
جواد محرمي
هيچ موقعيتي جذابتر از جنگ در طول تاريخ سينما براي ساخت درام وجود نداشته است، موقعيتي كه البته تعداد كمي از سينماگران ايراني براي بازنمايي آن استعداد نشان دادهاند، خرمشهر به تنهايي يك دنيا درام و حماسه را در خود جاي داده است. سريال آشوب قرار است بخشي از اين درياي ناشناخته حماسه خرمشهر را بازنمايي كند، براي توليد اين اثر تقريباً يك شهر سينمايي جديد ساخته شده است، لوكيشني كه موجب شده تيم توليد و عوامل بتوانند بخش اعظم فيلمبرداري را در تهران به سر ببرند، علاوه بر پرلوكيشن بودن، آشوب سريال پركاراكتري نيز هست. اثري كه محصول مركز فيلم و سريال سازمان هنري رسانهاي اوج است. قصه عاشقانهاي بين يك جاسوس عراقي و يك پرستار كه فضاي ملتهب جنگ، آن را دستخوش فراز و فرودهاي بسيار ميكند.
به فاصله چند متر از يكي از بزرگراههاي تهران وارد فضايي ميشويد كه شما را به حال و هواي دهه 60 و جنوب كشور ميبرد، چند مرد با دشداشه، يك فولكس قورباغهاي، ساختماني آجري در كنار تعدادي نخل و صحنهاي كه با برداشتهاي پرتعداد درحال فيلمبرداري است.
امير پوروزيري، كارگردان اين سريال ميگويد كه قصه آشوب از چند ماه پيش از آغاز جنگ تحميلي در خرمشهر آغاز شده و تا سقوط خرمشهر ادامه پيدا ميكند. او درباره وجه تمايز سريال آشوب با ديگر كارهايي كه درباره خرمشهر ساخته شده به تفاوت قصه اشاره ميكند و داستانهايي كه بيشتر به مردم ارتباط پيدا ميكند، چرا كه دفاع از خرمشهر در آغاز جنگ يك دفاع كاملاً مردمي بود، «فكر ميكنيم در قصهگويي دفاع مقدس ما آنقدر پايبند به واقعيت بودهايم و راه تخيل را بستهايم كه نتوانستهايم همان واقعيت را نيز به خوبي بازتاب دهيم، ما قصد داريم قصهاي بيپروا را روايت كنيم كه شايد عدهاي بگويند برخي از اين ماجراها اصلاً اتفاق نيفتاده است، در واقع اولويت ما با قصهگويي است نه روايت تاريخ، من مستندنگاري را كه به روش فيلمسازهاي ما تبديل شده زياد نميپسندم. اين تلقي وجود دارد كه اگر گوشهاي از تاريخ ما را درست مانند همان واقعه تاريخي بسازند خيلي كار بزرگي كردهاند، خب در اينگونه مواقع درام از دست ميرود، درام ميتواند زاييده موقعيتي واقعي باشد كه با تخيل همراه ميشود ولي همه واقعيت نيست.»
قهرمان محور كار است
كارگردان آشوب در پاسخ به اين سؤال كه آيا اين رويكرد واقعيت را تحت تأثير قرار نميدهد با قاطعيت ميگويد: «خير، اصلاً قرار نيست اين اتفاق بيفتد، شما ببينيد براي مثال پنج نفر كه در موقعيت جنگي واحدي حضور داشتهاند پنج قرائت يا روايت مختلف از آن موقعيت واحد ارائه ميدهند. بنابراين درباره برخي مسائل نميتوان با قطعيت و به طور مطلق سخن گفت و همين جاست كه تخيل ميتواند به كمك بيايد.»
پوروزيري تأكيد ميكند كه سريال آشوب برخلاف برخي آثار ضعيف دفاع مقدس از وجه حماسي مناسبي برخوردار است، چرا كه كاري قهرمانمحور جلوي دوربين ميرود و ما شاهد اعمال قهرمانانه هستيم و مسئله اين است كه اين اعمال منجر به فتح نميشود و در پايان خرمشهر سقوط ميكند اما ما با شكستي حماسي مواجهيم، مردماني كه تا آخرين قطره خون پاي دفاع از سرزمين مادري شان ميايستند.
او تأكيد ميكند كه ما با شبهقهرمان مأيوس، سرگشته و پشيمان مواجه نبود و شاهد يك قهرمان واقعي دفاع مقدس خواهيم بود.
از كتاب «دا» استفاده كرديم
كارگردان سريال آشوب در اين باره كه چقدر از ادبيات دفاع مقدس و مثلاً منابعي چون كتاب دا استفاده كردهايد، ميگويد: «قطعاً به منابع زيادي رجوع شده اما فقط در راستاي اين بوده كه اطلاعاتي را به ما بدهد، براي مثال از كتاب دا لحظاتي را در كار استفاده كرديم، مگر ميشود شما درباره خرمشهر اثري بسازيد و به كتاب دا رجوعي نداشته باشيد.»
او به اين اشاره ميكند كه تا الان 600 دقيقه فيلمبرداري كرديم و احتمالاً بايد 600 دقيقه ديگر هم بگيريم تا به 30 قسمت برسيم، كار تاريخ و جنگي ساختن كار سختي است، كاش بازار عرضه و تقاضاي واقعي داشتيم و اگر اثر ارزش داشت مردم براي آن پول ميدادند، الان ما مجبوريم با بودجهاي كه تصويب شده فيلم بسازيم كه اين اشتباه است.»
پوروزيري ميگويد: «سريال آشوب صحنههاي اكشن و پربرخورد زيادي دارد و ساختن اين صحنهها كار سخت و زمانبري است، ما اينجا تقريباً يك شهر ساختيم، آبادان و خرمشهر هم خواهيم رفت و بخش كمتري از كار را آنجا فيلمبرداري ميكنيم.»
او بخشي از سينماي سالهاي ابتدايي انقلاب را الگوي خوبي براي فيلمهاي با مضمون انقلابي ميداند و به آثاری چون دستمزد ساخته مجيد جوانمرد، تيرباران علي اصغر شايگان و نيز فيلم ترن مرحوم امير قويدل و همچنين دو فيلم تشريفات و مسافران مهتاب مهدي فخيمزاده اشاره ميكند، آثاري كه برخي سياستهاي اشتباه باعث شد ساخت آنها به حاشيه برود.»
اما مهديه نساج، بازيگر سريال آشوب مابين ضبط يكي از صحنههاي اين اثر درباره نقشآفريني در اين سريال ميگويد: «من نقش مينو، پرستار، را بازي ميكنم، ما يك مثلث عشقي داريم و اتفاقاتي مثل بمبگذاريهاي پيش از آغاز جنگ روي اين موضوع تأثير ميگذارند، نكته جذاب درباره اين فيلمنامه براي من است است كه خيلي درگير فضاي جنگ و انفجار نميشويم و در واقع به تأثيري كه جنگ بر مردم ميگذارد، نزديك ميشويم.»
مالك احدپور سراج از بازيگران ديگر اين سريال نيز در گفت و گويي كوتاه به اين نكته اشاره ميكند كه در سريال نقش جلال را بازي ميكند: « كاراكترم را خيلي دوست دارم، چون ويژگيهايي دارد كه به شخصيت خودم خيلي نزديك است و براي همين توانستم از خودم به نقش اضافه كنم، قصه پرچالشي داريم، روابط عاشقانهاي وجود دارد كه جنگ آن را به مسير تازهاي هدايت ميكند. چيزي فراتر از دلبستگيهاي معمول كه موجب ميشود نگاه تازهاي به زندگي شكل بگيرد، يعني ما تأثير مثبت جنگ را بر آدمها ميبينيم. نوعي همدلي مردمي.»
فرزين محدث، بازيگر نقش مالك در سريال آشوب نيز ميگويد: «خيلي دوست داشتم كاري درباره جنگ انجام بدهم، آدمها وقتي دشمن مشترك دارند با هم متحد ميشوند و اين جنبه از جنگ ميتواند خيلي با اهميت باشد، نوعي همدلي كه در شرايط صلح كمتر ديده ميشود، براي همين است كه معتقدم ما در دورهاي زندگي ميكنيم كه كاملاً محتاج بازخواني و رجوع به ادبيات و فضاي جنگ هستيم، دشمن زياد داريم و اين همدلي در مردم تا حدي ديده ميشود، شهيد حججي مردانه ايستاد و شهيد شد و اتحاد عمومي شكل گرفت، ما به اين روحيه براي پيشرفت كشور نياز داريم، در آن هشت سال مشكلات زيادي داشتيم اما مردم كنار هم بودند و دوران خوبي را با وجود همه سختيها و كاستيها از سر گذرانديم.»
به گزارش «جوان»، هيچ كدام از آثاري كه تا به حال درباره خرمشهر ساخته شده نتوانسته مانند آنچه كتاب دا از دفاع مردانه و مظلومانه مردمان اين شهر روايت كرده بازتابدهنده حماسه باشد و بخشي از حق مطلب را ادا كند. آشوب تلاش تصويري ديگري براي نشان دادن گوشهاي از حقيقت مدافعان مظلوم خرمشهر است.