دنيا حيدري
مهمترين مسئله در ساخت و ساز، پيريزي است. پي ساختماني كه اصولي و محكم بنا نهاده شود، ميتواند ضامن سلامت و ماندگاري و دوام آن باشد اما كوچكترين سهلانگاري در اين مورد، ميتواند تمام هزينهها را برباد دهد چراكه در اصل خانه از پايبست ويران است.
اين اما تنها در خصوص ساخت و سازهاي ساختماني صدق نميكند و يك مسئله كلي و اساسي است كه جنبههاي زيادي را حتي ورزش دربر ميگيرد. ورزشي كه پايههاي آن را توجه و رسيدگي به نونهالان، نوجوانان و جوانان محكم ميكند و بيتوجهي به آن، ميتواند آيندهاي مبهم و تاريك را در پي داشته باشد.
پيشتر، اين كوچهها و خيابانهاي شهر بودند كه استعدادها را شكوفا و آنها را به ورزش معرفي ميكردند. استعدادهاي فراواني كه البته تعداد كمي از آنها شانس شكوفا شدن و ديده شدن را پيدا كرده و به ثمر ميرسيدند و بسياري در همان كوچه پس كوچهها ميماندند و بيآنكه ديده شوند، روزگار ميگذراندند. امروز اما چشم اميد داشتن به شكوفايي استعدادهاي ورزش از كف خيابانها اميدي واهي است. نه فقط چون بيشترين تفريح نونهالان و نوجوانان چمباتمه زدن بر سر گوشيها و تبلتهاست و ديگر كمتر ميتوان شاهد رقابت مفرح آنها در كوچه و خيابان بر سر يك توپ يا كشتي گرفتن براي به رخ كشيدن تواناييهايشان بود، بلكه بدان جهت كه ورزش امروز به يك صنعت تبديل شده و براي عقب نماندن از اين صنعت، بايد بهروز بود و به طور اصولي روي پايهها سرمايهگذاري كرد تا در آينده، ثمره اين توجه به نتيجه برسد.
قهرمانان، مدالآوران و افتخارآفرينان امروز هر اندازه هم كه پرچم ايران را بر فراز دنيا به احتزاز درآورند، باز هم زمان محدودي دارند و خيلي زود بايد ورزش را بوسيده و كنار بگذارند و جاي خالي آنها بايد با نفراتي در آن سطح و حتي بهتر پر شود. اما جايگزين كردن كار چندان آساني نيست و بدون برنامه نميتوان اميد زيادي داشت كه جاي خالي قهرمانان امروز را فردا قهرماناني ديگر پر كنند.
بحث توجه به پايههاي ورزش كه به ميان ميآيد، همه نگاهها به سمت وزارت ورزش برميگردد اما وزارت ورزش به تنهايي نميتواند موفقيتي چشمگير را از خود به نمايش بگذارد. نه فقط چون توانايي آن را ندارد، بلكه به اين دليل مهم كه يك دست صدا ندارد. در واقع وزارت ورزش بايد با همكاري با نهادهاي مختلف، از جمله وزارت علوم، آموزش و پرورش و حتي استفاده بهينه از امكانات سازمانهايي چون سپاه، بسيج، نيروي انتظامي و ساير نهادهاي نظامي، گامي بلند، مؤثر و صد البته بابرنامه در راستاي آيندهاي روشن در ورزش بردارد. تصور اينكه آموزش و پرورش تنها وظيفه رسيدگي به دروسي چون رياضي، فيزيك، شيمي يا حتي ادبيات را دارد و ورزش چيزي بيش از دو ساعت تفنني براي دانشآموزان نيست، تصوري سادهلوحانه است چراكه آموزش و پرورش بهترين نهاد براي استعداديابي و معرفي استعدادهاست.
در واقع وزارت ورزش ميتواند با برنامهاي از پيش تعيين شده با كمك آموزش و پرورش در شناسايي استعدادها و با سازمانهاي نظامي براي پرورش اين استعدادها همكاري داشته باشد و بتواند در طول زمان، گزينههاي مناسبي را براي حضور در ورزش قهرماني و قرار گرفتن به جاي قهرماناني كه زماني مجبور به كنارگيري ميشوند، معرفي كند. درست مشابه كاري كه سالهاست بسيج با برپايي پايگاههاي استعداديابي، در ورزش انجام ميدهد. آنچه مسلم است، ورزش ايران استعدادهاي بيشماري در رشتههاي مختلف دارد. استعدادهايي كه شناسايي آنها ميتواند ورزش را به تعالي رسانده و علاوه بر تضمين سلامت جامعه، نام ايران را در دنيا بر سر زبانها بيندازد. اما مسئله مهم كشف اين استعدادها، چگونگي پرورش و بهره گرفتن از آنهاست. هدفي كه طي چند سال گذشته بسيج در راه آن گام برميدارد و حالا ميتواند خيلي فراگيرتر از هدف يك ارگان خاص و با همكاري هر چه بيشتر نهادهاي مرتبط، پايهريزي شده و نتيجهاي به مراتب بهتر و پربارتر داشته باشد. ورزش ايران امروز جايگاه شناختهشدهاي در دنيا دارد. نه فقط در كشتي و فوتبال و وزنهبرداري، كه در رشتههاي تازهتأسيستر چون فوتبال ساحلي، يا حتي در زمينه ورزش معلولين. اما نامآوران امروز ورزش ايران، به زودي زود ناچار به ترك كردن ميدان هستند و بايد افرادي ديگر جاي آنها را بگيرند. اما اينكه چه كساني جاي قهرمانان و مدالآوران امروز ورزش ايران را ميگيرند، فقط و فقط به نوع نگاه و برنامهريزياي بستگي دارد كه براي آينده ميكنيم. ميتوان دست روي دست گذاشت و به انتظار شكوفا شدن استعدادي خاص، چشم به آينده دوخت اما از سويي ديگر ميتوان كمر همت بست و براي پرورش آيندهسازان فرداي ورزش و قهرمانان بعدي تلاش كرد. تلاشي همهجانبه و با استفاده از تمامي امكانات موجود. بايد دست به دست هم داد براي پيريزي آينده ورزش و اين مهم دستيافتني نيست مگر با توجه به پايهها، به نونهالان و نوجوانان امروز كه اميدهاي فرداي ما خواهند بود. اما نبايد فراموش كرد كه پايهپروري برنامه و نگاهي نو ميخواهد.