
حسن رضايي
در يك نگاه واقعي به مشكلات كنوني جامعه ايران، بيكاري خيل عظيم فارغالتحصيلان دانشگاهي را ميتوان يكي از مهمترين – و شايد مهمترين- دغدغه فكري اين سالهاي خانوادههاي ايراني دانست. خانوادههايي كه هزينههاي تحصيلات فرزندان خود را از مقطع ابتدايي تا درجه دكتري تأمين كردهاند، توقع دارند فرزندشان با بهرهگيري از تخصص و تحصيلات خود داراي حداقل استقلال اقتصادي شود و ضمن تأمين نيازهاي خود به اقتصاد خانواده نيز كمك كند. اما واقعيت چيز ديگري است! طبق آمار رسمي مسئولان وزارت علوم، هم اكنون 50 هزار فارغالتحصيل دكتري بيكار در سطح كشور داريم. وضعيت در زمينه فارغالتحصيلان كارشناسي ارشد و مقاطع پايينتر البته به مراتب وخيمتر است. سؤال اين است كه راه صحيح برخورد با اين معضل چيست؟ اصلاً به راستي ما بايد اين حجم از نيروي متخصص موجود در كشور را معضل تلقي كنيم؟ يا ....؟
پاسخ، روشن است. اگر طرح دقيقي براي استفاده از متخصصترين نيروها هم نباشد، خود به خود معضلي خلق خواهد شد، چراكه هر فردي ممر درآمدي ميخواهد و مدرك به خودي خود، نان و آب نميشود. در همين راستا، از آذر ماه سال 94، ظاهراً طرحي مشترك بين وزارت علوم و وزارت كار اجرايي شده تا مرهمي بر دردهاي فارغالتحصيلان دانشگاهي باشد. طرحي تحت عنوان «كارورزي» كه در تب و تاب رقابتهاي انتخاباتي، مجدداً برجسته شد و خيلي زود هم پايگاهي اينترنتي براي آن فراهم گرديد. خلاصه طرح اين است كه قرار است همزمان، فارغالتحصيلان دانشگاهي بيكار و واحدهاي توليدي و... متقاضي نيرو در سايت اينترنتي ثبت نام كنند. سپس واحدهاي پذيرنده كارورزان با بررسي رزومه افراد ثبت نام كننده، از آنها براي طي يك دوره كارورزي دو تا شش ماهه دعوت خواهند كرد. حقوق پرداختي به افراد دعوت شده، ماهانه يك سوم حقوق مصوب وزارت كار در سال جاري (چيزي حدود 310 هزار تومان) خواهد بود. ضمناً واحدهاي پذيرنده، هيچ تضميني براي به كارگيري دائمي كارورزان نميدهند.
علاءالدين ازوجي، مديركل دفتر سياستگذاري و توسعه اشتغال وزارت كار اخيراً در همين زمينه گفته است: «جامعه هدف اجراي اين طرح، دانشآموختگان دانشگاهي گروه سني ۲۳ ساله تا ۳۲ ساله (با احتساب دو سال خدمت سربازي) در همه رشتههاي دانشگاهي برحسب نياز بنگاههاي اقتصادي خصوصي و تعاوني هستند.» ازوجي با بيان اينكه طرح مذكور سال گذشته در هشت استان به صورت آزمايشي اجرا شده، گفته است: «بر اساس گزارشهاي دريافتي ما از اجراي آزمايشي اين طرح در سال گذشته، ۷۰ درصد كارورزان از سوي كارفرمايان جذب واحد مربوطه شدند.» وي با بيان اينكه در قالب اجراي طرح كارورزي اشتغال سالانه ۱۵۰ هزار فارغالتحصيل بيكار هدفگذاري شده است، ميگويد: «براي افزايش احتمال جذب اين افراد و ماندگاري آنها در محيط كار، در صورت جذب كارورزان در واحد و بنگاه اقتصادي مربوطه، دولت تا دو سال صد درصد حق بيمه كارفرما را پرداخت خواهد كرد.
بدين ترتيب كارفرمايان تا دو سال از پرداخت حق بيمه در قبال كارورزان معاف خواهند بود.» اساساً اينكه مسئولان دولتي به دنبال پر كردن خلأ مهارتآموزي در آموزش عالي كشور باشند و براي اشتغال فارغالتحصيلان دغدغه داشته باشند، موضوع قابل تقديري است. با اين حال، در اين زمينه مطالبي چند قابل طرح است. اول اينكه با وجود حجم سرسامآور بيكاران دانشگاهي و افزايش سالانه آنها اجراي اين طرح، پاسخي حداقلي به معضل است.
دوم اينكه فراهم كردن نيروي كار رايگان براي كارفرما و باز گذاشتن دست وي در پذيرش يا عدم پذيرش كارورزان در پايان دوره، يحتمل ميتواند مشكلات اقشار كارگري كشور را دامن زده و شرايط را براي آنها سختتر كند. با اين حال، باز هم خلق چنين فرصتي براي فارغالتحصيلان، بهتر از هيچ چيز است! خوب است اما تمهيداتي انديشيده شود تا در پايان دوره، كارفرما اينقدر مطلق العنان درباره سرنوشت كارورزاني كه بعضاً داراي مدرك دكتري از بهترين دانشگاههاي كشور هستند، تصميم نگيرد.
مسئله اما به همين جا ختم نميشود. نويسنده ابداً قصد سوء يا غيرسوء سياسي در اين حوزه ندارد و به عنوان فردي كه چند سال در اين حوزه قلم زده، با كارشناسان مختلف به گفتوگو نشسته است و صرفاً ديدگاه تخصصي خود را ارائه ميدهد. با همين نگاه، پيش از اين بارها و بارها به مسئولان محترم گفته شده است كه شاه كليد رفع بيكاري فارغالتحصيلان دانشگاهي، نيازمحور كردن آموزش عالي كشور است و نه هيچ چيز ديگر!
نقشه جامع علمي كشور اساساً در همين راستا تهيه شده و به تبعِ آن، 47 طرح كلان ملي با توجه به نيازهاي روز كشور در حوزههاي گوناگون تعريف شده تا اجراي آن به دانشگاهها سپرده شود. قرار است در اين پروسه، دانشجويان- خصوصاً در مقطع تحصيلات تكميلي- تحقيقات خود را براي حل اين طرحها جهت دهي كرده، ضمن كار روي يك پروژه واقعي كشور و دريافت دستمزد در ازاي آن، ديگر نه براي خوشامد نشريات خارجي، كه براي مشكلات واقعي و روزِ كشور، تحقيق كنند! طبيعتاً اين مسئله، معضل مهارت آموزي و اشتغال فارغالتحصيلان را يكجا حل خواهد كرد و به ارتباط صنعت و دانشگاه در واقعيترين شكل آن، واقعيت خواهد داد.
روشن شدن چراغ اين طرحها، ميتواند كليد خلق چندين طرح جانبي ديگر در حاشيه تحقيقات گسترده مراكز علمي و ايجاد اشتغال مضاعف باشد. با اين حال، وزارت علوم طي چهار سال گذشته طرحهاي مذكور را متوقف كرده است و حالا ميگويد دانشجويان رايگان كار كنند تا در عوض، به دريافت رزومه بپردازند! دكتر كبكانيان، قائم مقام ستاد راهبري اجراي نقشه جامع علمي كشور تابستان 94 در همين زمينه گفته بود: «متأسفانه غالب طرحهاي كلان ملي تقريبا متوقف شده و در حال حاضر از مجموع 47 طرح كلان ملي فناوري تنها هفت طرح كلان از حمايت مالي نسبي برخوردار است. حال آن كه تمام اين طرحها مصوب شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري و شوراي عالي انقلاب فرهنگي است اما به دليل ارائه نشدن بودجه، راكد و تعطيل شده است.» وضعيت هنوز هم تغيير چنداني نكرده و گزارشها از پيشرفت 4الي5 درصدي برخي طرحها خبر ميدهد. طرح كارورزي در اين بيدادگاه بيكاري فارغالتحصيلان، حكم لنگهكفشي را در بيابان دارد، ولي آقايان؛ چرا به آدرس اصلي نميرويد؟
مگر نه اينكه رهبر فرزانه انقلاب كه خود محرك نهضت توليد علم و جنبش نرم افزاري در كشور است، نسبت به تعطيلي طرحهاي كلان، به شما تذكر دادهاند؟ يادتان است رهبر انقلاب بيش از يك سال قبل در ديدار با نخبگان جوان كشور گفتند:«گزارشهايي به من ميرسد كه بعضي از طرحهاي كلان در موضوعات تحقيقاتي مهم مثل هوافضا، ماهواره و امثال اينها، دچار توقف يا لنگي است؛ اين من را نگران ميكند، اين را ميخواهم اينجا بگويم كه مطالبه عمومي باشد، من از مسئولان امر به طور جدي درخواست ميكنم به اين مسائل بپردازند. اين طرحها، طرحهاي بسيار مهمي است؛ حتي بعضي از طرحهاي تحقيقاتي مربوط به انرژي هستهاي همين طور [است]. اينها نبايد مطلقاً توقف پيدا كند.» حضرات عزيز، با امثال طرح كارورزي، مشكلي حل نميشود. در پيش گرفتن رويكرد تقاضامحور (demand pool) اكنون حرف روز دنياست. چرا گوش نميكنيد؟!