شاهد توحيدي
بيترديد عالم مجاهد و سياستمدار صادق، مرحوم حضرت آيتالله حاج شيخ محمدرضا مهدوي كني(قده)، از پيشقراولان و چهرههاي شاخص نهضت امام خميني به شمار ميرود. حضور مستمر و طولاني آن بزرگوار در صحنههاي مبارزه و محنت در دوران انقلاب و نيز پذيرش مسئوليتهاي مهم مؤثر در بزنگاههاي خطير نظام اسلامي، به وي مكانتي كمبديل بخشيده بود. مركز اسناد انقلاب اسلامي به رغم امتناع اوليه آن مرحوم از بيان شرح زندگي و مبارزات خويش، سرانجام موفق به ثبت و ضبط شمهاي از خاطرات ايشان گشت و اثر تاريخي«خاطرات آيتالله مهدويكني»را در نيمه دهه 80، به بازار نشر فرستاد. دكتر غلامرضا خواجه سروي كه تدوين اين اثر تاريخي را برعهده داشته، دراين باره آورده است:
«نگاهي به تاريخ تحولات ايران بعد از اسلام حكايت از آن دارد كه دين اسلام و مذهب شيعه در زمينههاي مختلف با هدف ايجاد ايراني اسلامي، سربلند، آزاد و آباد نقشآفريني كردهاند كه اين نقشآفريني از سطوح مختلف برخوردار بوده است. شايد بتوان مهمترين سطحي را كه مذهب تشيع در ايجاد آن دخيل بوده شكلدهي به هويت ملي ايرانيان و كمك به ملتسازي دانست؛ طوري كه نميتوان در هيچ حالي كشور و ملت ايران را جدا از دين اسلام و مذهب شيعه تصور كرد. همين هويت اسلام نهاد بوده كه موجوديت ايران را به شكلي كشوري مستقل در طول تاريخ حفظ كرده است؛ به طوري كه در ميان كشورهاي جهان، كشور ما از معدود كشورهايي است كه هيچگاه استقلال خود را از دست نداده و مستعمره كشوري ديگر قرار نگرفته است.
پرچمداري اين حركت ديني ـ ملي را روحانيت شيعه عهدهدار بوده است. روحانيت با تعهدي كه به حفظ مكتب و اصول اسلام داشته ايران را پايگاه و امالقراي اسلام دانسته و تمام تلاش خود را در جهت حفظ توأمان اسلام و ايران مبذول داشته است. اين تلاش بر اساس مقتضيات زمان و مكان صور مختلف يافته و نوساناتي به خود ديده، اما اصل قضيه همواره دنبال شده است. همكاري نزديك علماي شيعه با پادشاهان صفويه، شكلگيري حكومت موازي علما در زمان قاجاريه و مبارزه علما با پهلويها جلوههايي از اين قضيه را به نمايش گذاشته است. مهمترين گام را در اين عرصه حضرت امام خميني(ره) با ايجاد و رهبري نهضت اسلامي ايران از سال1341 برداشتند و با طراحي مدل جديد، حكومت جايگزين را با همت و مساعدت همهجانبه ملت ايران براي هميشه به سنت تاريخي سرسپردگي پايان دادند و حكومتي مستقل از جريانهاي حكومتي موجود در جهان ايجاد كردند. يكي از طيفهايي كه در روشن نگه داشتن چراغ نهضت و امام(ره) در سالهاي تبعيد و سپس كمك به پيروزي نهضت و ايجاد و تحكيم نظام جمهوري اسلامي از خود رشادتها و مساعي فراوان بروز دادند، شاگردان امام(ره) بودند كه با بهرهگيري از دم مسيحايي ايشان به استوانههاي انقلاب اسلامي تبديل شدند و در اين راه همتي جانانه به خرج دادند.
آيتالله محمدرضا مهدويكني از شخصيتهاي مشهور و معروفي است كه با سيراب شدن از مشرب روحاللهي امام خميني(ره) سالهاي نهضت، انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را در متن حوادث قرار داشته و انجام وظيفه نموده است. بهترين راه براي شناخت معظم له يادآوري اين فرمايش منقول از حضرت امام(ره) است كه« من به ايشان[ آيتالله مهدوي] ارادت داشتهام، دارم و خواهم داشت.» يكي از ماندگارترين خدمات ايشان تأسيس مركزي علمي چون دانشگاه امام صادق(ع) است كه تاكنون بركات عظيمي داشته است. تقديم 40 شهيد از ميان 400 دانشجو در دوران دفاع مقدس و كسب عاليترين مدارج علمي در ميان خيل دانشآموختگان آن بيانگر موقعيت ممتاز اين نهاد مقدس علمي است. از همين رو است كه مقام معظم رهبري در ديدار مسئولان و دانشجويان دانشگاه در عيد غدير1384 ميفرمايند: دانشگاه امام صادق(ع) يك پديده ممتاز است. . . ميخواهد از همه جهت يك الگوي دانشگاه اسلامي باشد؛ از جهت انگيزههاي ايماني، رعايتهاي علمي و رفتاري و عشق به علم و علمآموزي عاشقانه و مؤمنانه.
بخشي از خاطرات آيتالله مهدويكني كه در اين اثر گرد آمده، ميتواند از يك سو بر غناي ادبيات تاريخ فعاليت نيروهاي مذهبي در ايران بيفزايد و از سوي ديگر زمينهاي براي كاوشها و تلاشهاي علمي بيشتر در اين حوزه باشد كه به دلايل مختلف مغفول مانده است و همين غفلت عدم توازن عجيبي در ادبيات تاريخ معاصر ايران ايجاد كرده كه در نهايت به قلب حقايق تاريخي انجاميده است!
حق زيادي كه ايشان بر گردن اين كمترين و امثال بنده داشته، دارند و خواهند داشت و لطفي كه همواره به بنده داشته و دارند ايجاب ميكرد كه ضبط، تدوين و انتشار خاطرات ايشان را پيگير باشم. زماني كه از مرداد1377 تا اواخر بهمن1378 متصدي معاونت اطلاعرساني مركز اسناد انقلاب اسلامي بودم و ضبط خاطرات در اين معاونت انجام ميشد، ضبط خاطرات ايشان را به كمك همكار عزيزمان جناب آقاي مرتضي ميردار در دستور كار قرار دادم و با موافقت معظمله سرانجام در مدتي نه چندان كوتاه ضبط خاطرات به پايان رسيد.»
همانگونه كه انتظار ميرفت، انتشار خاطرات حضرت آيت الله مهدويكني در نيمه دهه 80، در ميان پژوهندگان تاريخ انقلاب بازتابي گسترده داشت و نيز از جانب جرياناتي كه چندي بود در شمايل اپوزيسيون نظام اسلامي ظاهر گشته بودند، واكنشهايي را موجب گشت. ازجمله پارهاي از نكات آن، به مذاق بقاياي باند مهدي هاشمي معدوم چندان خوش نيامد و آنان را ناگزير به واكنش ساخت. در صدر چاپ دوم اين اثر تاريخي، ديباچهاي ديگر از دكتر خواجه سروي وجود دارد كه توضيحاتي بيشتر در باره اين خاطرات را در اختيار مخاطب ميگذارد:
«انتشار خاطرات حضرت آيتالله مهدويكني به سال 1385 دادههاي بسيار حائز اهميتي را به موجودي تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي ايران افزود. نظر به نقش و جايگاه حساس و مهم راوي محترم، اين مجموعه مورد دقت اهل نظر و علاقهمندان به تاريخ شفاهي انقلاب اسلامي و مسائل ايران قرار گرفت و جذابيت و ذيقيمت بودن آن موجب گرديد كه در اندك زماني چاپ اول كتاب به اتمام رسد و مقدمات چاپ دوم فراهم گردد.
براي چاپ دوم راوي گرانقدر بار ديگر اثر حاضر را با دقت شايان توجه مطالعه و محتوا را مورد تجديد نظر قرار دادند و نكات و اسنادي را بدان افزودند. اين تجديد نظر از آن جهت لازم آمد كه پس از انتشار اثر حاضر اظهارنظرهاي مختلفي درباره آن ابراز گرديد. مجموعه اظهارنظرهاي مكتوب صورت گرفته را ميتوان به سه بخش: الفـ تمجيد از شخصيت اخلاقي و سياسي راوي محترم، رعايت بيطرفي و انصاف توسط ايشان، بـ نقد و ايراد بر برخي سخنان راوي و جـ برداشتهاي جديد از آنچه در حوزه تحولات سياسي و طيفبندي سياسي خصوصاً نسبت به خط امام(ره) رخ داده، تقسيم كرد. آنچه در همه اين اظهارنظرها جلوهگر است اينكه همچنان انقلاب اسلامي ايران و آنچه بدان تعلق دارد، مورد عنايت ويژه و حساسيت همه ايرانيان قرار دارد و اين جاي بسي خوشوقتي است. اكنون كه با عنايات و مدد الهي چاپ دوم اين خاطرات به زيور طبع مزين ميگردد، جاي آن دارد كه از همه صاحبان انديشه و علاقهمندان به حوزه مطالعاتي انقلاب اسلامي ايران تقاضا كنيم كه با مطالعه اين اثر، نظرات اصلاحي و تكميلي خود را از ما دريغ ندارند.»