ابوالفضل صالحآبايي
زماني نه چندان دور تبليغات واقعاً با هدف اطلاعرساني انجام ميگرفت و كارايي آن در معرفي محصولات و خدمات صاحبان صنايع به مصرفكنندگان خلاصه ميشد. اما اين هدف تغيير و پس از مدت زماني اندك خود به طور مستقل تبديل به صنعتي پولساز در بين صاحبان رسانه شد. شروع اين تفكر در ايران به ميانههاي دهه 70 بر ميگردد؛ جايي كه سازمان صدا و سيما تصميم به كسب درآمد از محل پخش تبليغات كه حالا ديگر بسيار گرانقيمت و در اولويت پخش قرار گرفته با تعرفههايي سنگين ميگيرد و وقتي هدف كسب درآمد و منفعت هرچه بيشتر باشد، چندان نميتوان به ضوابط حاكم بر فضاي رسانه و رعايت اصول و مباني مربوط به آن اميدوار بود.
درآمد هنگفت كسب شده از محل پخش آگهيها طي اين سالها آنقدر قابل توجه و چشمگير بوده است كه با هر ترفند و حيلتي بيننده را براي تماشاي برنامه مورد علاقه خود مجبور به نظاره دقايق طولاني آگهيهاي تبليغاتي بدون توجه به اثرات جانبي احتمالي آن روي افراد جامعه ميكند و شما حتي در بين برنامه هم لحظهاي رها نخواهيد شد و به صورت زيرنويس، درج در گوشههاي قاب تصوير و حتي قطع برنامه به بهانه پخش تبليغ در معرض بمباران تبليغاتي قرار خواهيد گرفت. ادامه اين روند اما تنها به پخش انواع و اقسام تبليغات در بهترين ساعات ممكن منتهي نشده و بنابر تغيير هدفگذاري و تمركز روي درآمد هرچه بيشتر، متوليان امر سعي در استفاده و گاه سوءاستفاده حداكثري از ظرفيت موجود كرده و همه چيز از مناسبتهاي ملي و ديني گرفته تا برنامههاي ورزشي و سريالهاي پربيننده و حتي حوادث غيرمترقبه همه و همه تبديل به ابزار و وسيلهاي كارآمد در راه تحقق هدف مذكور خواهند شد. درست از همين جاست كه ميبينيم برخي از اين آگهيها عملاً قلبها و ذهنهاي بينندگان را نشانه رفته و با در دست داشتن انحصار تبليغات در رسانه به جاي استفاده درست از اين ابزار و اطلاعرساني و آگاهيبخشي مناسب در ارتباط با محصولات و خدمات مطلوب، به هر روش ممكن سعي در تأثيرگذاري هرچه بيشتر و در نتيجه كسب منفعت و حتي جبران كسري بودجه سازماني ميكنند.
در حال حاضر بخش زيادي از تبليغات در رسانهها به طرز حيرتآوري بيننده را به جاي تشويق به كار و كارآفريني عملاً به سمت و سوي آزمودن بخت و اقبال خود و يك شبه پولدار شدن ميكشانند. روزانه با ديدن دهها ساعت انواع و اقسام تبليغات اين تصور القا شده كه وقتي ميشود با برنده خوش شانسشدن در قرعهكشي فلان بانك يا سامانه پيامكي يا حتي خريد يك محصول ارزانقيمت يكجا به تمام رؤياهاي حال و آينده كل خانواده رسيد، ديگر چه كاري است كه صبح زود از خواب بيدار شويم و بسماللهگويان در پي رزق حلال از خانه بيرون بزنيم!
اين حجم از تبليغات اينطور كه پيش رفته در واقع منجر به ترويج حرص و طمع يا تغيير ذهنيت افراد از پويايي و سختكوشي به بيكاري و تنبلي شده و حتي مردم جامعه را جوري به قمار بر سر زندگي كشانده كه ديگر راه رسيدن به آمال و آرزوهايشان را در تحصيل، كسب مهارت و تجربه، كار و تلاش و از همه مهمتر فضل خداوند نديده و شركت در قرعهكشيها يا فرستادن يك كد به شمارهاي خاص را راه چاره ميبينند و در اين راستا تمام انرژي و سرمايهشان را پينوكيووار به اميد درآمدن درخت ثروت در زمين اين و آن ميكارند. اينطور ميشود كه عوض طلب رزق از رزاق واقعي دست به سوي هرچه و هركه غيرخداست، دراز ميكنيم و در اين راه حتي چشم به روي نبايدهايمان نيز بستهايم. حال آنكه رسانه با قدرت نفوذ خود در بين مردم ميتواند به ابزاري قدرتمند و مؤثر در جهت فرهنگسازي مصرف درست و حمايت از توليدات باكيفيت و همينطور آموزش و الگوسازي چگونگي زندگي و برنامهريزي برمبناي الگوي درست معيشت ايراني- اسلامي تبديل شود، البته مردم نيز بايد آگاهانهتر عمل كنند و فريب تبليغات گاه مخرب و مغاير با سبك زندگي خود را نخورند.