کد خبر: 865058
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
مقاومت مرگبار دختر جوان مقابل 4 شيطان شبگرد پسران شيطان‌صفت وقتي با مقاومت دختر جوان مواجه شدند، او را با ضربات چاقو به قتل رساندند و از محل فرار كردند، اما در جريان تحقيقات پليس بازداشت شدند.
مقاومت مرگبار دختر جوان مقابل 4 شيطان شبگردبه گزارش خبرنگار ما، هفتم‌مردادماه بود كه مأموران كلانتري 101 تجريش قاضي مرادي، بازپرس ويژه قتل را از قتل دختري جوان با خبر كردند. گزارش اوليه حكايت از اين داشت كه دختر 35 ساله ساعت 23:45 شامگاه جمعه ششم مردادماه در خيابان وطن‌پور به ضرب چاقو مجروح و بعد از انتقال به بيمارستان فوت شده است.

عاملان حادثه هم چهار‌سرنشين يك خودروي پژو 206 بودند كه بعد از حادثه از محل فرار كرده بودند. كارآگاهان اداره‌دهم پليس‌آگاهي كه مأمور رسيدگي به پرونده شده بودند، در بررسي ميداني از شاهدان تحقيق كردند. يكي از شاهدان كه ماجرا را ديده بود، توضيح داد: من در خانه‌مان كه طبقه سوم است، مشغول استراحت بودم كه از خيابان فرياد كمك‌خواهي زني را شنيدم. پنجره را كه باز كردم، ديدم چند پسر جوان تلاش مي‌كنند، زني رهگذر را به زور سوار ماشين پژو 206 سفيدرنگ کنند و با خود ببرند. آن زن مقاومت مي‌كرد و با فرياد درخواست كمك داشت.

من هم خانه را ترك كردم و به سرعت خودم را به خيابان رساندم. وقتي رسيدم مردان جوان سوار پژو شدند و فرار كردند. زن جوان هم غرق خون روي زمين افتاده‌بود كه با اورژانس و پليس تماس گرفتم. كارآگاهان در بررسي‌هاي بعد متوجه شدند كه ساختمان‌هاي اطراف مجهز به دوربين‌هاي مداربسته است. آنها با بررسي دوربين‌ها تصوير متهمان و خودروي آنها را به دست آوردند و با بررسي پلاك خودرو مالك آن را شناسايي كردند. سواري 206 متعلق به پسری 21 ساله به نام غلامرضا. ت و ساكن شهرستان ورامين بود. كارآگاهان دو روز قبل متهم را سوار بر خودروي خود در جنوب تهران بازداشت كردند. غلامرضا در اولين تحقيقات به جرمش اعتراف كرد و گفت: شب حادثه با سه نفر از دوستانم به نام‌هاي مهدي، مبين و مسعود سوار بر خودرو در حال عبور بوديم كه متوجه دختر جواني شديم. با رضايت خودش او را سوار كرديم و با او رابطه برقرار كرديم. بعد تصميم گرفتيم پولش را ندهيم كه با هم درگير شديم. سعي كرديم او را پياده كنيم كه مقاومت كرد، به خاطر همين چند ضربه چاقو به او زدم. بعد از اعتراف غلامرضا، سه همدست او بازداشت شدند و حرف‌هاي غلامرضا را تأييد كردند. سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: تحقيق بيشتر از متهمان در اداره دهم پليس آگاهي تهران در جريان است.

اهل كجايي‌؟

شهرستان ورامين

شب حادثه براي چه به تهران آمده بوديد‌؟

من و دوستانم بعضي روزها براي تفريح و خوشگذراني به تهران مي‌آييم و آن روز هم به تهران آمديم و در يكي از خيابان‌هاي بالاي شهر در حال دور دور بوديم كه اين اتفاق رخ داد.

ماشين 206 متعلق به خودت است‌؟

بله. من در ورامين با يكي از دوستانم نمايشگاه خودرو دارم.

پدر و مادرت چه كاره هستند‌؟

پدرم معاون بانك و مادرم نيز معاون مدرسه‌اي در ورامين است.

پدر و مادرت خبر دارند‌؟

بعد از اينكه دستگير شدم، خبر‌دار شدند.

معتادي‌؟

نه.

سابقه داري‌؟

نه.

چقدر درس خواندي‌؟

من دانشجوی حسابداري بودم و تا ترم سه خواندم، اما به صورت موقت ترك تحصيل كردم.

شما كه خانواده تحصيلكرده و فرهنگي‌اي داري، چه شد كه زن جواني را به قتل رساندي‌؟

من قصد قتل نداشتم. فقط مي‌خواستم او از خودروام پياده شود كه قبول نمي‌كرد و من هم عصباني شدم و با چاقو او را زخمي كردم.

چرا اصلاً مقتول را سوار كرديد‌؟

اشتباه كرديم. شيطان ما را فريب داد.

درباره شب حادثه توضيح بده‌؟

آن شب همراه سه نفر از دوستانم براي تفريح به تهران آمديم. در خيابان اندرزگو جلوي پاساژي، دوستانم متوجه زن تنهايي شدند. يكي از دوستانم پياده شد و با او حرف زد و لحظاتي بعد با زن جوان سوار خودرو شدند. دوستم رانندگي مي‌كرد و زن جوان هم صندلي جلو نشسته بود و ما سه نفر هم در صندلي عقب نشستيم. دوستم به او پيشنهاد رابطه داده بود كه زن جوان قبول كرد. پس از دقايقي قرار شد من زن جوان را در يكي از خيابان‌هاي اطراف پياده كنم. وقتي از او خواستم از خودروام پياده شود، درخواست پول كرد، اما من به او پولي ندادم كه گفت اگر مجبورش كنم پياده شود با داد و فرياد آبروي مرا مي‌ريزد. چاره‌اي نداشتم جز اينكه او را پياده كنم، اما او قبول نمي‌كرد. زن جوان شروع به داد و فرياد كرد كه چاقوي ضامن‌دار كوچكي را كه هميشه همراه دارم، از جيبم بيرون آوردم و او را تهديد كردم. زن جوان دست مرا گرفت و چاقو دستم را بريد و من هم عصباني شدم و يك ضربه به ران پايش زدم.

بعد از اينكه زخمي شد، او را از خودرو پايين انداختي‌؟

وقتي زخمي شد از خودرو پياده شد و شروع به داد و فرياد و درخواست كمك كرد كه خودروي ديگري كنار ما توقف كرد و من هم از ترس فرار كردم.

فكر مي‌كردي زن جوان كشته شود‌؟

نه. من فكر كردم خودرويي كه كنار ما توقف كرد، او را به بيمارستان مي‌برد و مداوا مي‌شود. فكر نمي‌كردم ضربه من كاري باشد.

بعد چه شد‌؟

بعد از حادثه دوستانم را سوار كردم و به ورامين رفتيم.

چه موقع متوجه حادثه شدي‌؟

يك روز بعد در روزنامه‌ها خواندم كه زن جوان فوت كرده‌است. خيلي ترسيده بودم. مأموران مرا شناسايي و دستگير كردند.

حرفي براي گفتن داري‌؟

حالم خوب نيست و اصلاً باورم نمي‌شود‌ كه قاتل شدم و الان خيلي پشيمان هستم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار