كودك هفتساله معصوم پارسآبادي قرباني جنايت مردي 42 ساله شده است. در اين ميان نيز مطابق معمول برخي همنوا با شبكههاي ماهوارهاي و مجازي، فرصت را مناسب ديدند تا طبق معمول، ضمن تحريف واقعيات، ماجرا را مصادره به مطلوب كنند و يكبار ديگر از يك فاجعه تلخ، دستاويزي برای نيل به مقاصد خود يابند تا برچسب لاشخوري را زيبنده نوشتهها و نانوشتههاي خود كنند.
برخي با پيش كشيدن سند 2030، حادثه تلخ پيش آمده را به خلأ ناشي از اجرايي نشدن چنين سندي ذكر ميكنند. اين افراد طوري ميگويند كه اگر به سند 2030 يونسكو عمل شود و كودكان مورد آموزش قرار بگيرند، اين اتفاقات نميافتد! گويي سند 2030 به صورت مفصل براي حفظ امنيت كودكان جهت مقابله با تجاوز مرد 40 ساله در ايران طراحي شده است.
چرا نميگوييد طبق همين سند، خانوادهاي با حضور دو «همسرِمرد»! قانوني است و آنها ميتوانند كودكي را به فرزندي قبول كنند! چرا نميگويند كه در غرب امروز و با همين فرهنگ منحط ِبرگرفته از قوم لوط، سالانه چند ميليون كودك و زن بيسر و صدا قرباني ميشوند؟!
در امريكا هر 107 ثانيه به يك نفر تجاوز ميشود، از هر سه زن امريكايي يك زن در طول زندگي خود مورد آزار جنسي قرار گرفته است، در سوئد از هر چهار زن يك نفر مورد تجاوز قرار ميگيرد، در انگليس 230 تجاوز در روز صورت ميگيرد، در كانادا 17 درصد دختران زير 16 سال و 15 درصد پسران زير 16 سال مورد تجاوز قرار گرفتهاند، در كشور استراليا از هر شش زن به يك زن با شكنجه تجاوز ميشود، 42 درصد تجاوزات در زيمبابوه به كودكان است و هزاران مورد ديگري كه هر روز در حال افزايش است، مگر نه اينكه دهها سال است كه سندهايي مانند 2030 در امريكا و اروپا در حال تدريس به كودكان آن ديار است؟!
آيا پس از اجراي اسناد آموزشي تربيتي يونسكو در كشورهاي هدف، درصدي از آمار تجاوز به كودكان در آن كشورها كاسته شده يا بالعكس آمار تجاوز و بهرهكشي جنسي و. . . بالاتر رفته است؟!
اتفاقاً برخي از اين گريهكنهاي حرفهاي پاي چنين جنايتهايي كه داعيهدار اجراييشدن اسناد استحاله فرهنگي چون 2030 هستند، متهم رديف اول شناخته ميشوند؛ چراكه بيبند و باري فرهنگي و آزاديهاي جنسيتي و به قول معروف افكار روشنفكرمآبانه را خود بيسر و صدا اجرايي ميكنند، بيآنكه پاسخي براي آن داشته باشند!
اين افراد بايد بدانند، بدون نسخه فرهنگي خانمانسوز غرب ميشود، كودكان را محتاط بار آورد نه اينكه به بهانه محتاط كردن كودك، تعمداً او را از سنين پنج،شش سالگي دچار بلوغ جنسي زودرس و تحريك و تهييج مداوم جنسي كنند كه نتايج مصيبتبار آن در تجاوزات جنسي در مدارس راهنمايي و متوسطه اروپا و امريكا و فجايعي مانند بارداري نوجوانها و. . . پديدار شده است.
همانهايي كه معتقد هستند، اجراييشدن چنين سندي و آموزشهاي جنسي به كودكان لازم و ضروري پيشگيري از چنين رخدادهايي است، مگر در مورد مشابه جنايت عليه ستايش قريشي، مشخص نشد كه قاتل 17 ساله، صبح روز جنايت پس از تماشاي تصاوير مستهجن و تحريك جنسي در فضاي مجازي مرتكب اين اقدام شنيع شده است؟!
حتي اگر تمامي توجيهات منتشر شده در مورد آموزههاي جنسيتي به كودكان را براي ثانيهاي مفروض در نظر بگيريم، آيا به اين فكر شده است كه چگونه يك كودك خردسال و حتي يك فردي كه مورد تجاوز و آزار و اذيت از سوي يك جنايتكار قرار ميگيرد، با اطلاع كامل از موارد جنسيتي، توانايي دفاع از خود را در لحظه تجاوز و خشونت خواهد داشت؟! گريهكردنهاي لاشخورانه ممنوع !