
دكتر سيدرضاميرطاهر
براي نخستين بار نيست كه عربستان و قطر مقابل هم قرار ميگيرند. اختلافات ميان دو كشور از زمان شكلگيري قطر به شكل جدي مطرح است. در اين راستا چهار دسته اختلاف وجود دارد: دسته اول به اختلافات دودماني و سلسلهاي برميگردد كه از قرن نوزدهم ميان خاندان آلسعود و آلثاني رقابت وجود دارد و از آنجا كه كينههاي قبيلهاي ميان اعراب پررنگ است تا امروز ادامه يافته است.
دسته دوم اختلافات به بحث تحديد حدود مرزي و ارضي به ويژه حدود دريايي اين دو كشور مربوط ميشود. دسته سوم اختلافات هم به مواضع و اقدامات قطر مربوط است كه نه تنها دلخواه عربستان نيست بلكه در بسياري از موارد از ديد رياض و شركايش اقداماتي خصمانه به شمار ميرود. قطر به رغم آنكه مساحتي 11 هزار كيلومتري دارد و يك «ريز دولت» محسوب ميشود اما به دليل آنكه اولين توليدكننده و صادركننده گاز مايع جهان است، توانسته با برخورداري از ثروت بسيار به دنبال به كارگيري قدرت اقتصادي در حوزه سياسي باشد. درآمد سرانه قطريها سالانه 138 هزار دلار است و اين رقم باعث شده تا قطر در زمره كشورهايي با بالاترين درآمد سرانه دنيا قرار گيرد. در همين راستا دوحه علاوه بر به كارگيري اين ثروت سرشار در توسعه داخلي، در حوزه سرمايهگذاري خارجي به ويژه در كشورهاي غربي و تركيه نيز اقداماتي انجام داده است. به عبارت ديگر هرچند قطر يك ريزدولت محسوب ميشود اما قصد دارد با توانمندي مالي و اقتصادي خود نقش يك قدرت منطقهاي را ايفا كند. لذا اين مسئله براي رژيم سعودي قابل پذيرش نيست. دليلش هم اين است كه دوحه از راه قدرت اقتصادي موفق شد يك قدرت رسانهاي عظيم تحت عنوان الجزيره ايجاد كند و به اعمال نفوذ در ميان ديگر كشورهاي عربي بپردازد كه در اين راستا سياستهاي الجزيره در بسياري از موارد در ضديت با عربستان، امارات متحده عربي و بحرين بوده است.
دسته چهارم اختلافات ميان عربستان و قطر هم به تلاشهاي دوحه براي شكل دادن به گروههاي همسو با خود در ليبي، سودان، مصر، عراق و سوريه مرتبط است. قطر حتي در سوريه تلاش كرد، مستقل از عربستان از برخي گروهها حمايت كند. از اين رو رويكرد دوحه براي شكل دادن به سياست خارجي مستقل موجب عصبانيت رياض شد. در اين ميان همسويي مصر با قطر هم به بحث حمايتهاي دوحه از اخوانالمسلمين برميگردد كه حتي پس از سرنگوني محمد مرسي پشتيباني قطر ادامه داشت. به همين دليل با وجود بعد جغرافيايي مصر و قطر، شاهد بوديم كه قاهره پس از تشكيل ائتلاف سعودي ضد دوحه، بدان پيوست. برآيند اين اختلافات در مقطع پس از برگزاري نشست رياض خود را نشان داد. نشستي با حضور 55 كشور اسلامي، عربي و امريكا كه براي سران سعودي اهميت ويژه داشت. در نتيجه اين نشست عربستان به هدف خود يعني معرفي ايران به عنوان كانون تروريسم بينالمللي و لزوم اقدام عليه آن دست يافت. لذا آلسعود بر اين تصور بود كه با ايجاد ائتلاف جهاني ضد تروريسم زمينههاي لازم را براي برخورد با گروههاي هسمو با ايران در يمن، بحرين، سوريه، عراق و لبنان فراهم آورد. اما تغيير موضع قطر و انتشار سخناني منتسب به امير اين كشور به فاصله چند روز بعد از نشست رياض ضربه جدي به عربستان و حيثيت اين كشور در جهان عرب وارد ساخت. در واقع ميتوان گفت به رغم هزينه 400 ميليارد دلاري رياض اميدهايش براي سردمداري جهان عرب و مقابله با جمهوري اسلامي ايران از بين رفت و اين موضوع براي آلسعود قابل تحمل نبود. در اين شرايط براي بار سوم در مناسبات قطر و كشورهاي حاشيه جنوبي خليجفارس تنش به وجود آمد. انتشار سخنان منتسب به امير آلثاني كه بر سياست مستقل دوحه، به رسميت شناختن ايران به عنوان يك قدرت منطقهاي و گسترش روابط با اسرائيل تأكيد داشت، عربستان را به واكنش واداشت. واكنش رياض باعث شد تا دوحه صحت اظهارات منتشر شده را كتمان كند و مدعي شود كه هكرها خبرگزاري قطر را هك كردهاند اما سعوديها اعلام كردند كه پيش از اين نيز امير قطر اظهاراتي مشابه در توئيتر داشته كه قابل كتمان نيست. با توجه به اين مسائل، در بحران فعلي بايد به چند نكته توجه داشت:
1- اعلام موضع قطر را ميتوان به منزله اقدامي براي سنجش شدت واكنش عربستان دانست. به همين دليل هنگامي كه رياض موضعي اتخاذ كرد كه مورد انتظار دوحه نبود، قطر عقبنشيني كرد و صحت اظهارات منتشر شده را زير سؤال برد.
2- نكته دوم اين است كه عربستان ظاهراً تصميم گرفته با اغتنام فرصتي كه خود قطريها ايجاد كردهاند براي هميشه مسئله قطر را حل كنند. لذا برخلاف پيشبيني قطريها بلافاصله با هماهنگي مصر، بحرين و امارات متحده عربي كليه اقدامات ممكن محدودكننده به جز اقدام نظامي را اجرا كردند. اين مسئله با توجه به وابستگي مفرط قطر به واردات، ميتوانست منجر به فروپاشي اين كشور شود.
3- نكته سوم هم به نقش قدرتهاي منطقهاي مخالف سعودي يعني تركيه و ايران مرتبط است. ايران به دليل اينكه قطر موضع حمايت از ايران را اتخاذ كرده و با اين كار ضربه محكمي به تلاش عربستان براي ايجاد ائتلاف منطقهاي عليه كشورمان زده است، دست به حمايت از دوحه زد. در اين راستا ايران از منطق دشمن من دوست من است پيروي كرد. لذا چندان عجيب نيست كه كشورمان تلاش زيادي براي كمك به قطر از راه ارسال مواد غذايي و باز كردن مجراي خروجي انجام دهد. در واقع پس از تحريم اعراب، تنها راه ارتباط هوايي قطر با جهان، ايران بود كه اگر چنين تصميمي از سوي تهران گرفته نميشد اين احتمال وجود داشت قطر به مرز فروپاشي برسد.
از سوي ديگر موجوديت قطر براي تركيه نيز مهم است. سران ترك هنوز خاطره كودتاي 15 ژوئيه 2016 را كه مدعي هستند با حمايت امريكا و عربستان به وقوع پيوست، از ياد نبردهاند. از سويي دوحه و آنكارا داراي ديدگاههاي ايدئولوژيك مشترك هستند. اردوغان يك اخواني است و طبيعتاً با نگرش اخواني مقامات قطر همسويي دارد. همچنين ملاحظات اقتصادي و تجاري و حضور سرمايههاي قطري در تركيه در شرايطي كه اين كشور با رويكرد منفي اتحاديه اروپا مواجه است، بسيار تأثيرگذار خواهد بود.
از سوي ديگر قطر و تركيه در پنج سال گذشته وارد همكاريهاي نظامي جدي شدهاند كه منجر به ايجاد اولين پايگاه نظامي تركيه در خارج كشور شد. در همين رابطه پارلمان تركيه نيز حضور 4 تا 5 هزار سرباز را در قطر به تصويب رساند. لذا شاهد هستيم كه يكي از شروط ائتلاف عربستان بسته شدن پايگاه نظامي تركيه در قطر و اخراج نظاميان اين كشور است. براين اساس به نظر ميرسد بحران قطر از جديت بسياري برخوردار است و مؤلفههاي مذكور اميد دستيابي به راه حل ممكن را دور كرده است مخصوصاً اينكه شروط 13گانه ائتلاف عربستان عملاً شروطي بودند كه قطر را از قطر بودن خارج ميكند و نقض موجوديت اين كشور به شمار ميرود. لذا با رد اين شروط از سوي دوحه، تقابل دو طرف تشديد خواهد شد اما استفاده از ابزار نظامي هم عليه قطر به عوامل متعددي بستگي دارد. در حال حاضر بزرگترين پايگاه هوايي امريكا در منطقه در نزديكي دوحه قرار دارد كه ميزبان حدود 11 هزار نظامي امريكايي است. در صورت حمله نظامي به قطر جان سربازان و اموال نظامي امريكا به مخاطره خواهد افتاد. اين در شرايطي است كه يكي از دو پايگاه هوايي قطر نيز در نزديكي اين مركز هوايي امريكايي قرار دارد و مواجهه نظامي عربستان بدون حملهور شدن به اين پايگاه بعيد است. هرچند چراغ سبز امريكا براي بروز اين درگيري، مانع مذكور را از سر راه برخواهد داشت.
مؤلفه ديگري كه در برخورد نظامي عربستان و شركايش با قطر مطرح است، رويكرد قدرتهاي منطقهاي يعني ايران و تركيه است. ايران نميتواند حمله به قطر را در جوار مرزهايش بپذيرد. مواضع تركيه هم كه در اين خصوص روشن است. لذا محتملترين سناريو در فضاي كنوني تشديد فشارها به نحوي است كه اين كشور را مجبور سازند بخشي از شروط را بپذيرد. لازم به ذكر است شروط 13گانه عربستان سقف خواستههاي اين ائتلاف از قطر بود تا حداكثر دوحه برخي از درخواستها را جامه عمل بپوشاند. با اين حال حتي اگر تنش كنوني كاهش يابد، روابط قطر با شوراي همكاري خليج فارس مانند سابق نخواهد شد و بايد منتظر آغاز واگرايي در شورا باشيم.