کد خبر: 865739
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
پسر جواني كه همراه سه نفر از دوستانش به خانه پدر بزرگ پولدارش دستبرد زده بود، فكر نمي‌كرد يكي از دوستانش در اين سرقت كشته شود.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 14 عصر روز شنبه چهاردهم مردادماه، قاضي منافي‌آذر باتماس تلفني مأموران پليس از مرگ مشكوك پسر جواني در بيمارستان حضرت رسول(ص) با خبر و همراه تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي راهي محل شد. تيم جنايي در بيمارستان با جسد پسر 30 ساله‌اي به نام حميد كه با اصابت گلوله‌اي به سرش از پاي در آمده بود، روبه‌رو شدند.
 
نخستين بررسي‌ها حكايت از اين داشت پسر فوت شده سارق سابقه‌داري است كه بامداد روز شنبه همراه سه‌نفر از دوستانش به خانه پدر‌بزرگ يكي از آنها در منطقه شهران دستبزده مي‌زنند كه همزمان با سرقت، مأموران كلانتري كن با تماس يكي از همسايه‌ها در محل حاضر مي‌شوند. سارقان با ديدن مأموران اقدام به فرار مي‌كنند كه دو نفر از آنها با شليك گلوله مأموران از ناحيه سر و پا زخمي مي‌شوند كه در نهايت حميد چند ساعت بعد از حادثه در بيمارستان فوت مي‌كند.
 
زني كه موضوع سرقت را به مأموران خبر داده بود، در تحقيقات گفت: صاحبخانه زن و مرد سالخورده‌اي هستند كه مدتي مرد خانه در بيمارستاني در يكي از شهرستان‌ها بستري است. صاحبخانه از من خواسته بود، مواظب خانه آنها باشم تا اينكه نيمه‌هاي شب متوجه صداي خش خش از خانه همسايه شدم. وقتي از پنجره به داخل كوچه نگاه كردم، ديدم پسر جواني داخل كوچه در حال نگهباني است و دو پسر ديگر با دست قلاب گرفته‌اند و پسر ديگري هم از روي دوش آنها به داخل خانه همسايه رفت. بلافاصله موضوع را به مأموران پليس خبر دادم، تا اينكه دو مأمور به محل آمدند. مأموران وقتي به داخل خانه رفتند، سارقان اقدام به فرار كردند كه صداي شليك گلوله به گوشم رسيد.  يكي از مأموران هم گفت: وقتي وارد خانه ويلايي شديم، فهميديم كه سارقان در يكي از اتاق‌ها مخفي شده‌اند به همين دليل اتاق‌ها را يكي يكي جست‌وجو كرديم. وقتي در آخرين اتاق را باز كرديم، اتاق تاريك بود و ناگهان يكي از آنها به صورت ما افشانه اشك‌آور زد و بعد هم همگي به بيرون فرار كردند. ما دستور ايست داديم، اما آنها توجهي نكردند، تا اينكه دو تير شليك كردم و دو نفر از آنها زخمي شدند.
 
يكي از سارقان فرار كرد، اما چهارمين سارق كه نوه صاحبخانه است، دستگير شد.
صبح ديروز پسر جواني كه همراه سه نفر از دوستانش به خانه پدر‌بزرگش دستبرد زده بود، براي بازجويي به دادسراي امور جنايي منتقل شد. وي در بازجويي‌ها به جرم خود اقرار كرد.
وي در شرح ماجرا گفت: پدر بزرگم مرد پولداري بود. او كارخانه بستني‌سازي داشت، اما چندسال قبل ورشكست شد. وضع مالي‌اش خوب بود تا اينكه پدرم در تصادفي فوت كرد. پدر بزرگم هميشه بين نوه‌هايش فرق مي‌گذاشت و به پسر عموهايم كه پدرشان زنده هستند، توجه بيشتري مي‌كرد، به همين دليل من از او كينه به دل گرفتم و هميشه در صدد انتقام بودم.
 
من مدتي در كارخانه پلاستيك‌سازي عمويم كار كردم، اما او هم به من توجهي نداشت و از من مي‌خواست لانه سگش را تميز كنم. وي ادامه داد: پس از اينكه از كارخانه عمويم بيرون آمدم با خودروام مسافر‌كشي مي‌كردم تا اينكه با سه‌نفر از بچه‌هاي محلمان به نام‌هاي شایان، بهنام و شايان كه سابقه سرقت داشتند‌،در قهوه خانه‌اي آشنا شدم‌. دو ماه قبل با ستار به خانه پدر‌بزرگم رفتم و او متوجه شد كه پدر بزرگم مرد پولداري است. از آن روز به بعد، آنها مرا تشويق مي‌كردند تا به خانه پدر بزرگم دستبرد بزنم تا اينكه در نهايت قبول كردم. شب حادثه چهار‌نفري به خانه پدر‌بزرگم رفتيم و ستار از روي ديوار وارد خانه شد و در را باز كرد. او خيلي زود گاوصندوق پدر بزرگم را باز كرد و طلاها و پول‌ها را داخل ساك قرمز رنگي ريخت كه مأموران پليس سر رسيدند. وقتي متوجه نور چراغ‌قوه مأموران شديم، در يكي از اتاق‌ها مخفي شديم تا اينكه مأموران در اتاق را باز كردند و ستار افشانه اشك‌آور به چشمان مأموران زد و بعد هم همگي فرار كرديم كه مأموران اقدام به شليك كردند.
 
متهم در ادامه براي تحقيقات بيشتر دراختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.
قاضي منافي‌آذر به كارشناسان اسلحه شناسي براي بررسي نحوه شليك و قانون به كار‌گيري سلاح دستور لازم را اعلام كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار