کد خبر: 878044
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱:۱۱
گفت‌وگوي «جوان» با رئیس شعبه هشتم دادگاه كيفري يك تهران در مورد زواياي مختلف گذشت از قصاص
بخشش، گذشت اولياي دم در مراحل مختلف ازجمله مرحله نهايي اجراي حكم، دريافت ديه‌هاي ميلياردي براي رضايت دادن و نيز بخشش در قبال دريافت مادي يا خسارت از جمله موضوعاتي بود كه به بهانه آن به شعبه 8 دادگاه كيفري يك تهران رفتیم و به گفت‌وگو با قاضي حسين اصغرزاده دراين‌باره نشستيم.
 نيره ساري
 
بخشش، گذشت اولياي دم در مراحل مختلف ازجمله مرحله نهايي اجراي حكم، دريافت ديه‌هاي ميلياردي براي رضايت دادن و نيز بخشش در قبال دريافت مادي يا خسارت از جمله موضوعاتي بود كه به بهانه آن به شعبه 8 دادگاه كيفري يك تهران رفتیم و به گفت‌وگو با قاضي حسين اصغرزاده دراين‌باره نشستيم. در نهايت هم يكي از خاطرات وي را در مورد گذشت اولياي دم را به صورت مكتوب درآورديم؛ خاطره‌اي كه در قبال بازگشت جان يك نفر، تمامي سرمايه مادي خانواده قاتل را از بين مي‌برد. در ادامه گفت‌وگوي «جوان» با قاضي اصغرزاده را مي‌خوانيد.
     
جناب آقاي اصغرزاده، اين روزها در شرايطي هستيم كه به نوعي بخشش و رضايت‌ها وارد حيطه معامله‌اي شده و كمتر شاهد رضايت و بخشش‌هاي معنوي اولياي دم هستيم، از نظر شما ميزان اين بخشش‌ها چگونه است و چنين مصالحه‌اي اساساً مناسب خواهد بود؟
اكثر رضايت‌ها جنبه مالي دارند و اينطور نبايد تلقي شود كه اگر اولياي دم از حق قصاص گذشته و مطالبه ديه مي‌كنند، آدم‌هاي بدي هستند و خون پدر، مادر يا فرزندشان را فروختند چون حق قصاص را ظاهراً با مبلغ ديه مصالحه مي‌كنند؛ ديه نيز مبناي شرعي و قانوني دارد و هر چيزي كه شرع و قانون اجازه داده باشد، پس يعني درست است.
برخي مواقع اگر قاتل جوان باشد، يا عرفاً (نه قانوناً) ببينند قتل اتفاقي رخ داده است، يعني با پيش‌زمينه نبوده و در يك درگيري، عصبانيت يا اشتباه عملي انجام داده، اولياي دم كوتاه مي‌آيند. اما هم شرايط اقتصادي جامعه ما به گونه‌اي است كه از يك سو پول اهميت خود را در همه مسائل دارد، از سوي ديگر اولياي دم در روند رسيدگي كه ماه‌ها و سال‌ها طول مي‌كشد، خسارت زيادي از حق‌الوكاله و رفت و آمدها ديده‌اند. علاوه بر اين فرض كنيد وقتي پدر خانواده از دست مي‌رود و بخشي از اولياي دم صغير محسوب مي‌شوند، آينده اين افراد نيز دچار خطرات بيشتري است و ديگران نيز توصيه مي‌كنند با اين پول مي‌توان بچه‌هاي صغير را بزرگ كرد.
در نتيجه بايد گفت اخذ ديه از خانواده قاتل مي‌تواند خود يك مجازات باشد. ديه جنبه مجازات دارد چراكه بخشي از سرمايه خود را اعطا مي‌كنند. حتي اگر قاتل از خانواده ضعيفي هم باشد مجبور به فروش بخشي از زندگي خود براي پرداخت ديه مي‌شوند كه خود همين مجازات است. زنداني وقتي بيرون مي‌آيد متوجه مي‌شود در قبال عمل خود ضربه سنگيني هم به خانواده خود زده است. به طور مثال پدر خانواده تنها يك مغازه داشته است و مجبور به فروش آن شده كه همين يك نكته بازدارنده‌ای‌ قوي است.
مي‌توان اينگونه گفت آن كسي كه از قصاص مي‌‌گذرد، عملي اخلاقي و نيك را انجام داده است؟
هر چند خود رضايت في نفسه يك عمليات بزرگي است، بخشش يك عمل ذاتاً خوب و داراي شيريني و حلاوت است اما از نظر بنده اينگونه نيست كه آن خانواده‌هايي كه حتماً بدون دريافت خسارات اقدام به بخشش كرده‌اند خيلي خوب يا بر عكس كساني كه پول دريافت كرده‌اند خيلي بد هستند. حالا ممكن است اولياي دمي باشند كه به پول نياز ندارند، صرفاً مسائل اخلاقي را لحاظ كنند كه بسيار كم هستند.
شما مواردي در اين سال‌ها داشتيد كه بخشش اولياي دم در مرحله نهايي و پاي چوبه اتفاق افتد؟
ما خيلي مواقع داشته‌ايم كه با قتل يك عزيز اطرافيان درجه يك از شدت ناراحتي بيمار شده و برخي موارد موجب فوت ساير بستگان مي‌شود. بسياري مواقع اولياي دمي داشته‌ايم كه نياز مادي نداشتند، اما دقيقاً براي در نظر گرفتن مجازات قاتل، ديه را دريافت كردند و آن را وقف امور خيريه كردند. در چهار مورد خاص در لحظه به دار آويخته شدن و نهايي، بخشش و مصالحه انجام شده است.
نظر شما در مورد دريافت‌هاي خارج از عرفي كه بعضاً شنيده مي‌شود بخشش با دريافت مبالغ ميلياردي صورت گرفته، چيست؟
از همه جامعه مي‌خواهم هيچ وقت، هيچ اولياي دمي را به خاطر گرفتن ديه يا خسارت مورد شماتت قرار ندهند، هر چند ما مواردي داشتيم كه از اين آب گل آلود ماهي درشت‌تري مي‌خواهند، اما از دست دادن يك عزيز به شيوه قتل و جنايت سخت و غير قابل تحمل است و به راحتي نمي‌توان قضاوت كرد. مطالبه ديه و خسارت حق است اما نبايد به گونه‌اي مطالب ديه كرد كه خارج از عرف باشد.
علاوه بر قصاص نفس، بخشش و گذشت از قصاص عضو هم صورت مي‌گيرد؟
تعريف و شرايط قصاص عضو نيز مشابه قتل است، خوشبختانه قصاص اعضا كم پيش مي‌آيد؛ چراكه هم جرم آن كمتر است و هم ضرباتي كه منجر به صدمه بدني مي‌شود عموماً بنا به شرايط قانوني منجر به ديه است نه قصاص. نمونه آن در همين شعبه وجود داشت كه برادر چشم برادر ديگر را درآورده بود و بنا به اختلافات شديد خانوادگي مصالحه صورت نمي‌گرفت و در نهايت بنا به درخواست شاكي قصاص عضو صادر شد اما در مرحله اجرا، رضايت دادند.
به چه دليل عمدتاً بخشش اولياي دم در مراحل نهايي صورت مي‌گيرد؟
يكي از مواردي كه تجربه نشان داده، هر اولياي دمي در روزهاي اول بسيار بي‌تاب است. خيلي موارد مردم اگر فكر كنند به حق خود رسيده‌اند، خيلي راحت‌تر از حق خود مي‌گذرند اما وقتي فكر كنند به حق خود نرسيده‌اند پافشاري براي رسيدن به آن مي‌كنند، مثلاً برخي افراد دروغ مي‌گويند، انگيزه قتل را متفاوت بيان مي‌كنند و از واقعيت فرار مي‌كنند و همين باعث مي‌شود اولياي دم حتي تفاوت ديه هم پرداخت كنند و طرف اعدام شود. اما بارها ديده شده اگر قاتل نادم و پشيمان باشد و اظهار عجز و ناله كند، اولياي دم نرم‌تر شده و زودتر مصالحه مي‌كنند. بارها شنيده شده كه اولياي دم اظهار مي‌كنند اين فرد فقط حقيقت را بگويد ما مي‌بخشيم.
به همين دليل است تعداد رضايتي كه در مرحله اجراي احكام صورت مي‌گيرد خيلي بيشتر از مرحله دادگاه است و تعداد رضايت مرحله دادگاه بيشتر از دادسرا است و تعداد رضايت دادسرا بسيار بيشتر از مرجع انتظامي است كه يكي به دليل گذشت زمان و آرامش اولياي دم بوده و ديگري به دليل رسيدن اولياي دم به مرحله احقاق حق است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار