
جواد محرمي
اختلال وزارت ارشاد دولت يازدهم موضوعي است كه مدير سازمان سينمايي حوزه هنري تلويحاً به آن اشاره كرده و همين اختلال را زمينهساز وضعيت نابسامان سينما در كشور به لحاظ محتوايي خوانده است؛ اختلالي كه به زعم محمد حمزهزاده بيش از همه ناشي از غلبه نگاه سياسي مديران فرهنگي دولت يازدهم است.
مدير سازمان سينمايي حوزه هنري روز گذشته در يك گفتوگو از نظرسنجيهايي كه در حوزه هنري با گروههايي از مردم انجام گرفته و نتايج آن سخن گفته است؛ نتايجي كه بار ديگر ضعف مفرط سينماي ايران در برقرار كردن نسبت درست با مخاطب را عيان ميكند، وضعيتي كه باعث شده حوزه هنري به جاي وزارت ارشاد براي اثرگذاري بر اين شرايط نامطلوب از اهرمهاي قانوني خود استفاده كند.
به گفته محمد حمزهزاده، حاصل اين نظرسنجيها و مطالعات ميداني دستمايۀ ما ميشود براي اينكه بتوانيم برنامهريزي كنيم و بر آن مبنا پيش برويم. علاوه بر اينها، سالانه حدود 5تا 8ميليون بليت هم در سالنهاي سينما به فروش ميرسد كه جامعه مهمي براي نظرسنجي به شمار ميروند. از اين جامعه، بيش از نيمي شهرستاني هستند. نظر آنها اين است كه فيلمها جذاب نيستند، اتفاق و حادثۀ خيلي قابلِ اعتنايي ندارند، فيلمها قهرمان ندارند، داستان فيلمها خيلي سطحي است، خيلي شهري و تهراني است و ربطي به مسائل شهرستانها ندارد. هنوز در شهرستانهاي ما پوستر فيلمهاي حادثهاي و اكشن دهه60روي ديوارهاست، مثلاً هنوز پوستر فيلم افعي را ميبينيد، تاراج را ميبينيد، زينال بندري هنوز آنجا يك معني و مفهومي دارد.
حمزهزاده تلويحاً به بحران در انتخاب سوژه و مضامين در سينماي ايران هم اشاره كرده و گفته: بخش مهمتري كه به محتوا و جهتگيري و مضمونِ فيلمها مربوط ميشود، موضوعاتي است كه سينما به سمت آنها ميرود. اين موضوعات نه اينكه برگرفته از مسائل مهم جامعه نباشد، ولي بعضي از آنها اساساً قابل طرح در يك جامعه و فضاي عمومي مانند سينما نيست. بالاخره سالهاست كه راجع به آسيبهاي اجتماعي ايران بحث ميشود و فهرستي از اين آسيبها تهيه شده و در اختيارِ اصحاب رسانه، هنر و مسئولان مربوط قرار گرفته است. بعضي از هنرمندان و نويسندگان احساس تكليف ميكنند تا براساس اين آسيبها توليداتي داشته باشند و فيلمهايي بسازند. گاهي دغدغۀ اصلي مردم را شناختهايم اما نوعِ نگرش به آن مسائل، مصائب و آسيبها و نحوۀ طرح آنها با ملاحظاتي مواجه است. گاهي راهحلهايي كه نشان داده ميشود، در حوزه خطقرمزها است و نهايتاً موجب شكستن بعضي از حريمها ميشود، مثلاً در موضوعات مربوط به خانواده، بعضي از صحبتها گاهي بايد بين يك زن و شوهر و يك روانشناس در يك اتاق در بسته مطرح شود، نه روي پرده سينما. افرادي روي صندلي سينماها مينشينند كه گزينش نشدهاند؛ خانوادههاي مختلف هستند، داراي گرايشها و باورهاي مختلفي هستند.
گاهي فيلم براي بسياري از آنها معنيدار است و گاهي براي خيلي از آنها «خطِ قرمزي» است يا رعايت سنشان يا جايگاه اجتماعيشان نشده است. نه اينكه موضوعاتي كه اينها ميپردازند مسئله جامعه نيست و بايد چشم روي اينها بست، بلكه نحوۀ طرحش و پيشنهادي كه فيلم به مخاطبان ميدهد، در جامعه مشتري سينماها، چالشهايي ايجاد كرده است كه در درازمدت منجر به ريزش مشتريان شده است. يك يا دو بار، شخص با خانوادهاش به سينما ميآيد، وقتي ببيند فيلم رعايت حدود خانوادگي را نميكند، ترجيح ميدهد كه تفريح ديگري را انتخاب كند. در حالي كه براساس ارزيابيهايي كه شده يكي از ارزانترين تفريحات خانوادهها، سينما رفتن است و با اين روند، خانوادهها از همين تفريح هم محروم ميشوند؛ اتفاقي كه الان هم افتاده است.
تساهل و تسامح بيجا در شوراهاي نظارتي
مدير سازمان سينمايي حوزه هنري بخشي از اين ناهنجاري سينمايي را ناشي از ضعف شوراهاي نظارتي ميداند: «پيشنهادِ خاصي نداريم كه تركيب اعضاي شوراها از صنوف مختلف باشد يا چطور باشند، پيشنهاد و دغدغۀ ما عمدتاً اين است كه اين افراد بايد از جهت اعتقادي صددرصد اصولگرا به معناي واقعي و نه سياسي كلمه باشند، يعني عامل و مراقب اصول و مباني اخلاقي اسلام و انقلاب باشند. زماني كه ما راجع به خود سينما صحبت ميكنيم، ميگوييم سينماگر بايد اصلاحگر و مصلح باشد. باز منظورمان معني سياسي اصلاحطلبي نيست. واقعيت اين است كه اعضاي شورا بايد به مسئوليت سنگين خودشان واقف باشند و بدانند كه تساهل، تسامح و ناديدهگرفتنِ حساسيتهايي كه به عهدۀ شورا است، بعدها چه اشكالات و فجايعي در حوزۀ مخاطبان و مشتريان ايجاد ميكند. البته ميدانم چه دغدغههايي وجود دارد و با بعضي از دوستان يك مذاكراتي داريم، اما از خروجي كلِ شوراي پروانه نمايش خصوصاً در ماههاي اخير، يك مقدار احساس نگراني كرديم و با مسئولان ارشاد هم جلساتي داشتيم و صحبت كرديم.
غلبه سياست بر فرهنگ
ديروز در همين صفحه در مطلبي با عنوان مرداني كه در زمين فرهنگ سياست درو ميكنند، نوشتيم كه دايره اهداف و آمال بخش عمدهاي از مردان فرهنگي دولت يازدهم سياسي است و همين سياستزدگي سبب ميشود فضاي فرهنگي كشور نيز سياسي شود. بخشي از سخنان روز گذشته محمد حمزهزاده نيز به همين واقعيت تلخ اشاره داشت: «گاهي اين خروجي تماماً حاصل تصميمات شوراي نمايش نيست و ميدانيم كه مثلاً وزير اين اختيار را دارد كه خودش به فيلمي پروانه ساخت و پروانه نمايش بدهد يا حتي جلوي آن را بگيرد. همين الان بعضي فيلمهايي كه از سوي وزارت ارشاد توقيف شدند -كه خود وزارتخانه پروانه ساخت داده است- مسيرهاي معمول براي دريافت پروانه ساخت را طي نكردهاند. يعني مسئولِ مربوط دستور داده و گفته من با مسئوليت خودم به اين فيلم پروانه ميدهم و اين مسائل باعث شده مشكلاتي در حوزۀ نمايش فيلمها به وجود بيايد. يكي از دلايل به وجود آمدن اين وضعيت، نزديك و دور شدن به موقعيتها و مناسبتهاي انتخاباتي است. فشارهايي كه سياسيون روي حوزۀ سينما ميآورند، توقعاتي كه سياسيها از سينماگران دارند و انتظاراتي كه سينماگران از سياسيون دارند، زمينهساز برخي مشكلات موجود است.
در اوايلِ تشكيلِ دولت يازدهم، آقاي روحاني در روزهاي اول با وزراي دولت قبل جلساتي ميگذاشت و گزارشاتي از آنها ميگرفت. يكي از وزرايي كه از حوزۀ فعاليتش گزارش داد، آقاي سيدمحمد حسيني وزير سابق ارشاد بود. وقتي از جلسه بيرون آمد از وي پرسيدند: «سؤال رئيسجمهور از شما چه بود»، گفت: «آقاي رئيسجمهور پرسيد چند كتاب الان در نوبت مميزي مانده و توقيف است؟» اين سؤال براي ما كه در حوزه نشر هم بوديم خيلي جالب بود، چرا كه مسئله مميزي و سانسور در حوزۀ كتاب به لحاظ كميتي آنقدر مهم نيست كه در اولين ملاقات رئيسجمهور منتخب كشور با وزير ارشاد دولت قبل مطرح شود. اين مسئله به معني اين است كه عدهاي نزد رئيسجمهور اين بحثها را بزرگنمايي كردند يا اينكه در زمان انتخاب وزير فعلي ارشاد آقاي صالحياميري، وزير رسماً به معاونش نامه مينويسد كه تكليف چهار فيلم توقيفي را تا دو ماه ديگر مشخص كنيد.
اين در حالي است كه فيلمهاي زيادي هنوز در نوبت اكران است و سالانه 30 تا 40 فيلم به دليلِ بيعدالتيهاي برنامۀ اكران با همين ظرفيت فعلي اكران كه وجود دارد، از نمايش بازميمانند. مشخص است پشت اين مكاتبهها و پشت اين دغدغههايي كه براي وزير ايجاد ميشود، دغدغه سياسي است، خصوصاً وقتي اينها در سطح رسانه مطرح ميشود، مثلاً من وزير هستم و شما معاون من هستيد. من ميتوانم به شما يك پيامك بدهم بگويم اين فيلمها چه شد؟ يا نامه بنويسم در سيستم ارسال كنم يا زنگ بزنم بگويم تكليف اين چهار فيلم چه شد؟ وقتي ميآيم در سطح رسانه يك نامه منتشر ميكنم كه آقاي معاون! تكليف آن چهار فيلم را روشن كن، يعني دارم با يك گروهي در بيرون صحبت ميكنم. به رسميت شناختنِ اين فشارهاي بيروني و توقعاتِ گاهي غيرمنصفانه و غيرقانوني هم يكي از مشكلاتي است كه فشارش هم روي شوراي پروانه نمايش است و هم شوراي پروانه ساخت، يعني يك فيلم ميآيد براي صدور پروانه نمايش و فشار بيروني زيادي وارد ميشود كه براي اين فيلم كاري بكنيد و گاهي موجب اين ميشود كه ما با يك فيلمي مواجه ميشويم كه نميتوانيم اكران كنيم.»
به گزارش «جوان»، ذهنيت سياسي مديران فرهنگي كشور معضل بزرگي است كه همواره موجب جلوگيري از رشد و ارتقاي فرهنگ در كشور شده است. ذهنيتي كه به جاي ديدن منافع ملي و برقرار كردن نسبت فرهنگي با اين منافع اهدافي چون كسب قدرت را اولويت خود قرار ميدهد. همين نگاه باعث شده دستگاههاي فرهنگي دولت يازدهم اغلب دچار از كارافتادگي و نوعي سردرگمي باشند و اختلال در آنها كاملاً به چشم بيايد.