
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 19 شامگاه سيزدهم آذرماه سال گذشته بود كه مأموران كلانتري 119 مهرآباد جنوبي با تماس تلفني كاركنان بيمارستاني در جنوب تهران از مرگ مشكوك پسر جواني با خبر و راهي محل شدند. مأموران روي تخت بيمارستان با جسد پسر 21 سالهاي به نام امير روبهرو شدند كه با ضربات چاقو به قتل رسيده بود. با اعلام اين خبر قاضي ايلخاني، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي براي تحقيقات و شناسايي قاتل وارد عمل شدند.
نخستين بررسيها حكايت از اين داشت مقتول شامگاه دوازدهم آذرماه در محل پاركينگ آزادي حوالي خيابان استاد معين در درگيري با پسر جواني به نام بهمن به شدت زخمي و به بيمارستان منتقل شده است، اما بر اثر خونريزي شديد يك روز بعد فوت ميكند.
پدر مقتول گفت: پسرم روز قبل همراه يكي از دوستانش به نام شايان براي برداشتن خودرواش به پاركينگ آزادي ميرود كه در درگيري با پسر جوان ديگري به نام بهمن به قتل ميرسد.
حرفهاي شاهد حادثه
كارآگاهان در نخستين گام از شايان كه شاهد حادثه بوده تحقيق كردند.
وي درباره حادثه گفت: من و امير مدتي است با هم دوست هستيم. روز حادثه با خودروي ال نودم امير را به پاركينگ آزادي حوالي خيابان استاد معين رساندم تا خودرواش كه 206 سفيدي رنگي است از پاركينگ بردارد. من با خودروام جلو در پاركينگ منتظر ماندم و امير هم به داخل پاركينگ رفت. لحظاتي بعد خودروي 206 سفيد رنگي از پاركينگ بيرون آمد و من فكر كردم خودروي امير است و به اشتباهي برايش دست تكان دادم. پس از اين خودروي 206 كنارم توقف كرد و سرنشين صندلي جلو آن كه پسري به نام بهمن و از بچههاي محل مهرآباد جنوبي است، با صداي بلندي به من گفت: چيه؟ به خط پيشونيت مينازي! من سكوت كردم، اما او پياده شد و سيلي به من زد. در همين لحظه امير با خودرواش از پاركينگ خارج شد و با ديدن اين صحنه از خودرواش پياده شد كه بهمن سيلي هم به صورت امير زد. بهمن و امير با هم درگير شدند كه در ادامه بهمن چاقويي از جيبش بيرون آورد و سمت امير حمله كرد.
امير جا خالي داد تا چاقو به او برخورد نكند كه زمين خورد كه بهمن روي سينهاش نشست و چند ضربه با چاقو به امير زد. در حالي كه شوكه شده بودم، بهمن سوار خودروي من شد و فرار كرد و دوستش هم با خودروی خودش فرار كرد. من، امير را به بيمارستان رساندم و 24ساعت بعد هم مأموران خودروام را در خيابان ستارخان كه رها شده بود، كشف كردند.
فرار قاتل به افغانستان
تحقيقات ميداني مأموران نشان داد قاتل فراري پسر 32 سالهاي به نام روح الله است كه در محلهشان به اسم مستعار بهمن شناخته ميشود. همچنين مشخص شد قاتل فراري از مجرمان سابقهدار است كه در پروندهاش چندين سابقه خريد و فروش مواد مخدر، نزاع، درگيري و قدرتنمايي ثبت شده است.
در ادامه مأموران خيلي زود مخفيگاه قاتل را در خيابان شهيدان شناسايي كردند، اما دريافتند وي پس از حادثه با خودروي برادرش به مكان نامعلومي گريخته است.
از سوي ديگر تحقيقات كارآگاهان جنايي نشان داد قاتل فراري با كمك مرد افغاني به نام غلام به كشور افغانستان گريخته است. در حالي كه تحقيقات براي شناسايي مخفيگاه متهم در كشور افغانستان ادامه داشت، مأموران دريافتند غلام از كشور افغانستان به ايران بازگشته است. بدين ترتيب مأموران پليس غلام را دستگير كردند و مورد بازجويي قرار دادند. غلام در بازجوييها با اعتراف به فراري دادن قاتل به كشور افغانستان گفت: پس از حادثه برادر بهمن به سراغ من آمد و گفت برادرش مرتكب قتل شده و از سوي مأموران تحت تعقيب است. او از من خواست بهمن را به افغانستان فراري بدهم. سپس من بهمن را به زادگاهم كه روستايي در افغانستان است، بردم و آنجا مخفي كردم.
دستگيري بهمن در افغانستان
با اعتراف متهم مأموران برادر بهمن را به اتهام فراري دادن متهم بازداشت كردند. مأموران در ادامه با شناسايي دقيق مخفيگاه بهمن در كشور افغانستان، با كمك پليس بينالملل قاتل فراري را دستگير و به ايران منتقل كردند.
سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ، با بيان اينكه متهم در بازجوييها به قتل اعتراف كرد، گفت: متهم پس از نزديك به يكسال زندگي مخفيانه در كشور افغانستان، صبح روز پنجشنبه مورخه 30/06/1396 در فرودگاه امامخميني (ره) به كارآگاهان اداره دهم پليسآگاهي تهران بزرگ تحويل داده و به اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل شد؛ متهم در همان نخستين تحقيقات به درگيري منجر به جنايت و قتل امير اعتراف كرد. تحقيقات از متهم به دستور قاضي ايلخاني از سوي كارآگاهان اداره دهم ادامه دارد.