فرهنگ قوه محرك و بازوي اجرايي يك جامعه است به همين خاطر هم هست كه با تغيير در شاخصها و ساختارهاي فرهنگي ميتوان بخشهاي مختلف يك جامعه را تحت تأثير قرارداد و از درون تهي كرد. اين رخدادي است كه با بررسي دقيقتر آسيبهاي اجتماعي در كشورمان ميتوانيم ردپاي تهاجم فرهنگي گسترده غرب را در بسياري از آنها به روشني ببينیم.
در برابر اين تهاجم گسترده فرهنگي اما نهادهاي فرهنگي همچون شوراي عالي انقلاب فرهنگي، رسانهها، شوراي عالي فضاي مجازي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، آموزش و پرورش و آموزش عالي به عنوان نهادهاي فرهنگساز در جامعه موظف به ذائقهسازي مناسب فرهنگي و نهادينه كردن ارزشهاي فرهنگي ايراني اسلامي در جامعه هستند. پس اگر امروز در برخي از بخشهاي كشور با چالشهايي مواجهيم و اگر فضاي مجازي و رسانههاي بيگانه توانستهاند ذائقه حاكم بر جامعه در حوزههاي گوناگون فرهنگي را از حجاب و عفاف گرفته تا سبك زندگي تغییر دهند و در جايگزيني اشرافيگري به جاي سادهزيستي توفيقهايي داشته باشند اين به معناي كمكاريها و كاركرد ناموفق نهادهاي فرهنگساز در جامعه است.
در چنين شرايطي است كه رهبر انقلاب در ديدار رمضاني با دانشجويان، آنها را به تلاش جدي و همهجانبه براي غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه توصيه نمودند. ايشان در ضمن اين بحث فرمودند: «من به همه آن هستههاي فكري و عملي جهادي، فكري، فرهنگي در سرتاسر كشور مرتّباً ميگويم: هركدام كار كنيد؛ مستقل و بهقول ميدان جنگ، آتشبهاختيار.»
جمله بعدي رهبر معظم انقلاب در اين باره خود گوياي معناي درست آتش به اختيار است چنانچه در ادامه ميفرمايند: «البتّه در جنگ، قرارگاه مركزي وجود دارد كه دستور ميدهد، امّا اگر چنانچه رابطه قرارگاه قطع شد يا قرارگاه عيبي پيدا كرد، اينجا فرمانده دستورِ آتش به اختيار ميدهد. خب شما افسرهاي جنگ نرميد - قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشيد- آنجايي كه احساس ميكنيد دستگاه مركزي اختلالي دارد و نميتواند درست مديريت كند، آنجا آتش به اختياريد؛ يعني بايد خودتان تصميم بگيريد، فكر كنيد، پيدا كنيد، حركت كنيد، اقدام كنيد.»
تعبيري نظامي براي توصيف فضاي فرهنگي جامعه
اما در معناي«آتش به اختيار» درمييابيم كه اين مفهوم اصالتاً تعبيري نظامي است، پس وقتي اين تعبير در فضاي فرهنگي و عمومي جامعه طرح ميشود، معنايي استعاري مييابد. در واقع كاربرد چنين تعبيري براي فضاي فرهنگي جامعه از اين حكايت دارد كه در نظام هماهنگي و كنشِ فرهنگي جامعه از لايه مسئولان گرفته تا فعالان فرهنگي در سطح جامعه اختلال به وجود آمده است. در ادبيات نظامي هم فرايند تدبير و هماهنگي و فرماندهي در سه سطح راهبردي (استراتژيك)، عملياتي و تاكتيكي طرح ميشود و اختلال در قرارگاه عملياتي، زمينهاي براي اعلام شرايط آتش به اختيار براي نيروهاي تاكتيكي خواهد بود.
در عين حال بايد توجه داشت در شرايط آتش به اختيار، ارتباط ميان سطح راهبردي و تاكتيكي قطع نيست. بدين معنا كه نيروهاي انقلابي و افسران جوان جنگ نرم ميدانند كه دشمن كيست، مسير مقابله با آن چگونه است، اصليترين روشهاي دشمني چيست، مهمترين ابزارها و محملهاي دشمن كدامند، براي انسجام دروني چه بايد كرد، زيرا اين افسران جنگ نرم با منظومه فكري اسلام ناب محمدي (ص) و مكتب امام خميني (ره) آشنايي دارند. به بيان ديگر نيروهاي اصيل انقلابي با وجود غبارهاي فتنه، ميدانند كه بايد به كدامين سمت و سو حركت كنند.
با تمام اينها اما برخي تعابير و برداشتهاي نادرست عامدانه يا غير عامدانهاي كه از موضوع آتش به اختيار شد موجب شد تا رهبر معظم انقلاب در خطبههاي نماز عيد فطر منظور از اين مفهوم را به شيوهاي عيانتر توضيح بدهند: «از جمله كارهاي مهم، كارهاي فرهنگي است؛ ما خُلل و فُرج فرهنگي زياد داريم؛ جاهايي كه نفوذگاه دشمن است از لحاظ فرهنگي، بسيار است؛ اين را، هم مجموعههاي مسئول دولتي، هم مجموعههاي گسترده عظيم مردمي موظّفند كه انجام بدهند. «آتشبهاختيار» به معني كار فرهنگي خودجوش و تميز است؛ آنچه ما گفتيم معنايش اين است كه در تمام كشور، جوانها و صاحبان انديشه و فكر، صاحبان همّت، خودشان با ابتكار خودشان، كار را ــ كارهاي فرهنگي را ــ پيش ببرند، منافذ فرهنگي را بشناسند و در مقابل آنها، كار انجام بدهند؛ آتشبهاختيار، به معناي بيقانوني و فحّاشي و طلبكار كردن مدّعيانِپوچانديش و مديون كردن جريان انقلابي كشور نيست. نيروهاي انقلابي بيش از همه بايد مراقب نظم كشور، مراقب آرامش كشور، مراقب عدم سوءاستفاده دشمنان از وضعيت كشور، و مراقب حفظ قوانين [باشند]؛ اين مراقبتها در درجه اوّل متوجّه به نيروهاي انقلاب است كه دلسوزند، علاقهمندند و مايلند كه كشور به سمت هدفهاي خود حركت بكند.»
با اين بيانات اما ماجراي آتش به اختياري و اولويتهاي اقدام در اين حوزه روشنتر شد.
محورهاي اصلي آتش به اختيار بودن
طبيعي است براي انتخاب تاكتيك مناسب در حوزه عملكردي افسران جنگ نرم براي آتش به اختياري بايد ابتدا اولويتهاي كار را روشن كرد. به بيان ديگر يكي از پيشزمينههاي صدور فرمان آتش به اختياري همين جابهجايي اولويتهاست كه موجب شده تا در حوزههاي فرهنگي جامعه با چالش يا به تعبير رهبري با نوعي ولنگاري فرهنگي مواجه باشيم و اين مسئله هزينههاي زيادي را بر كشورمان تحميل كرده است.
با تمام اينها اما براي آتش به اختياري يا انجام كار فرهنگي تميز و خودجوش بايد چند محور اصلي را مد نظر قرار داد.
محور نخست توجه به اصولِ فكري امام و انقلاب اسلامي است. بديهي است انديشه و عمل امام خميني (ره) و حضرت آيتالله خامنهاي بر اساس روش اجتهادي از منابع ديني برداشت شدهاند.
مهمترين اصول فكري حضرت امام(ره) نيز توسط رهبر انقلاب بارها تبيين شده است؛ اصولي همچون «اسلام ناب محمدّى و نفى اسلام امريكايى»، «اتّكال به كمك الهى، اعتماد به صدق وعده الهى و در نقطه مقابل، بىاعتمادى به قدرتهاى مستكبر و زورگوى جهانى»، «اعتقاد به اراده مردم و نيروى مردم و مخالفت با تمركزهاى دولتى»، «طرفداري جدّى از عدالت اجتماعي و حمايت از محرومان و مستضعفان و مخالفت با نابرابرى و اشرافيگري»، «مخالفت و مبارزه با قلدران بينالمللى و مستكبران و حمايت از مظلومان و جبهه مقاومت»، «توجّه به استقلال كشور و ردّ سلطهپذيرى» و «توجّه به وحدت ملّى و مقابله با توطئههاى تفرقهافكن».
توجه به عقلانيت انقلابي محور ديگري است كه بايد در كار فرهنگي تميز و خودجوش و اجراي مصاديق آتش به اختياري مد نظر قرار داد. توجه به «حكمت» و به كار گرفتن خرد و تدبير و فكر و محاسبات و كار كارشناسى، مطالعه درست، ملاحظه جوانب و آثار و تبعات يك اقدام از مهمترين محورها در شرايط آتش به اختيار و مبتني بر عقلانيت انقلابي است.
نظم و قانونگرايي نيز يكي ديگر از محورهاي اصلي آتش به اختياري است. در انديشه امام و رهبري قانونگرايي همرديف با اسلام، مردم و دشمنستيزى عنوان شده تا ميزان اهميت اين موضوع بيش از پيش روشن شود. به بيان ديگر يك كار تميز و خودجوش فرهنگي هنگامي ميتواند رخ دهد كه تمامي جوانب قانوني رعايت شود. درغير اين صورت اگر بيقانوني صورت پذيرد بديهي است كار فرهنگي از وجاهتش كاسته ميشود و ممكن است خود به ولنگاري بيشتر فرهنگي منتهي شود؛ امري كه بيترديد با مفهوم آتش به اختياري در تقابل است.