
شيوا نوروزي
بها دادن بيــش از حد بهبرخـي چهرههاي ورزشي يكي از چالشهاي هميشگي ورزش ايران بوده است. با اينكه مديران فدراسيونها همواره دم از مبارزه با ورزشكارسالاري زدهاند اما همچنان تصميماتي در برخي رشتهها گرفته ميشود كه بر اساس آن، يكي از مدالآوران براي كل فدراسيون و تيم ملي تعيين تكليف ميكند. براي ريشهيابي علل بروز پديده ورزشكارسالاري و راههاي مبارزه با آن، به سراغ مهدي علينژاد رئيس فدراسيون ووشو رفتيم، مديري كه بهشدت مخالف ورزشكارسالاري است و در مدت مديريتش با اين معضل مبارزه كرده است.
با پديده ورزشكارسالاري و حمايتهاي بيش از حد از ورزشكاران مدالآور موافق هستيد؟قطعاً با اين موضوع بسيار مهم مخالف هستم. بر اين باورم كه هر كاري قاعدهاي دارد و براي رسيدن به هر هدف بايد ضوابطي رعايت شود. از طرفي هر فردي در هر مجموعهاي نيز شأن خاص خود را دارد. ورزشكار در اين مجموعه نقش يك سرباز براي وطنش را دارد و قاعدتا براي مجموعهاي كه در آن است بايد انجام وظيفه كند. قاعدتاً اگر فدراسيوني بيش از اندازه شرايطي را ايجاد كند كه ورزشكار پا را فراتر از حد و حدودش بگذارد و در حوزههاي ديگر به جاي مربي و مدير تصميمگيري كند، قطعاً هرمي وارونه شكل خواهد گرفت. در صورتي كه چنين اتفاقي رخ دهد و شرايط براي دخالتهاي يك ورزشكار مهيا شود، قطعاً آسيبهاي جدي به آن رشته و حتي ورزش كشور ميزند.
مديران و مسئولان در مبارزه با اين پديده چه نقشي را ايفا ميكنند؟مديريت اساس كار است. رئيس فدراسيون به هيچ عنوان نبايد در فدراسيون متبوعش به كسي چنين اجازهاي دهد كه ورزشكارسالاري يا حتي مربيسالاري شكل بگيرد. فرقي نميكند، هر كدام از اين دو پديده ميتواند آسيبهاي زياد به همراه داشته باشد و هر دو مخرب هستند. در حقيقت هركسي بايد در جاي خودش باشد و كارخودش را بر اساس شرح وظايفي كه برايش تعريف شده است، انجام دهد.
فدراسيونهاي ورزشي چطور بايد از بروز ورزشكارسالاري جلوگيري كنند؟رسيدگي به امور طبق وظايفي كه تعيين شده يكي از اين راهحلهاست. فدراسيونها در صورتي به معضل ورزشكارسالاري مبتلا ميشوند كه به تك چهرهها وابسته هستند. درحالي كه اگر به مقولههاي مهم استعداديابي و پشتوانهسازي اهميت دهند و گستره خوبي از نيروها را در اختيار داشته باشند چنين مسائلي برايشان رخ نميدهد. در اين شرايط نه ورزشكاري حس ميكند كه تنها فرد مؤثر آن فدراسيون است و نه مدير اين ترس را دارد كه در صورت از دست دادن تك ستارهاش به مشكلات زيادي برخواهد خورد. اگر كار با برنامه پيش برود فكر نميكنم كه هيچگاه چالشي به اسم ورزشكارسالاري رخ دهد. تنها در رشتههايي اين مسائل وجود دارد كه به جاي كار اصولي، گلخانهاي كار كردهاند.
براي آنكه بحث ورزشكارسالاري مطرح نشود، فدراسيونها در مقابل درخواستهاي تك ستارههايشان چه واكنشي بايد نشان دهند؟بايد مديريت شود. ممكن است تك ستارهاي عملكرد درخشاني هم داشته باشد اما اگر درخواستي خارج از قاعده كرد هرگز نبايد از سوي فدراسيونها پذيرفته شود. براي مبارزه با اين معضل بايد نگاهمان حرفهاي باشد. باشگاههاي بزرگ فوتبال جهان را ببينيد؛ آيا آنها به بازيكنانشان اجازه ميدهند چنين رفتارهايي داشته باشند و دركار مربي و مدير دخالت كنند؟! حتي بزرگترين بازيكنان فوتبال نيز اجازه تصميمگيري براي تيم و باشگاهشان را نداشتهاند، هيچ وقت تعيين نكردهاند با كدام مربي يا مدير دوست دارند كار كنند. هر فردي بر اساس قراردادي كه دارد وظيفهاش را انجام ميدهد.
بها دادن بيش از حد به برخي چهرهها چه تأثيرات مخربي در ورزش ايران خواهد داشت؟اگر به ورزشكارانمان حاشيه امن دهيم، اول از همه انگيزه را از سايرين گرفتهايم. از سوي ديگر اينكه حرمتها از بين ميرود چراكه اگر ورزشكار به جاي مدير و مربي تصميم بگيرد ديگر حرمتي باقي نميماند. به طور كل ورزشكارسالاري سيستم را معيوب ميكند و هيچ چيز سرجاي خود نيست. ديگر نميتوان كار را جمع كرد و هرج و مرجي اساسي ايجاد ميكند. شايد در كوتاه مدت و با تكيه بر ورزشكارسالاري نتايج خوبي در يك رشته كسب شود اما در ميان مدت و ظرف يكي دوسال فدراسيون مربوطه بدون شك با آسيبهاي جدي دست به گريبان خواهد شد.
معمولاً در اينگونه موارد تك ستارهها پاي افتخاراتشان را به ميان ميكشند و از آن به عنوان حربه عليه فدراسيون براي رسيدن به خواستههاي خود استفاده ميكنند. وقتي تعداد نفرات مؤثر كم باشد ممكن است چنين مسائلي هم اتفاق بيفتد. اگر با يك برنامهريزي دقيق تعداد ورزشكاران تاثيرگذار را به حدي برسانيم كه به تك چهرهها متكي نباشيم، هيچ قهرماني نميتواند با تكيه بر مدالهايي كه گرفته خواستههايي غيرمعقول بخواهد و فدراسيونش را تحت فشار بگذارد. از همه مهمتر اينكه مكانيسم فدراسيون به گونهاي نباشد كه انتخاب مليپوشان تيمهاي ملي بر اساس حاشيه امن براي نفرات قديمي صورت بگيرد. در همين فدراسيون ووشو براي هيچ كدام از قهرمانانمان در هر هيچ زماني حاشيهاي امن ايجاد نكردهايم. البته در راه رسيدن به اين اهداف ريسكهايي نيز وجود دارد كه مسئولان بايد قدرت ريسك داشته باشند و از ورزشكارسالاري پرهيز كنند. در اين مسير احتمال دارد با مشكلاتي مواجه شوند و نتايج ضعيفي گرفته شود. اما اثرات مخرب ورزشكارسالاري بسيار بالاست و آسيبهاي جبرانناپذيري به فدراسيونها ميزند. قطعاً ارزشش را دارد كه با بها دادن به نفرات ديگر و جوانتر از بروز اين پديده جلوگيري شود. البته به اين نكته هم بايد توجه داشت كه دوران قهرماني و مدالآوري ورزشكاران كوتاه است.
تعامل، مهره گم شده برخي رشتههاي ورزشي است كه چالشهاي زيادي را به همراه دارد. تعامل بين ورزشكار، مربي و فدراسيون چگونه بايد مديريت شود؟اصل داستان همين است. همانطور كه با تعامل ميتوان به اهداف بزرگ دست يافت فقدان تعامل نيز دردسرساز ميشود. رئيس فدراسيون به عنوان پدر خانواده بايد رابطه عاطفي خوبي با ورزشكاران و مربيانش داشته باشد تا آنها هم رئيس را بپذيرند و بدانند اگر تصميمي گرفته ميشود در راستاي منافع جمعي است نه فردي. از سوي ديگر اينكه همه افراد سيستم بدانند كه هر فردي بايد در جايگاه خودش ايفاي نقش كند و مسئوليتش را انجام دهد. همه بايد بدانند در صورتي كه خارج از حيطه وظايف عمل كند سيستم قطعاً زير بار اين مسئله نميرود.
در فدراسيون وشوو و طي سالهاي مديريتتان بر اين رشته با نمونههاي داخلي يا خارجي كه منجر به ورزشكارسالاري شده باشد مواجه شدهايد؟هيچ وقت در ووشوي ايران ورزشكارسالاري نداشتهايم. شايد در برخي موارد ورزشكاران ما از نظر روحي دچار مشكلاتي شدند كه درخواستهايي خارج از قاعده داشتند ولي ما هرگز خواستههايشان را نپذيرفتيم. در دنياي ووشو نيز واقعاً چنين موردي سراغ ندارم. همانطور كه همه ميدانند چين قدرت برتر و مهد اين رشته در دنيا است. چينيها نيز طبق روال هميشه هر سال به ورزشكاران جديدي اجازه حضور درتيم ملي را ميدهند. آنها هرگز اجازه نميدهند يك ووشوكار دو بار در مسابقات شركت كند چراكه پتانسيل بسيار خوبي در ووشو دارند و همواره نفرات زيادي آماده رقابت در عرصه بينالمللي هستند. علاوه بر اين از نظر فرهنگي اصلاً چنين فضايي براي ورزشكار مهيا نيست كه درخواستهاي عجيب و غريب داشته باشد و بحث ورزشكارسالاري مطرح شود. چينيها به شدت سلسله مراتب را رعايت ميكنند.