رئيس فراكسيون محيطزيست و توسعه پايدار مجلس در نخستين جشنواره روز جنگلبان گفت: امروزه دغدغههاي زيستمحيطي، افكار جهانيان را به خود مشغول كرده است. تكنولوژي مدرن، جهان را به نقطه خطرناكي رسانيده است. بخش مهمي از بحرانهاي زيستمحيطي نشئت گرفته از جهانبيني ما انسانها و نگرش خاصي كه به طبيعت و جايگاه انسان داريم، بازميگردد.
محمدرضا تابش افزود: ميتوان گفت بحرانهاي زيستمحيطي امروز، يك بحران اخلاقي است. پس تنها علوم مرتبط با مهندسي محيطزيست نميتواند راهحل نهايي را براي برطرف كردن اين بحرانها ارائه دهد. ريشه اصلي بحران در آن است كه علم جديد با تقدسزدايي از طبيعت، تسلط غيرمسئولانه انسان را بر آن هموار کند و طبيعت مقهور و در اختيار اميال و خواستههاي انسان است. وي تأكيد كرد: در اديان الهي و خصوصاً اسلام طبيعت ملك خداوند است و امانتي در دست انسان خليفهالله كه بايد در بهرهبرداري و تصرف در طبيعت، رعايت امانتداري كند. در قرآن تخريب و آلوده كردن محيطزيست انساني و طبيعي از مصاديق فساد در زمين است و حرمت تكليفي اسراف، بستر لازم براي حكم وصفي، يعني مسئوليت مدني و ضمان قهري را فراهم ميكند.
رئيس فراكسيون محيطزيست و توسعه پايدار مجلس گفت: اتلاف اموال بيتالمال از جمله منابع طبيعي، خواه عامل تخريب اشخاص حقيقي باشد و خواه كارگزاران حكومت، چه با مصرف بيرويه اموال را از بين ببرند يا به علت تقصير و كوتاهي موجبات تخريب را فراهم كنند، به يقين اتلاف است و تضييع آنها ضمان دارد.
تابش تصريح كرد: در فرهنگ و تمدن ايراني نيز به حفظ طبيعت به ويژه خاك، آب، آتش، گياه و هوا و نيالودن آنها چه در دوران قبل از اسلام و چه بعد از آن، تأكيد فراوان شده است. شعرا و ادباي ما نوعاً به طبيعت عشق ميورزيدند و آن را جلوهاي از قدرت لايزال الهي ميدانستند. حالا چرا با وجود چنين آموزههاي ديني و فرهنگ غني مؤيد و مقوم طبيعت و پاسدار محيطزيست با اين وضعيت زيستمحيطي پر مخاطره در كشور مواجه هستيم؟ ما از فرهنگ غني ملي و اسلامي خويش دور افتادهايم و متأسفانه در بسياري عرصههاي اجتماعي شاهد بروز آسيبها و چالشها و ابرچالشهايي هستيم كه اگر به فوريت چارهانديشي نكنيم، تمدن اسلامي و ايراني را دچار خدشه ميكنيم.