حسن روانشيد*
ييلاق و قشلاق، تنها سرمايه اقوام عشايري است كه قرنهاست با اعتبار و بقاي آن زندگي ميكنند و به سنتهاي آن خو گرفتهاند. اين نعمت بيكران ميتواند هميشه جاودان بماند اگر مورد تعدي و تجاوز قرار نگيرد همانگونه كه ديرزماني موجود بوده و از وجود آن توسط نسلهاي گذشته بهخوبي بهرهبرداري ميشده است. دستكاريهاي نابجا و غرضورزانه در اكوسيستم محيطزيست نهتنها لايه اوزون را به خاطر زيادهطلبيها در جو سوراخ ميكند بلكه سرچشمههاي مايه حيات را نيز ميخشكاند تا سرسبزيهاي خود رو را در اقصي نقاط جهان به كوير تبديل كند، دشتها و مرغزارهاي سرزمين ايران و بهخصوص در مناطق جنوب كشور قرنها محل چراي چهارپايان ايلات و عشاير در چهارفصل بوده و امروز بر اثر اسراف و زيادهخواهيها ميرود تا به صحراهاي لميزرع تبديل گردد.
يكيك آحاد جامعه مسئول اين نابساماني و تغيير در يك سيستم زندگي توأم با كارآفريني و توليد درآمد بانام عشاير شدهاند كه گرما را در ييلاق و سرما را در قشلاق سپري ميكردند تا خود و دامهايشان در امان باشند و بتوانند اقلام مورد نياز شهرنشينها ازجمله گوشت، لبنيات و صنايعدستي را فراهم نمايند. آمارها متناقض است اما بر اساس يك سرجمعبندي ساده تا سالهاي قبل حدود 70 درصد از گوشت، 45 درصد از لبنيات و 35 درصد از صنايعدستي مورد نياز داخل كشور توسط ايلات و عشاير تأمين ميشده كه هماكنون اين ارقام به سطح غيرقابلباوري تقليل يافته است.
ريشه اين نابسامانيها در زندگي عشاير كه ميتواند پيامدهاي ناهنجاري در روند زندگي اجتماعي و بهخصوص جمعيت فعال و جوان كشور در آينده داشته باشد تأسفبار است! اين قسمت از جامعه كشور نهتنها از بعد تأمين مواد غذايي بلكه از جنبه توليد شغل دامداري، توليد لبنيات، توليد پروتئينهاي گوشتي و صنايعدستي رقم بالايي از پر كردن ساعات كار جامعه را به عهده داشته كه با اين ركود شكننده ضربه بزرگي را به روند جاري كار، توليد غذا و صنايعدستي وارد خواهد كرد! قاليبافي، گليمبافي، جاجيمبافي، سكمهدوزي، حصيربافي، سياهچادر بافي، آويز گليمبافي، گبهبافي، خورجينبافي، نمدمالي، گيوهدوزي، رنگرزي، مفرشبافي، مهلهسازي، دورچينبافي و حل اسب بافي و صدها هنر دستي ملموس و يادگار ناملموس كه در بين ايلات و عشاير كشور رايج است حال آنكه هر روز تعدادي برچيده و بهمرور زمان به فراموشي سپرده ميشود. هماكنون كشور ما سرزمين ايلها و عشايري با سرشاخههاي ملك شاهي، شوها، كردها، ايوان، اكواري، عرب، چهار لنگ، ظريف، لرستان، چهارمحال و بختياري، كهگيلويه و بويراحمد، كرمانشاه، خراسان، قزوين، فارس، خمسه زنجان، كردستان و تركمن ميباشد كه اكثريت بالاتفاق آنها در حال انقراض سنت ييلاق و قشلاق بوده و سعي بر سكونت در يك محل را دارند. آنها براي رفتوآمدهاي سنواتي خود با مشكلات عديدهاي روبهرو هستند كه قادر به حل يا ناديده گرفتن آنها نيستند.
خشكساليهاي پيدرپي در چراگاهها، كمبود و نقصان آب در مقاصد و مسيرها، نبودن چراگاهها در بين راه، تأمين خوراك دام با خريد علوفه از واسطهها، نماندن جوانان در ايل با شوق ادامه تحصيل و ماندن در شهرها و خالي بودن دست بزرگان ايل براي پرداخت تسهيلات به بانكها باقيمانده افراد عشاير را مجبور به سكونت در يك مكان نموده تا حداقل دغدغه هزينههاي بينراهي را نداشته باشند و با خريد علوفه از دلالان و واسطهها به پرورش معدودي دام براي مصارف خود بپردازند كه اين مقوله آنها را ناچار به حذف هنرهاي دستي از زندگي خود مينمايد.
شايد اين معضل بهظاهر كوچك و كماهميت به نظر ميرسد اما ميتواند بهمرور زمان به چالش و تنشي ناخواسته تبديل شود كه قبل از آن چارهاي جز ورود مجلس به محتواي آن نيست و بالا زدن آستينها توسط دولت براي كمك به ادامه روند ييلاق و قشلاق و رفع مشكلات پيش پاي ايلات و عشاير را ميطلبد كه اگر اين سنت ديرينه بهمرور زمان و در اثر بيتوجهي حذف شود، خسارات فراوان اقتصادي، فرهنگي، ميراثي و حتي اجتماعي خواهد داشت.
*روزنامهنگار پيشكسوت