
نيره ساري
پيكر دانشآموزان فوتشده سانحه اخیر واژگونی اتوبوس روز شنبه و يكشنبه در شهرستانهايشان تشييع و تدفين شد؛ آموزش و پرورش اعلام كرد كه هزينه درمان دانشآموزان مصدوم را ميپردازد، اردوهاي شبانه به دستور وزير به حالت تعليق در آمد، خبرنگار روزنامه دولت در توييتي از پيشنهاد پرداخت پول به خانواده دانشآموزان سانحهديدهاي نوشت كه رضايتنامه نداشتند، آموزش و پرورش اين موضوع را شايعه خواند، خبر استعفاي مدير سازمان دانشآموزي استان هرمزگان در رسانهها پخش شد، رئيس پليس راه كشور از مسلم شدن نبستن كمربند ايمني به سفارش راننده در اين حادثه خبر داد، وزير اين امر را بعيد دانست، برخي مديران استاني در رابطه با حادثه واژگوني اتوبوس حامل دانشآموزان هرمزگاني احضار شدند و بالاخره گروه كارشناسي وزارت آموزش و پرورش كه با هدف بررسي سانحه دلخراش واژگوني اتوبوس حامل دانشآموزان هرمزگاني مأموريت ويژه يافته بود، گزارش اوليه خود را منتشر كرد، اما هيچ كدام ازاين خبرها و پيگيريها حتي ياراي مقابله با اين تيتر دردناك را ندارد «يك دست و يك پاي محدثه، دانشآموز مينابي كه در حادثه واژگوني اتوبوس در جاده داراب قطع شد.»
هرچند كه وعده و وعيد مسئولان در داغي و تازگي يك حادثه معمولاً رخ ميدهد و قول مساعد براي جلوگيري از تكرار چنين حوادث تلخي داده ميشود، اما آيا غم از دست دادن والديني كه با خوشحالي فرزندان خود را راهي مسيري بيبازگشت كردند با اين همه وعده قابل تسكين است؟! آيا آرزوهاي از دسترفته دانشآموزاني كه روي تخت بيمارستان هستند، بر ميگردد؟!
محدثه شب راه، يكي از دانشآموزان هرمزگاني كه در حادثه اخير دست و پايش را از دست داد، ميگويد: مسئولان ميآيند و ميروند، وعده ميدهند. ميگويند كمك ميكنيم به دانشگاه بروي، اما ميترسم حرفهايشان براي همين حالا كه روي تخت بيمارستانم باشد، ميترسم فراموش كنند وعدههايي را كه اين روزها به من دادند.
محدثهاي كه كودكي و آرزوهايش به دليل سهلانگاري از دست رفته است، تعريف ميكند: نميدانم چه شد اما بيهوش شدم و پس از مدتي كه به هوش آمدم چند نفر از دوستانم روي من افتاده بودند و دستم تا بازو زير سنگها بود و پايم نيز زير صندلي ماشين گير بود. بعد از ساعتي ماندن در اين حالت، وقتي بيرونم آوردند دست راستم از آرنج و پاي چپم از زانو در همان صحنه تصادف قطع شده بود, سرم شكسته و مهرههاي كمرم آسيبديده بود و كمر و گردنم به شدت درد ميكرد.
اين روزها محدثه با تلخي از فوت دوستش كه كنار وي نشسته صحبت ميكند و ميگويد: قرار بود سال آينده كنكور بدهم، خيلي دوست داشتم پزشك شوم، اما حالا اينجا هستم روي تخت بيمارستان. شيوا، دوست سه سالهام در مدرسه كه در اتوبوس كنار دستم نشسته بود، جان داد. اين خاطرهها را چگونه از ذهنم پاك كنم؟
وعدههاي بيسرانجام!
درد دلهاي تلخ محدثه، ذهنها را به حوادث چند سال قبل همچون درودزن و شينآباد ميبرد، كودكاني كه همه آرزوهايشان در شرارههاي آتش سوخت و تلف شدن همكلاسيهايشان را به چشم ديدند، اما سالها ميگذرد و اين كودكان وارد نوجواني شدند، در حاليكه سرپرست تيم درماني دانشآموزاني شينآبادي ميگويد: متأسفانه وعدههاي دولت و وزارت بهداشت براي تهيه تجهيزات براي درمان دانشآموزان شينآبادي هنوز عملي نشدهاست.
وي درباره وضعيت درماني دانشآموزان درودزن كه حدود ۱۱ سال پيش در آتش سوختند و دچار حادثه شدند نيز ميگويد: وزارت بهداشت تعهد كرده بود كه همه خدماتي را كه به دانشآموزان شينآبادي اختصاص ميدهد، براي آنها نيز در نظر بگيرد، اما متأسفانه از هيچكدام حمايت كافي صورت نميگيرد.
نخستين گزارش سانحه واژگوني اتوبوس دانشآموزان
اكنون گروه كارشناسي كه از سوي سيد محمد بطحايي، وزير آموزش و پرورش مأموريت يافته بود تا علل بروز اين سانحه را بررسي و اعلام نتيجه كند، گزارشي تفصيلي از نتيجه بررسي تيم تخصصي خود را منتشر كرده است؛ گزارشي كه از ابتداي آن برگزاري اردو در آموزشو پرورش بهعنوان يك موقعيت يادگيري، از ضرورتهاي غيرقابلانكار توصيفشده و نبود آن را يك نقيصه براي نظام آموزش و پرورش در نظر گرفتند.
اما نكته مهم اين است كه برنامهريزي اعزام اردو بر عهده اداره كل استانها (شوراي برنامهريزي سازمان دانشآموزي استان، با مسئوليت مديركل استان) معرفي و در نهايت تصميم مربوط به زمانبندي اعزام و استقرار دانشآموزان توسط اين فرد عنوان شده است.
در اين گزارش نبستن كمربند ايمني توسط دانشآموزان هم به سفارش راننده عنوان شده است. البته در بخش ديگري از اين گزارش آمده است راننده اصلي بهرغم خستگي، بر عدم جابهجايي با راننده كمكي اصرار داشته و با وجود تذكر چندباره سرپرست دانشآموزان در اتوبوس، حرفشنوي نكرده و نهايتاً منجر به سانحه شده است.
در ادامه نوشتهشده ظاهراً حركت در شب ضروري نبوده بلكه يك امكان بوده كه با توجه به گرماي روز و شيب مثبت مسير، تصميم به حركت در شب اتخاذ ميشود.
البته در مورد انتخاب نوع وسيله نقليه نيز آموزش و پرورش با سلب مسئوليت در اين زمينه، خود را مبري و بيان كرده است: در خصوص انتخاب وسيله نقليه و راننده نيز با اعتماد به نهادها و دستگاههاي مسئول در اين امر بر اساس مدارك و مستندات قانوني نسبت به عقد قرارداد با شركت مسافربري انتخاب وسيله نقليه اقدام شده است. در نخستين گزارش سانحه واژگوني اتوبوس دانشآموزان همچنين نوشته شده است كه طبق بررسيهاي اوليه كارشناسان پليسراه و وزارت راه، مقصر اصلي حادثه، راننده معرفي شده كه در حال حاضر در بازداشت است.
گزارشي كه بيشباهت به اعلام برائت آموزش و پرورش از مسئوليت حفظ جان فرزندان اين آب و خاك نيست و گويي والدين اين دانشآموزان، مسئوليت حفظ جان و سلامتي آنها را بر عهده راننده و شركت مسافربري گذاشتهاند!