به گزارش جوان ، جمعی از فعالان استان اصفهان در حوزه احیای امر به معروف و نهی از منکر با ارسال نامهای به نمایندگان مردم استان اصفهان در مجلس خبرگان رهبری مطالبات خود را مطرح کردند که فرازهای مهم این نامه به شرح زیر است.
در ابتدای این نامه آمده است: اکنون که به لطف خدای متعال حماسهای دیگر از جنس حضور مردم انقلابی و متدین ایران اسلامی با رهبری مدبرانه مقام معظم رهبری رقم خورد و برگ زرین دیگری را بر تاریخ شکوهمند انقلاب اسلامی افزود، بر خود لازم میدانیم که خداوند قادر متعال را برای این نعمت بزرگ سپاس گوییم؛ در حماسه 29 اردیبهشت ماه امسال دوباره مردی از جنس خبرگان ملت با کسب 58 درصد آراء بر کرسی اداره قوه مجریه نشست و رییس جمهور همه مردم شد و همه ما را بر آن داشت تا بر اساس قانون به آرای ملت احترام گذاشته و در راستای نیل به اهداف والای انقلاب اسلامی، رئیس جمهور و دولت محترم را یاری کرده و از هیچ حمایتی دریغ نورزیم.
* سیاهنمایی کارنامه نظام جمهوری اسلامی
فعالان استان اصفهان در حوزه احیای امر به معروف و نهی از منکر در نامه خود اعلام کردهاند: با این حال، متأسفانه برخی مسائل مطرح شده در طول ایام منتهی به انتخابات، کام شیرین شده مردم از آزادی و مردمسالاری دینی را تلخ، و دوستداران صادق اسلام و انقلاب را شرم سار و سرافکنده ساخت، که در این میان پیش از همه و بیش از همه روی سخن پیرامون رفتار و گفتار عضو مجلس خبرگان رهبری و رییس محترم دولت یازدهم و دوازدهم است؛ از این روی، از شما بزرگواران که هم نمایندگان مردم استان اصفهان در مجلس خبرگان و هم اُمنای آنان و محل رجوع شان در امور دینی هستید، تقاضا داریم با توجه به اهمیت مسأله و ضرورت عمل به وظیفه احیاگر و حیات بخش امر به معروف و نهی از منکر و صیانت از آبروی اصول سیاسی اسلام و نظام اسلامی، موارد ذیل را تا حصول نتیجه در آن مجلس گردآمده از خبرگان دینی پیگیری کرده و نتیجه را به سمع و نظر مردم متدین و انقلابی اصفهان و دیگر هموطنان ارجمند برسانید.
در بخش دیگری از این نامه آمده است: جمهوری اسلامی ایران حاصل صدها سال تلاش مستمر علمای شیعه و خون های به ناحق ریخته آنان و حاصل رنجها و محنتهای حضرت روح الله و مردان مرد و بانوان برومندی است که هم چون پارههای آهن، پروانهوار گرد شمع وجود او جمع آمدند و هیچ چیز، نه رنجِ حبس و شکنجه؛ و نه کارزار نبردِ نظامی، فرهنگی، اقتصادی و ... آنان را از صراط مستقیمی که در پیش گرفته بودند باز نداشت، و هر بار با سوختن ققنوس وار هر یک، حیاتی تازه و زایشی نو نصیب اُمت حزبالله شد. حال چگونه است که پس از گذشت 38 سال از طلوع این نظام مقدس که اصول آن برآمده از متن فرامین الاهی است، و ثمرهای که از آن نصیب ملت شریف ایران، امت اسلام و مظلومان عالم گشته است، و مهمتر از همه پرچمداری توحید در دنیایی که از صدر تا ذیل آن سکولار و متوغل در مادیت است، ناگاه ثمره تمام این 38 سال به این که «فقط اعدام و زندان بلد بودند» تعبیر میشو؟ آن هم از زبان کسی که ظاهر به لباس پیامبر(ص) آراسته دارد، و حضور در مجلس خبرگان گواه خبرگی دینی اوست و بر عهده داشتن بالاترین پستهای مختلف سیاسی و تقنینی و امنیتی و نظامی، نشان از حضور متکثر او در عرصههای مختلف انقلاب دارد.
فعالان استان اصفهان در حوزه احیای امر به معروف و نهی از منکر در نامه خود تصریح کردهاند: به راستی به پاسداشت کدام مصلحت، عضو خبرگان رهبری و رییس دولت یازدهم و دوازدهم جمهوری اسلامی، این بار نه اسماعیل که خود ابراهیم را به قربانگاه آورده است و تمام کارنامه درخشان نظام مقدس جمهوری اسلامی را با تعابیری هم چون خشونتگرایی، تنشزایی و اعدام زیر سؤال میبرد.
*گفتمان سازی با عنوان مجعول اسلام رحمانی
در این نامه خطاب به نمایندگان مردم استان اصفهان در مجلس خبرگان رهبری تأکید شده است: این که ما غلبه دادن رحمانیت را از دهان نحس و نجس دینستیز و اسلامستیز غرب و پیروان داخلی و خارجی آنها میشنویم، تعجب کسی را بر نمیانگیزد، اینکه دیدیم قرآنهای چاپ شده در برخی کشورهای دین به دنیا فروخته عرب چگونه در راستای تحقق عملی اسلام رحمانی و از پیش راه برداشتن موانع تغلیب این قرائت از اسلام، آیات جهاد را از مصحف شریف حذف کردند، دیدن و شنیدن همه این موارد کسی را به تعجب وا نمیدارد چراکه تظاهر دروغین آنان به اسلام و دنیاگرایی باطنیشان نخنمای عالم و آدم است؛ اعجاب و شرمساری جایی است که این تحریف آشکار و انحراف قطعی از حقیقت اسلام در تریبونهای رسمی نظام اسلامی و از دهان برخی مسؤولان آن تکرار میشود و حال آن که جمهوری اسلامی به پاس اسلامیت آن، خود باید جلوهگاه تمام ویژگیهای اسلام ناب باشد.
فعالان استان اصفهان در حوزه احیای امر به معروف و نهی از منکر در نامه خود آوردهاند: به راستی در چنین شرایطی، دلیل طرح اسلام رحمانی به گونههای مختلف و مکرر در کلام عضو مجلس خبرگان و مقام ریاست جمهوری اسلامی چیست؟! اگر آنگونه که گفتهاند، کار فرهنگ و دین را باید به مردم سپرد و نظام اسلامی را وظیفه و راهی به دین و فرهنگ نیست، دیگر چرا انقلاب شد؟ دیگر چرا انقلاب را انقلاب فرهنگی نام نهادهاند؟ آیا کلام ایشان ناقض انقلاب با قید اسلامیت، و جمهوریت با قید اسلامیت، نیست؟ آیا همانگونه که شاهد حذف آیات جهاد از قرآن کریم در برخی کشورهای خود فروخته عرب بودیم، باید در سکوت روزگار به سر آوریم و منتظر حذف آیات حدود و عدل و ظلمستیزی و ظلمناپذیری و 10ها آیه دیگر که به فضاحتکشاننده این قرائت دروغین از اسلام راستین است باشیم؟ آیا دوباره در جمهوری اسلامی شاهد تظاهرات بر علیه لایحه قصاص خواهیم بود؟ آیا دوباره عدهای خواستار استیضاح امام حسین(ع) خواهند شد؟ آیا دوباره عدهای خود را محق خواهند دانست که بر علیه خدا قیام کنند؟
*تضعیف مراجع قانونی و اتهام به قوه قضاییه
در بخش دیگری از این نامه آمده است: نظام اسلامی به برکت مبنا قرار دادن فقه اهل بیت(ع)، هم به لحاظ قانون اساسی و هم به لحاظ ساختار نظام و تفکیک قوا طرحی نو و شیوهای متفاوت درانداخته است، که از بسیاری ضعفهای دیگر سیستم ها و نظام ها به دور است و جایگاه تمام ساختارهای نظارتی و قضایی و اجرایی و شیوه تعامل آنها با یکدیگر در آن مشخص و معلوم است و همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند از هرگونه بنبستی تهی است؛ با این اوصاف، متهم ساختن قوه قضاییه که پاسدار مال، و عرض و ناموس انقلاب و ملت انقلابی ایران است به انجام اعدام های غیرقانونی و... چه معنایی دارد؟ بدبین نمودن ملت به صدا و سیمایی که تحت مسؤولیت ولایت فقیه است بدین بهانه که حوزه نفوذ حزبی خاص است، به چه منظوری صورت پذیرفت؟ زیر سؤال بردن دستگاههای نظارتی، فرهنگی و امنیتی با جملاتی مانند این که نظارت را به دست مردم و جوانان بدهید، چه اهدافی را دنبال میکند؟
فعالان استان اصفهان در حوزه احیای امر به معروف و نهی از منکر در نامه خود تصریح میدارند: مگر اکنون فرزندان و جوانان همین ملت نیستند که در دستگاههای مختلف قضایی، صدا و سیما، نظامی و امنیتی و... به انجام وظایف قانونی خود مشغول هستند؟ این که در فضای متراکم و ملتهب انتخابات چنین سخنانی بر زبان کاندیدایی که خود در حدود 28 سال در شورای عالی امنیت ملی این نظام حضور مستمر و فعال داشته است، چه معنایی دارد؟ آیا میتوان این گفتار را از چنین فردی نادانسته و قصور قلمداد کرد؟ آیا زیر سؤال بردن ساختارهای مختلف نظام اسلامی، زیر سؤال بردن حیثیت نظام اسلامی نیست؟ اگر چنین است (که هست) رئیس دولت یازدهم و دوازدهم و عضو مجلس خبرگان رهبری، بر اساس کدام مصلحت بر حیثیت نظام چوب حراج زده و ساختارهای مختلف نظام اسلامی را تضعیف کرده است؟! مصلحت دین یا صلاح دنیا؟
*تضعیف جایگاه ولایت فقیه
در ادامه این نامه بیان شده است: اصل ولایت فقیه، نقطه افتراق نظام اسلامی با سایر نظامها و نماد عینی اجتماع دین و سیاست و عدم تقابل این 2 مقوله با یک دیگر است، ولایت فقیه جلوه گاه توأمان استبدادناپذیری و استبدادستیزی نظام اسلامی است؛ ولایت فقیه زبان برنده، چشم بیدار و اندیشه هوشیار دین و ملت در کورهراههای ظلم و جهل و بیعدالتی است و تاریخ 38 ساله نظام اسلامی ذیل فرمان و تحت نظارت و مرئای شخص ولی فقیه بروز و ظهور یافته است، بر این اساس، طرح مواردی چون جملات ذیل توسط فردی که خود عضویت خبرگان رهبری و سابقه طولانی مدت اجرایی در نظام اسلامی را دارد، چه معنا و مفهومی میتواند داشته باشد؟
اگر شما جوانان در خانه بنشینید، بدانید که در پیادهروهای ما هم دیوار خواهد بود، آنها میخواستند پیادهروی زنانه و مردانه ایجاد کنند، همانطور که در محل کارشان بخشنامه تفکیک جنسیتی را ایجاد کردند واردیبهشت 96 هم یکبار دیگر مردم ایران اعلام کردند آنهایی که در طول 38 سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، را قبول ندارند.
*میخواهند ناامنی را به کشور بازگردانند و میخواهند آرامش منطقه را برهم بزنند
فعالان استان اصفهان در حوزه احیای امر به معروف و نهی از منکر در نامه خود خطاب به نمایندگان مجلس خبرگان رهبری اذعان کردهاند: به راستی این سخنان در مورد کدام کشور و کجای عالم است؟ آیا بریدن زبانها، دیوار کشیدنها، دوختن دهانها و ... همه و همه در نظام اسلامی و در مرئی و منظر ولی فقیه که حافظ دین و مدافع ملت است صورت پذیرفته است؟ این پرسشها و هزاران پرسش مشابه دیگر که از رهگذر گفتار یکی از اعضای آن مجلس در ذهن همگان و مردمان هر کوی و برزن نقش بسته است را چه کسی باید بررسی کند؟ چه کسی باید پاسخ گوید؟ به راستی رسیدگی بدینگونه گفتارها که شأن ولی فقیه را تا جایگاهی نمایشی و منفعل پایین میآورد بر عهده کیست؟ جز شما خبرگان دین و نمایندگان ملت؟ و اگر پاسخ آن باشد که بررسی سیل بنیانکن این همه اتهام و افترای بیسابقه به نظام اسلامی و اصل مترقی ولایت فقیه مصلحت نیست، نگارندگان این نوشتار اعضای محترم آن مجلس را به پاسخ بدین پرسش وا میگذارند؟ مصلحت دین یا صلاح دنیا؟
*مرگ اخلاق
در بخش دیگری از این نامه آمده است: نظام اسلامی خود را پیرو پیامبر و امامانی میداند که تمام جهد خویش و مقصد عالیه آیین اسلام را در راستای تحقق مکارم اخلاق میدانستند، بر همین اساس مقام معظم رهبری با تصریح به این مطلب، ایجاد انقلاب اسلامی را نخستین گام دانسته و همواره بر تحقق گامهای بعدی یعنی تشکیل دولت اسلامی و در نهایت دستیابی به تمدن نوین اسلامی تأکید داشته و دارند؛ بر این اساس، آنچه در طول انتخابات گفته شد را به راستی باید مرگ اخلاق نام نهاد، زیرا این که در نظام های سکولار کاندیداها حتی به یکدیگر توهین هم کنند را تعجبی نیست! حیرت آدمی در جایی است که سیل دروغها و تهمتها آن هم نه تنها به افراد، که به اصل نظام و انقلاب، از سوی کسی مطرح شود که هم خود در این نظام مسؤولیتهای متعدد داشته، هم ملبس به لباس علمای شیعه است که همیشه ی تاریخ نماد اخلاق و مردمداری بودهاند، و هم کاندیدای رسیدن به قدرت در همین نظامی است که آن را اعدامگر خطاب میکند؛ آیا سکوت در مقابل این همه بیاخلاقی بدان معنا نیست که آن چه در عمل بر سر نظام اسلامی آمده است سکولاریزه شدن سیاست در جمهوری اسلامی است؟ آیا با چنین روحیه و رفتاری میتوان زمینههای تحقق دولت اسلامی را پدید آورد؟ چه رسد به این که چنین فردی بخواهد سکاندار تشکیل دولت اسلامی نیز باشد.
* هیچ مصلحتی بالاتر از حفظ نظام اسلامی نیست
فعالان استان اصفهان در حوزه احیای امر به معروف و نهی از منکر در پایان خطاب به نمایندگان مجلس خبرگان رهبری افزودهاند: اینجانبان، علماء، فضلاء، اساتید سطوح عالی و خطبای حوزه علمیه کهنسال اصفهان و فرزندان مکتب حضرت روحالله، هیچ شأنی جز خادمی دین مبین اسلام برای خویش قائل نیستم، همچنان که هیچ مصلحتی را از حفظ نظام اسلامی بر اساس قرائت راستین از اسلام، برتر و بالاتر نمیدانیم؛ در این میان اگرچه پذیرش حجتالاسلام روحانی در مقام ریاست جمهوری بر اساس پاسداشت اصل جمهوریت نظام و تنفیذ مقام رهبری، بر نگارندگان این نامه فرض و لازم است ولی شأن برجسته ی دینی مجلس خبرگان و علو جایگاه آن در نزد همگان، مستلزم خالی بودن آن مجلس از افرادی است که به هر شکلی و با هر نیتی پنجه بر چهره تابناک اسلامیت و انسانیت نظام اسلامی کشیدهاند؛ بر این اساس، از شما خبرگان دین و نمایندگان ملت تقاضا داریم که با استفاده از ظرفیت های نظارتی و شأن برجسته آن مجلس ارجمند پیگیری جدی و قانونی مطالبات پیشگفته را تا رسیدن به نتیجه مطلوب در دستور کار قرار داده و ماحصل کار را(هر چه که باشد) به سمع و نظر ملت شریف ایران برسانید؛ تا از رهگذر آن، زخم های فرو نشسته بر پیکره نظام اسلامی التیام یابد و جایگاه نمایندگی خبرگان دینی از هتاکان به مبانی اسلام و نظام اسلامی همچنان پیراسته بماند.