ورزش حواشي زيادي دارد و در برخي رشتهها ميزان آن بيشتر از بقيه است. تا زماني كه اين حواشي شامل حال ورزش شود فدراسيونها و وزارت ورزش مسئول بررسي و رسيدگي به آنها هستند اما زماني كه موضوع حاشيهاي از حيطه ورزش خارج و وارد بازيهاي سياسي ميشود ساير نهادها و مقامات نيز نسبت به آن مسئول هستند. بحث ورود بانوان به ورزشگاهها از جمله موضوعاتي است كه در سالهاي گذشته مانورهاي زيادي روي آن داده شده و گروهها، جناحها و همچنين معاندين هركدام با نگاهي سودجويانه و منفعتطلبانه به آن مينگرند. همين سوءاستفادهها است كه اين موضوع را به يكي از داغترين و پرسر و صداترين سوژههاي رسانهها و فضاي مجازي تبديل كرده و متأسفانه اظهارنظرهاي متفاوت و ضد و نقيض مسئولان نيز به آن دامن ميزند.
آخرين ديدار تيم ملي فوتبال در رقابتهاي انتخابي جام جهاني فرصت خوبي بود براي پيش كشيدن دوباره بحث ممنوعيت ورود بانوان به ورزشگاه؛ ديداري كه حضور تماشاگران تيم مهمان روي سكوها بر شدت حاشيهها افزود؛ در حالي كه اين اولين باري نبود تماشگران زن خارجي اجازه ورود به ورزشگاه را داشتند، اما همانطور كه انتظار ميرفت سر و صداي زيادي بابت غيبت بانوان ايراني در آزادي بلند شد؛ از مجري شبكه سوم گرفته تا كانالهاي تلگرام، صفحات اينستاگرام و به ويژه شبكههاي ماهوارهاي، همگي تمام تلاش خود را به كار بستند تا اين غيبت را بزرگتر از آنچه هست جلوه دهند. اين اولين باري نيست كه چنين اعتراضهايي را شاهد بوديم و احتمالاً در آينده و در بازيهاي آتي باز هم انتقادهايي را در اين خصوص خواهيم شنيد. در گير و دار تفكرات مختلف درخصوص حضور يا عدم حضور بانوان در ورزشگاهها يك سؤال مهم هميشه براي خيليها مطرح بوده و آن اينكه چرا مسئله فوق همواره به عنوان يك حربه سياسي- انتخاباتي از سوي برخي جناحها استفاده ميشود؟ تاكنون كه علاقهمندان به شاخ و برگ دادن به اين جريان پاسخ صريحي به سؤال مطرح شده ندادهاند و بعيد است در ادامه راه نيز اين انتقاد را بپذيرند. منتها اگر قرار باشد يك بار براي هميشه تكليف چالش تماشاگران زن برطرف شود بايد تكليف استفاده ابزاري از اين مسئله هم مشخص شود. اصولاً در سال منتهي به انتخاباتها برخي فعالان سياسي اهميت زيادي به بانوان علاقهمند به ورزش ميدهند تا جايي كه بخشي از فعاليتهاي انتخاباتي خود را معطوف اين مسئله ميكنند. در بسياري از موارد هم به قدري روي اين چالش مانور ميدهند كه انگار هيچ مسئله مهمتري كه نيازمند رسيدگي سريعتر و جديتر باشد در كشور وجود ندارد. به همين خاطر است هر بار تعدادي از بانوان خواهان حضور در ورزشگاهها و تماشاي رقابتهاي ورزشي ميشوند فرصتطلبان با بحراني جلوه دادن اوضاع سعي در تلقين تفكرات سياسي خود به كل جامعه دارند. متأسفانه نگاه تبليغاتي و ابزاري بسياري از سياسيون شرايطي را فراهم كرده تا رسانههاي معاند و ضدانقلاب نيز از اين آب گلآلود ماهي بگيرند و به دروغپراكنيها عليه نظام ادامه دهند. جاي تعجب دارد كه هيچ كدام از مدعيان داخلي و خارجي هيچ اشارهاي به جو ناسالم ورزشگاهها نميكنند! همه آنها كه فقط يك بار پايشان را در استاديومهاي فوتبال گذاشتهاند يا حتي از تلويزيون بازي تيم محبوبشان را تماشا كردهاند بر اين واقعيت صحه ميگذارند كه روي سكوها خبري از رعايت احترام و فرهنگ نيست. تعداد شعارهاي مملو از الفاظ ركيك و شنيع به قدري زياد است كه صدا و سيما نيز در بسياري از مواقع مجبور به قطع صداي تماشاگران ميشود. با اين وجود كمتر كسي حرف ازسالمسازي جو ورزشگاهها ميزند در صورتي كه ورود بانوان به ورزشگاهها در وهله نخست نيازمند پركردن خلأهاي فرهنگي است كه روز به روز گسترش بيشتري پيدا ميكند. ورود بانوان به ورزشگاهها شايد خواسته و دغدغه اكثريت جامعه ايراني نباشد اما باز هم نميتوان با بيتفاوتي از كنار اين دغدغه گذشت. بررسي اين خواسته از سوي مقامات ارشد كشور انتظار اين بخش از جامعه است كه بايد به دور از جنجالهاي سياسي و تبليغاتي انجام شود. سالمسازي ورزشگاهها و در نظر گرفتن تمهيدات لازم براي بانوان ميتواند بررسي موضوع حضور بانوان در ورزشگاهها را تسريع كند؛ البته در صورتي كه مدعيان حمايت از حقوق بانوان دست از شلوغكاريهاي هدفدار و بينتيجه خود بردارند.