
فريدون حسن
اين روزها صحبت از حضور بانوان در ورزشگاهها و دميدن در شعار و كوفتن بر طبل آن از سوي برخي جريانها به شدت دنبال ميشود. حقيقت اين است كه اگر اين حق را براي بانوان قائل هم باشيم اينگونه پيگيري كردن و اين قبيل بزرگنماييها تنها براي رسيدن به اهداف سياسي و بازي با افكار عمومي است.
اين روزها در حالي حضور بانوان در ورزشگاهها به عنوان يك حق تضييع شده قلمداد ميشود كه همين حالا شاهد حقخوريها و ناديده گرفتن بسياري از حقوق بانوان در مسائل كلان ورزش هستيم اما آنها كه به دنبال اهداف سياسي خود هستند با بزرگنمايي اين مسئله و ناديده گرفتن حقوق ديگر بانوان در ورزش عملاً نگاهها را به سمت يك مسئله پيش پا افتاده منحرف كردهاند بدون اينكه كوچكترين توجهي به معضلات بزرگتر و حقوق ضايع شده مهمتر ورزش بانوان داشته باشند.
فراموش كردن دغدغه رهبر انقلاب تمامي اين سهلانگاريها و اعمال سليقهها در خصوص بانوان ورزشكار و علاقهمند به ورزش در حالي اتفاق ميافتد كه رهبر معظم انقلاب اسلامي همواره نگاهي خاص به ورزش بانوان و افتخارآفريني آنها در مجامع بينالمللي براي ايران داشتهاند تا جايي كه حضور بانوان محجبه و مدالآور ايران روي سكوهاي جهاني را افتخاري بينظير و بزرگ براي كشور قلمداد كردهاند با اين حال تبعيضهاي موجود در ورزش ميان قهرمانان زن و مرد، گسترش نيافتن رشتههايي كه بانوان در آنها توانمنديهاي خود را ثابت كردهاند، نبود يا كمبود شديد مكانهايي مناسب و اختصاصي براي ورزش بانوان در كشور و عدم پيگيري مناسب مشكلات بينالمللي ورزش بانوان عملاً باعث شده تا اين دغدغه مهم مقام معظم رهبري مانند بسياري ديگر از دغدغههاي ايشان ناديده گرفته شود و در عوض آن اين روزها شاهد يك بازي رسانهاي هدفدار براي حضور بانوان در ورزشگاههاي فوتبال هستيم؛ مسئلهاي كه كاملاً مشخص است به صورت جهتدار و براي رسيدن به منافع سياسي گروهي خاص و جلب رأي و رضايت قشر عظيمي از مردم است كه البته ناگفته پيداست نتيجهاي در پي نخواهد داشت.
فراموشي مشكلات واقعي واقعيت اين است كه ورزش بانوان ايران بهرغم تمامي درخششها و مدالآوريهاي بانوان اين سرزمين در بزرگترين و معتبرترين ميادين جهاني همچنان مهجور است. بدون هيچ شكي تاريخ ورزش ايران نامهايي چون كيميا عليزاده، زهرا نعمتي، مهلقا جامبزرگ، حميده عباسعلي، گلنوش سبقتاللهي، نجمه خدمتي، الهه احمدي، مريم طوسي و خواهران منصوريان را از ياد نخواهد برد اما همين قهرمانان و افتخارآفرينان ايران بعد از كسب مدال و مقام به راحتي فراموش شدند و يادمان رفت كه با چه مشقتي موفق به انجام اين كارهاي بزرگ شدند، آن وقت اين روزها به جاي رسيدگي به مشكلات آنها مشغول دوختن زمين و آسمان به هم هستيم تا مجوز حضور بانوان در ورزشگاهها را صادر كنند.
آيا واقعاً مشكلات ورزش بانوان در يك حضور 90 دقيقهاي در ورزشگاه خلاصه ميشود؟ اين سؤالي است كه اين روزها در جو به راه افتاده براي مثلاً احقاق حق بانوان براي حضور در ورزشگاهها فراموش شده است. ناگفته پيداست كه بايد براي حل اين مسئله هم راهحلي اساسي و درست پيدا كرد، اما اينكه بخواهيم اين مسئله را مشكل و معضل اول و آخر ورزش بانوان عنوان كنيم اصلاً منطقي نيست. بديهي است حل اين مسئله مستلزم ظهور و بروز شرايط، امكانات و فرهنگسازي درست است كه با شعار سر دادن و قيل و قال راه انداختن به نتيجه نميرسد. اين مسئله هم كه عنوان شود اين كار بايد انجام شود تا به مرور زمان مشكلات آن حل شود از آن دست نظريههايي است كه بايد نخوانده و نديده آن را دور انداخت؛ چرا كه قرار نيست جامعه از اين راه اول ضربه بخورد بعد به فكر راهحل و چاره باشد.
بنابراين رسيدگي به وضعيت زيرساختي و امكانات نرمافزاري و سختافزاري ورزش بانوان بديهيترين كاري است كه بايد انجام شود هر چند نبايد از احقاق حقوق ديگر آنها از جمله ايجاد شرايط مساعد و مناسب براي حضور آنها در ورزشگاهها غافل بود.