤاد در ايران مشغول كار ساختماني بود و هفته‌‌اي چندبار با آنها تماس مي‌گرفت، اما چند روزي است تلفن همراهش خاموش است و از پسرشان بي‌خبرند. 
با اعلام اين گزارش، مأموران در اولين تحقيقات خود دريافتند ‌فؤاد بعد از ناپديد شدن مرد جوان به افغانستان بازگشته است. شش‌ماه از ماجرا گذشته بود تا اينكه به پليس خبر رسيد ‌فؤاد از افغانستان راهي شيراز شده است، بنابراين او را بازداشت كردند. او در بازجويي‌هاي مقدماتي به قتل اعتراف كرد و گفت: «عزت را به خاطر اختلافاتي كه در افغانستان داشتيم، كشتم و بعد از قتل جنازه‌اش را در چاهي 18‌متري در ساختمان نيمه‌كاره‌‌اي كه كار مي‌كرديم انداختم.‌» بعد از اعتراف‌هاي متهم، مأموران به آدرس محل حادثه رفتند و با بقاياي جسد مقتول در چاه عميق ساختمان نيمه‌كاره روبه‌رو شدند. 
به اين ترتيب ‌فؤاد روانه زندان شد و پرونده بعد از صدور كيفرخواست تكميل و به شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و صبح ديروز روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي عبداللهي و مستشار واعظي قرار گرفت. در آن جلسه بعد از قرائت كيفرخواست وكيل اولياي‌دم درخواست قصاص كرد. 
 سپس متهم به دستور رياست دادگاه در جايگاه قرار گرفت. او كه در مراحل بازجويي با اقرارهاي متفاوتي سعي داشت پليس را فريب دهد در شرح حادثه گفت: «من و عزت نسبت فاميلي دوري داشتيم. من صاحب زن و دو فرزند بودم و او تازه نامزد كرده بود. هر دو به خاطر مشكلات مالي تصميم گرفتيم براي كار به ايران بياييم. مدتي قبل به صورت غير‌مجاز وارد ايران شديم و مشغول كار ساختماني شديم. در اين مدت به رفتارهاي غيراخلاقي عزت پي بردم و فهميدم قمار مي‌كند. چند باري هم با او صحبت كردم و نصحيتش كردم، اما بي‌فايده بود.» متهم در ادامه گفت: «اين رفتارها باعث اختلاف ما شد و از آنجائيكه در افغانستان نيز اختلافات ملكي طايفه‌اي داشتيم باعث شد نسبت به او رفتار سردي داشته باشم. اين گذشت تا اينكه روز حادثه دوباره به رفتارها غيراخلاقي او معترض شدم و باعث درگيري شد. در آن لحظه از عصبانيت با دستمال قرمزي او را خفه كردم و با سنگ به سرش زدم. بعد از آنكه مطمئن شدم او فوت كرده است جسدش را در چاه عميقي انداختم و چاه را پر كردم تا پليس متوجه نشود، اما دستگير شدم.»
در پايان هيئت قضايي بعد از شور متهم را بنا به درخواست اولياي‌دم به قصاص محكوم كرد. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار