
حسن فرامرزي
چند وقت پيش سخنراني يكي از متفكران را ميشنيدم كه در حين سخنراني به يك نكته ظريف درباره رابطه ميان اشيا و اميال ما اشاره كرد. سخنراني با تبيين اين بيت سعدي آغاز شده بود كه وقتي سعدي ميگويد «چگونه شكر اين نعمت گذارم / كه دست مردمآزاري ندارم» معنايش اين است كه «دست سالم هم يك كمي آدم را به سيليزدن تحريك ميكند. آدم وقتي دست نداشته باشد، به سيليزدن تحريك نميشود ولي با اينكه به ظاهر خود دست معصوم است و وسيلهاي در اختيار من و تو است، ولي آنقدر كه معصوم به نظر ميرسد، معصوم نيست». در ادامه به اين موضوع پرداخته شد كه وسايل نيز از چنين خصلتي برخوردارند. مثلاً فرض كنيد كه شما ميرويد بازار و اجاق گازي ميخريد كه فردار است. وقتي قبلاً اجاق گاز شما فردار نبود طبيعتاً يك سري از آشپزيها را نميتوانستيد انجام بدهيد اما حالا كه اجاق، فردار شده است اين ميل در شما بيدار ميشود كه برويد غذايي را تهيه كنيد كه خاص اجاقهاي فردار است چون تلنگري در درونتان ايجاد ميشود كه اگر قرار نبود مثلاً كيكي يا پاستا يا پيتزايي بپزيد، پس چرا اجاق گاز فردار خريديد؟ يا به فرض شما ميرويد و موبايلتان را نو نوار ميكنيد.
قبلاً دستگاه موبايل شما هوشمند نبود و فقط ميتوانستيد با استفاده از آن تماس بگيريد يا پيامكي بفرستيد و دريافت كنيد اما بنا به خواست خودتان يا اطرافيان ميرويد بازار و گوشي تلفن همراه هوشمند ميخريد كه امكان اتصال به اينترنت در آن وجود دارد و ميتوانيد بسياري از كاربردهاي متنوع را با آن انجام دهيد، حال حتي اگر شما بخواهيد كه با اين گوشي تلفن همراه فقط تماس بگيريد و پيامكي بفرستيد يا دريافت كنيد صدايي در درون شما وجود خواهد داشت كه به شما ميگويد اگر قرار بود فقط تماسي گرفته شود يا پيامكي دريافت كنيد پس چرا اين گوشي هوشمند را خريديد؟ بنابراين اين ميل هم در ادامه در شما بيدار خواهد شد كه برويد و قابليتهاي اين گوشي را ياد بگيريد تا از آن استفاده كنيد و به دنبالش زماني كه شما به تلفنتان اختصاص خواهيد داد سير صعودي به خود خواهد گرفت. به تعبير آن استاد «همه وسايل انگار دارند به زبان حال به ما ميگويند» از من استفاده كن! «و بنابراين آن وسيله يك ميلي در من و شما پديد ميآورد.»
متفكراني كه مظروف را متهم و از ظرف دفاع ميكنند
اگرچه امروز برخي از صاحبنظران و متفكران علوم اجتماعي و روانشناسي به ما ميگويند كه وسايل به خودي خود معصوم هستند - مثلاً ممكن است صبح با چاقويي آشپزي كنيد و شب با همان چاقو كسي را به قتل برسانيد - اما واقعيت آن است كه تمايل و اميال ما در طراحي وسايل نقش ايفا ميكنند. در واقع ميل و قصد و نيت ما در وسايلي كه ميسازيم نشت پيدا ميكند، مثلاً چون احتمال ميدهيم كه از ما سرقت شود ميرويم قفل را ميسازيم يا روي ديوارهاي خانهمان نردههاي بلندي ميكشيم.
آيا ميتوان گفت در اين جا نرده كاملاً بيطرفانه است؟ آيا همان نردهها وقتي روي ديوار سوار ميشوند به من نميگويند احتمال دزدي در اين كوچه زياد است؟ از طرفي ميشود بين طراحي، مهندسي، صنعت و نرمافزارسازي و هر دستساز ديگر بشر و تمايلات و اميال انسانها رابطهاي برقرار كرد. مثلاً بدافزارهايي كه امروز در اينترنت و فضاي مجازي وجود دارد آيا معصوم و بيطرف هستند؟
رابطه ميان مصرفزدگي و بيطرف نبودن اشيا
به ابتداي اين مطلب برگرديم. به تصحيح اين تصور كه اشيا بيطرف و معصوم هستند. آيا ميشود از گزاره «اشيا بيطرف نيستند» به گزاره «مصرفزدگي» پل بزنيم؟ تصور ميكنم بين اين دو رابطه موثقي وجود داشته باشد. يكي از مهمترين نشانهها كه ميتواند دال بر بيطرف نبودن اشيا باشد، مصرفزدگي و به تبع آن آشفتگي ذهني است كه امروز در زندگيهاي ما وجود دارد و معناي اصيل زندگي ما را تهديد ميكند. اشيا به تعبير آن متفكر به زبان بيزباني ميگويند: «از من استفاده كن.» ما وقتي روبهروي آگهيهاي تجارياي كه تحت لواي مصرف زدگي از رسانهها به ويژه رسانههاي تصويري قرار ميگيريم، آن شيء به زبان بيزباني به ما ميگويد كه وقت آن رسيده است كه از ما استفاده كني. ما مثلاً هر روز از جلوي ويترين يك شيرينيفروشي رد ميشويم كه كيكها و شيرينيهاي خوشمزهاي دارد، آن كيكها و شيرينيها به ظاهر خاموشند، اما در واقع آنها به زبان بيزباني به ما ميگويند كه پا پيش بگذار و مرا به خانه ببر.
چرا نبايد به خاطر يك بطري شير به هايپرماركت رفت؟
از اين نكات ميتوان به اتخاذ شيوهاي در زندگي به نام فيلتر كردن يا از صافي گذراندن اشيا رسيد. منظور از از صافي گذراندن اشيا چيست؟ مثلاً چون ميدانيم كه فروشگاههاي بزرگ ميل ما را براي خريدهاي غيرضرور بيدار ميكنند بهتر آن است كه در برابر اين ميل ايستادگي كنيم. وقتي آدم به يك سوپرماركت ميرود به راحتي و بدون خجالت ميتواند يك بطري شير را بردارد و پولش را بپردازد و با وجدان راحت و حس خوب از سوپرماركت بيرون برود اما وقتي شما به يك فروشگاه چند هزار متري زنجيرهاي برويد و يك بطري شير برداريد احساس خجالت ميكنيد چون حس ميكنيد كه خيلي كم برداشتهايد، حس ميكنيد كه كسي در شما ميگويد با اين بطري شير چه فتحالفتوحي كردهاي مرد! و همه آدمها آنجا دارند به تو و آن بطري شير نگاه ميكنند و تو را يك آدم كم عقل تصور كردهاند. بنابراين مهم است كه ما در دعوت اشيا به زندگيمان كاملاً برنامهريزي شده عمل كنيم چون ميدانيم كه اشيا بيطرف و معصوم نيستند و به محض اينكه ما آنها را ميبينيم، ميلي در ما بيدار ميشود. مثلاً اگر من نيازي به خريدهاي زياد ندارم چرا بايد به يك فروشگاه بزرگ بروم و صرفاً به خاطر اينكه احساس خجالت نكنم چيزهايي را در سبد خريد خود قرار دهم كه واقعاً نيازي به آنها ندارم و علاوه بر اينكه هزينهاي بابت چيزي كه واقعاً نيازي به آن ندارم پرداخت ميكنم به تدريج خانهام را پر ميكنم از وسايلي كه صرفاً ميخواهم استفادهاي از آنها بكنم تا حضور آنها در خانه توجيهي داشته باشد و وجدانم ساكت شود و به اين ترتيب زمانهاي بسياري از من بلعيده ميشود و وارد بازي باخت - باخت ميشوم.
آيا من آماده ورود اين شيء به زندگيام هستم؟
پس زندگي هوشمندانه و راحتتر زماني امكانپذير است كه ما اشيا را بيطرف و معصوم به حساب نياوريم. اشيا پيكها و حاملان خواستهاي سازندگان خود هستند و اين پيكها نميتوانند بيطرف باشند. ما همچنان كه اجازه نميدهيم غريبهاي وارد خانههايمان شود اين رويكرد را درباره اشيا هم بايد داشته باشيم. بستهبنديهاي شكيل و زيبا و رنگي، تبليغات يا استفاده عموم دليل محكمي نيست كه ما چشم بسته به سمت اشيا برويم و دست آنها را بگيريم و وارد خانهمان كنيم، درستتر اين است كه ما بايد بدانيم اين شيء چرا ميخواهد وارد زندگي ما شود و آيا ما آمادگي اين ورود را داريم و ميتوانيم آن وسيله را همراستا با آنچه در زندگي دنبال كنيم درآوريم؟