کد خبر: 870149
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
اميد سهرابي
اميد سهرابي
 
سال‌هاست كه فيلم‌هاي دفاع مقدسي با ادبيات سينمايي كشورمان آميخته شده است و اين موضوع باعث شده سينماي كشورمان با روزهاي بهتري روبه‌رو شود. آميخته‌ شدني كه در دهه 60 سينماي كشورمان را از نابودي نجات داد، چرا كه با آغاز جنگ تحميلي روحيه مردم كشور كمتر به سمت فيلم‌هاي هنري مي‌رفت و البته فيلم‌ها اقتضاي خود را مي‌طلبيد. در آن زمان بود كه داستا‌ن‌هاي دفاع مقدسي چونان نسيمي روحنواز عطر و روحيه ايثار و شهادت را به سمت سينماي ايران آوردند و فروغي شدند بر شمع سينماي ايران و آن را رونق بخشيدند.
 
سينماي ايران كه در ماه‌هاي اول جنگ تحميلي تا مرز‌ گوشه‌گيري جلو رفته بود، حال با آمدن فيلم‌هاي دفاع مقدسي از بحران سوژه بيرون آمده بود، چرا كه دفاع مقدس دنياي جديدي‌ را به سمت سينماي ايران گشايش داده بودند. اينك سال‌هاست كه از آن دوران طلايي سينماي دفاع مقدس گذشته‌ است؛ سال‌هايي كه ماه به ماه از توليدات دفاع مقدس كاسته شد و به امروزي رسيده‌ايم كه توليدات دفاع مقدس‌مان آنقدر كم شده است كه نمي‌توانيم دفاعي را كه برايمان مقدس بوده است به فرزندانمان بشناسانيم.
 
چند سالي است دود كمتر از كنده‌ فيلمسازان قديمي‌مان در عرصه دفاع مقدس بلند مي‌شود اما در برابر آن، جواناني آستين‌ها را بالا زده‌اند و فيلم‌هاي دفاع مقدسي مي‌سازند كه كودكي خود را در اتمسفر دفاع مقدس دم داده‌اند و بازدم گرفته‌اند. جواناني كه داوطلبانه دستان‌شان را براي ساخت سرگذشت شهيداني بالا برده‌اند كه پاي دين، مردم و كشورشان جان دادند؛ جاني كه شايد ارزشمندترين سرمايه يك انسان است.
 
به تازگي بهرام توكلي دست در دست سعيد ملكان داده است تا داستان شهدايي را روايت كند كه اندك جوان يا فردي از سرگذشت زندگي آنها مطلع است؛ «شهداي گردان عمار». داستان‌شان را مي‌دانيد؟ عمار نام گرداني از بچه‌هاي تهراني بود كه در 22 تيرماه 1367 در تنگه استراتژيك ابوغريب تن به تانك جلوي دشمن ايستادند و آنها را زمينگير كردند. جوان‌هايي كه خسته از خط برگشته بودند و مرخصي گرفته بودند تا خانواده‌هايشان را ملاقات كنند؛ خانواده‌هايي كه دلگرمي رزمندگان دفاع مقدس بودند. بچه‌هايي كه وقتي شنيدند كه عراق از تنگه ابوغريب حمله كرده است و كسي نيست كه جلوي آنها بايستند، بار ديگر لباس رزم پوشيدند و به سمت تنگه ابوغريب شتافتند؛ تنگه‌اي كه دست آخر قربانگاه آنها شد.
سعيد ملكان اين بار نيز در كنار كارگرداني با انگيزه قرار گرفته است تا بخش مغفول مانده ديگري از دفاع مقدس را برايمان روايت كند. درست مانند سال گذشته كه در كنار منير قيدي داستان «ويلايي‌ها» را برايمان روايت كرد. «ويلايي‌ها» اگرچه مورد بي‌توجهي‌ برخي از افرادي قرار گرفت كه داعيه‌دار ايثار و شهادت هستند، اما داستاني را روايت كرد كه كمتر كسي از آن اطلاع داشت.
 
دست آخر مي‌توان روزهاي درخشاني را براي سينماي دفاع مقدس متصور شد چرا كه اين بار پرچم سينماي دفاع مقدس را جواناني در دست گرفته‌اند كه در كودكي پدران‌شان به آنها درس دفاع داده‌اند، دفاعي كه متفاوت از تمام دفاع‌هايي است كه صورت مي‌پذيرد. آنها از پدران‌شان درس دفاع مقدس آموخته‌اند. حال اين جوانان هستند كه مي‌خواهد پيام ايثارگري و شهادتمان را به دنيا مخابره كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار