سابقه و تجربه سهدهه مديريت فرهنگي و هنري در كشور نشان داده است حضور متداوم و مثبت در چنين مناصبي ميسر نخواهد بود، مگر آنكه فرد مذكور يا از اهالي هنر باشد يا آشنا و مسلط به زبان هنرمندان و در غير اين صورت نهتنها موفقيتي حاصل نخواهد شد كه لحظهبهلحظه حضور چنين افرادي در حوزه مديريت فرهنگي و هنري جز ضرر به كشور و نظام عايدي ديگري نخواهد داشت، اما در اين ميان متأسفانه بودند و هستند افرادي كه بيش از آنكه از شرايط و الزامات چنين مديريتي برخوردار باشند، سعي در دستيابي و تكيهزدن بر مناصب فرهنگي و هنري آنهم از راههاي نادرست و فرعي داشتهاند و با چنگ زدن به ريسمان سياسيون و سياستمداران در اين حوزه نردباني براي مناصب بالا و بزرگتر بسازند و صد البته نيز به دليل ضعف ساختاري نظام در اين بخش تا حدودي موفق نيز شده و چند صباحي بر ميز و منصبي بهناحق تكيه زدهاند.
يكي از نمونههاي عيان و بارز آن رئيس فعلي انجمن سينماي جوانان ايران است؛ مديري كه بيش از تلاش صادقانه و طي كردن سلسلهمراتب صحيح و درست دست به دامان اهالي سياستشده و به هر ريسماني براي پشتميزنشيني چنگ زده است و با تغيير دولتها سعي در زد و بند با دولت مستقر آنهم به هر قيمتي كردهاست؛چه زماني كه در اوج جواني و عين ناباوري و بر اساس برخي توصيهها در وزارت ارشاد دولت اصلاحات مشغول به كار شد و چه در سالهاي دولتهاي نهم و دهم كه متأسفانه و باز هم با برخي روابط و لابيها، مديريت مهمترين مركز تئاتري كشور را عهدهدار شد و در سالهاي پاياني دولت وقت آنهم در اوج ناجوانمردي به اميد كسب عنوان در دولت پيشرو و با استفاده از ابزارهاي موجود تمام اهتمام خود را براي فاصله انداختن بين دولت مستقر و هنرمندان انجام دادهاست و بهايش را نيز در دولت يازدهم از سفارشدهندگان دريافت كرد و حال در آستانه تغييرات دولت دوازدهم نيز مجدد دست به دامان لابيهاي سياسيشده و برای تكيه زدن بر ميز و عنوان ديگري در حال تلاش و رايزني است. در همين مورد اخير و شاهكار تلاش براي اثبات ارادت به ساحت دولت دوازدهم با دعوت از يك متهم اقتصادي در اختتاميه جشنواره فيلم كوتاه كه البته واكنش برخي از اهالي اين حوزه را نيز برانگيخت سنگ تمام گذاشته و خود را آماده و مهيای يك مسند و عنوان ديگر در حوزه فرهنگ و هنر خواهد كرد، اما بهراستي و تا كي اين فرد و امثال آن ميتواند در حوزه فرهنگ و هنر جولان دهد و اسب مراد خود را بتازاند؟
بدون شك حناي ايشان ديگر رنگي نخواهد داشت و اگر اهالي هنر تا به امروز از حضور چنين غريبهاي در ميان خود دست به شكوه و گلايه نزدهاند، نه از سر ناچاري و خالي بودن عريضه كه از سربزرگي و حرمتي است كه براي آرامش فضاي فرهنگ و هنر كشور قائل هستند و الا چه حرافيهاي ايشان در مراسم توديعش در تئاتر شهر پاسخ متقن و كوبنده داشت كه بنا بر توصيه بزرگان بسياري سكوت پيشه كردند و چه عملكرد شائبهبرانگيزش در دوران مسئوليت انجمن سينماي جوانان ايران جاي تحقيق و بررسي فراوان دارد كه انشاءالله بهزودي نگارنده به آن نيز خواهد پرداخت.
اما در پايان لازم به توضيح است كه حوزه فرهنگ و هنر آنقدر وسيع و فراخ نيست كه رفتارها و اقدامات از ديد اهالي آن پنهان بماند ولو آنكه ايشان و امثالشان سر در برف كرده باشند و با خود بگويند پنهان ميماند يا فراموش ميشود، اما بهزودي و به فضل الهي وقت حساب پس دادن اين قسم مديران كه با وزش بادهاي موسمي در هر فصل به يكرنگ ملبس ميشوند، نزديك و نزديكتر خواهد شد.