
25 سال است در آسيا قهرمان نميشويم و تيمهاي ما پشت سر هم در ليگ قهرمانان آسيا حذف ميشوند. از جمله اطلاعاتي که از گذشته داريم و روي آن حساب ميکنيم، اين است که پرسپوليس با اختلاف 10 امتيازي قهرمان ليگ ايران شده و بايد حداقل در فينال ليگ قهرمانان حضور داشته باشد، چون اين 10 امتياز نشان ميدهد اين تيم فراتر از کيفيت ليگ ماست، اما وقتي 10 امتياز اختلاف با تيم دوم هم چارهساز نيست و تيمي با اين كيفيت در آسيا اسير ميشود و چهار گل ميخورد، يعني اينکه خطر خيلي به فوتبال ما نزديک شده است. خطر از 25 سال پيش آغاز و کمکم به ما نزديک شده، اگر بگوييم اين حادثه بوده و خوشبينانه نگاه کنيم، آن وقت در مورد استقلال چه بگويم که شش گل از العين خورد. آيا هم چهار گل پرسپوليس و هم شش گل استقلال شانسي بود؟ نه، اينها شانسي نيست. اتفاق از آنجا شروع شد که در يک دوره خاص، خوبهاي فوتبال ما حدود 18 نفر از آنها لژيونر شدند. رفتن آنها محتواي فوتبال را از درون خالي کرد و بازيكنان بيكيفيت به فوتبال تزريق شد.
در حاليكه ژاپنيها زيکو را آوردند، ازبکستان ريوالدو و قطريها ژاوي را و ما كساني كه حتي جايي در تيم ملي كشورشان هم نداشتند. بازيكنان پير و فرسوده هستند، 16مربي هستند كه تغييري نميكنند و فقط ميچرخند! در واقع يك تفكر و يك استيل و فرم در فوتبال ما ميچرخد. خودمان ميدانيم كه دانش مربيان ما بهروز نيست، پس چطور بايد از فوتبال آسيا جلو بزنيم. با مربي، دانش و آموزش ثابت چطور ميخواهيم تحول ايجاد كنيم، مربي خارجي هم كه ميآوريم مثل برانكو سطح او را ميدانيم. نهايت فشاري كه به خودمان بياوريم، ميشود شفر! 23سال است 50 صفحه جزوه را تدريس ميکنيم. با اين فرمول همه چيز نابود ميشود بايد اجازه دهيم فوتبال به صورت طبيعي مربيان خوب را انتخاب کند و مربياني را که چيزي ندارند، پس بزند. مربي در يک فصل، سه بار از تيمهاي خود جدا ميشود و هنوز پاي خود را از هواپيما روي زمين نگذاشته، سر تمرين تيم ديگر ميرود. ما اين فرمول طبيعي را دستکاري کردهايم. در فوتبال اروپا بازيکنان به خاطر يک توپ ميجنگند و تلاش ميکنند، اما اينجا بازيكن، نيمفصل ميداند بگويد كجايش درد ميكند. برخي فاكتورها را كه كنار هم بگذاريم ميفهميم چرا 25 سال است قهرمان آسيا نشديم.