کد خبر: 878209
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱:۲۳
نظري تاريخي بر يادنامه نوانتشار مرحوم آيت‌الله‌العظمي حاج شيخ حبيب‌الله اراكي
عالم رباني و فقيه اهل بيت مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ حبيب الله اراكي(قده) از نمادهاي علم و زهد و حق‌طلبي در دوران ما به شمار مي‌رود.
  علي احمدي فراهاني

عالم رباني و فقيه اهل بيت مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ حبيب الله اراكي(قده) از نمادهاي علم و زهد و حق‌طلبي در دوران ما به شمار مي‌رود. از او اگرچه دركتب تراجم يا تاريخ شفاهي حضور امام خميني درشهر نجف، به شكل گذرا سخن رفته است اما فقدان يادماني كه نمايانگر تمامي زواياي انديشه و كردار اوست كماكان حس مي‌شود. اخيراً فرزند ارجمند آن مرحوم آيت‌الله حاج شيخ محسن اراكي، دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي، درجزوه‌اي به بازگويي پاره‌اي از خاطرات خويش درباره منش علمي، اخلاقي و سياسي پدر پرداخته كه مي‌تواند براي علاقه‌مندان به اينگونه آثارجذاب و خواندني قلمداد گردد. نويسنده محترم اين اثر در مقدمه خويش، درباره زمينه‌هاي تأليف اين جزوه آورده است:
«رفتار بزرگان و شيوه زندگاني‌شان بهترين آموزش اخلاق و سازنده‌ترين درس خودسازي است، تأثيري كه شرح زندگاني انسان‌هاي وارسته در دل حق‌طلبان و جويندگان فضيلت و تقوا دارد، چشمگير و غالباً از ساير انواع مواعظ دل‌انگيز‌تر و آموزنده‌تر و سازنده‌تر است. مرحوم پدرم، آيت‌الله العظمي حاج ميرزا حبيب‌الله اراكي از نمونه‌هاي بارز فضيلت و تقوا بودند. ايشان كه در خانواده فضيلت و تقوا پرورش يافته، سال‌ها از خرمن علم و اخلاق عالمان بزرگ عصر خويش همچون آيت‌الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري‌يزدي در قم و مرحوم آيت‌الله العظمي غروي‌اصفهاني و مرحوم آيت‌الله العظمي آقا‌ضياء‌الدين عراقي و مرحوم آيت‌الله العظمي شيخ محمدكاظم شيرازي بهره‌مند گشته و سال‌ها توفيق مرافقت و ملازمت بزرگاني همچون مرحوم آيت‌الله العظمي سيد عبدالهادي شيرازي را داشتند. علاوه بر مرتبه بسيار بالاي علمي كه ايشان را در جايگاه برجسته‌ترين اساتيد و فقها حوزه علميه نجف‌اشرف قرار داده بود، از نظر سلوك و عمل از شخصيت‌هاي كم‌نظير عصر خود به شمار مي‌رفتند. همگان در ورع و وارستگي و تقواي ايشان متّفق‌القول بودند و هم اكنون نيز، در بين كساني كه با ايشان أدني معاشرت و الفتي داشته‌اند كسي نيست كه در برجستگي كم‌نظير اخلاقي و وارستگي ايشان كمترين ترديدي داشته باشد.
حقير به دليل آنكه فرزند ايشان بودم بالطبع تا هنگامي كه در نجف‌اشرف بودم توفيق مصاحبت و ملازمت با ايشان يار من بود و در اين مدّت از هنگامي كه خود را دريافتم و پدرم را در حدّي كه برايم مقدور بود، شناختم، نكات فراواني از رفتار و زندگي ايشان در خاطرم نقش بسته كه آموزنده و سازنده است و خاطرات معنوي بسياري از معاشرت با ايشان به ياد دارم كه علاوه بر نكات برجسته تربيتي و اخلاقي مشتمل بر احوال و انحاي سلوك عرفاني است كه براي سالكان طريق معرفت الهي درس آموز و دليل راه است. از سوي دوستان و بزرگواراني كه كم و بيش با حالات ايشان آشنا بودند بسيار درخواست مي‌شد كه آنچه از سرگذشت معنوي ايشان به خاطر دارم به رشته تحرير در‌آورم، تا مورد استفاده طالبان فضيلت قرار گيرد. اجابت اين درخواست براي من سخت بود، نخست بدين سبب كه آن مقدار از زمان رشد و بلوغم كه در ملازمت با پدر طي شد مدت طولاني نبود، زيرا بنده به دليل شرايط سياسي حاكم بر عراق، در 19 سالگي مجبور به ترك عراق شدم و از آن تاريخ به بعد جز در دو نوبت مسافرت ايشان به ايران‌ـ كه روي هم رفته سه چهار ماهي بيش نبود‌ـ توفيق معاشرت و ملازمت با ايشان را نيافتم و بسياري از نكات عالي زندگاني ايشان را افرادي كه زمان بيشتري با ايشان بوده‌اند به خاطر دارند كه حقير از آنها بي‌خبرم، لذا آنچه بنويسم مطلب جامع و شاملي كه تصوير نسبتاً كاملي از ابعاد شخصيت معنوي ايشان باشد نخواهد بود. ليكن با توجه به نتايج و فوايد فراواني كه نقل احوال مردان خدا را همراه دارد و با توجه به نياز شديد نسل جوان نوخاسته عصر ما به بركت انقلاب پرشكوه اسلامي بيش از هر زمان ديگر در جست‌وجوي فضيلت است، با استمداد از عنايت الهي تصميم بر نگارش بخشي از آنچه از خاطرات معنوي و رفتارهاي آموزنده اين دست‌پرورده مكتب ائمه اطهار (ع)، به ياد دارم گرفتم، اميد است مورد استفاده جويندگان فضيلت و ره‌پويان وادي حقيقت قرار گيرد.»
همانگونه كه اشارت رفت، آنان كه تاريخچه انقلاب و شرح حال حواريون رهبر كبير انقلاب را از نظر گذرانده‌اند، درخلال مطالعات خويش، به كرات به نام مرحوم آيت الله حاج شيخ حبيب الله اراكي برخورده‌اند. طبيعي است كه تفصيل و تدوين نقش سياسي و تاريخي آن بزرگوار، موكول به همت پژوهندگان تاريخ انقلاب است. آيت‌الله محسن اراكي در تبيين كارنامه سياسي پدر در اين جزوه آورده است:
 «رابطه مرحوم پدرم با حضرت امام خميني (قده) از دوران تحصيل در حوزه قم آغاز شده است، مرحوم پدرم مي‌فرمود: در قم و پيش از هجرت به نجف به حضرت امام ارادت داشتم ايشان در آن موقع يعني در دوره رضاخاني از اساتيد بنام حوزه قم به شمار مي‌آمدند و مورد عنايت ويژه مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري بودند و به جامعيت بين علم و عمل و معقول و منقول اشتهار داشتند. مرحوم پدرم در آن دوران شرح منظومه حكمت را نزد امام(ره) فرا‌گرفت. اين رابطه ارادت بين مرحوم ابوي و حضرت امام پس از هجرت پدرم به نجف ادامه داشت تا جريان 15 خرداد پيش آمد. در دوران قيام 15 خرداد از جمله علماي مؤثر در حمايت از امام در نجف‌اشرف مرحوم ابوي بود، در آن زمان به خاطر دارم رفت و آمد مكرّر ابوي و گفت‌وگوي ايشان با مراجع آن روز نجف يعني مرحوم آقاي حكيم وآقاي خوئي و آقاي شاهرودي، تأثير فراواني در حمايت اين مراجع از حضرت امام و جلوگيري از حكم اعدام امام توسط شاه داشت، اعلاميه‌هاي حمايت از امام و نهضت او از سوي علماي نجف عمدتاً توسط مرحوم ابوي نوشته مي‌شد. مرحوم ابوي و بزرگاني همچون مرحوم آقاي سيدعلي بهشتي و حاج شيخ عباس قوچاني تأثير فراواني در موضع‌گيري بسيار محكم مرحوم آقاي خوئي در حمايت از امام و نهضت ايشان در دوران قيام 15 خرداد داشت، پس از تبعيد امام به تركيه و سپس عراق مرحوم ابوي و مجموعه‌اي از علماي همراه ايشان نقش فراواني در ترتيب استقبال پرشكوه از امام در فرودگاه بغداد و سپس در نجف‌اشرف داشتند. اينجانب در آن هنگام حدود 10 سال داشتم كه همراه پدرم در استقبال از حضرت امام در بغداد شركت داشتم. در استقبال علما و مردم نجف از امام هنگام ورود ايشان به نجف نيز اينجانب به همراه پدرم شركت داشتم و شاهد استقبال كم‌نظير مردم و فضلا و طلاب و به ويژه علماي نجف از ايشان بودم.
پس از استقرار حضرت امام‌ (ره) در نجف‌اشرف قشر عظيمي از علما و فضلاي حوزه در رأس آنان مرحوم پدرم به حمايت گسترده از امام پرداختند، حمايت از تشكيل مجلس درس باشكوه حضرت امام در مسجد شيخ‌انصاري و در اختيار گذاشتن مسجد شيخ‌انصاري براي امامت جماعت حضرت امام توسط مرحوم آيت‌الله العظمي سيدمحمدتقي بحرالعلوم از جمله مواردي بود كه مرحوم ابوي نقش مؤثري در آن داشتند، پس از آن نيز در طول مدت اقامت حضرت امام در نجف همواره مورد حمايت و پشتيباني بي‌دريغ مرحوم پدرم و علماي همراه ايشان بودند. در اين مدت براي پيگيري برخي كارهاي مربوط به حضرت امام در ايران با مأموريت از سوي ايشان دو نوبت به ايران سفر كردند، بار اول در سال44 و بار ديگر در سال47 كه در اين دو سفر اينجانب نيز همراه ايشان بودم. پس از آغاز دوره جديد نهضت كه با شهادت مرحوم حاج‌آقا مصطفي خميني آغاز شد مرحوم پدرم با تمام توان به حمايت از نهضت برخاستند، پس از آنكه حضرت امام از سوي حكومت صدام تحت فشار قرار گرفت و در سال57 مجبور به خروج از ايران به سوي كويت و سپس پاريس شد، حضرت امام پدرم را به همراه سه تن ديگر از علما به عنوان وصي خويش تعيين كردند و كليه امور را در نجف به مرحوم پدرم سپردند، هنگامي كه امام به پاريس رفتند، پدرم با تعدادي از علماي نجف از جمله مرحوم آقاي آيت‌الله سيدعباس خاتم‌ـ كه داماد پدرم بودند‌ـ براي اعلام حمايت علماي نجف از امام و نهضت ايشان به پاريس رفتند و تا زمان مراجعت امام به ايران همراه امام بودند. پدرم در نامه‌اي كه از پاريس براي من‌ـ در آن زمان در قم بودم‌ـ ارسال فرمودند مطلبي بدين مضمون نوشتند: « حضرت آيت‌الله‌ـ منظورشان حضرت امام بود‌ـ پيشنهاد فرمودند: در رفتن به ايران در خدمتشان باشم؛ لكن سه بار استخاره كردم، استخاره براي رفتن به ايران در خدمت ايشان بد بود و ترك آن خوب، گويا مانعي در كار است، لذا تصميم گرفتم فعلاً به نجف برگردم.» در هر حال امام به ايران آمدند و انقلاب به پيروزي رسيد، در همين ايام نيز پدرم پس از بازگشت به نجف بيش از يك هفته عمرش دوام نيافت و در روزهاي اوج انقلاب و در تاريخ29 صفر1400 هجري‌قمري دارفاني را وداع گفته و به ديدار معشوق خويش شتافت.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها