
فريدون حسن
همانطور كه انتظار ميرفت سجاد انوشيرواني به جلسه شوراي فني فدراسيون وزنهبرداري نرفت تا حكم تأييد استعفايش توسط رئيس فدراسيون امضا شود و يك مربي كه مخالفتي با تمرينات اختصاصي كيانوش رستمي خارج از اردو را ندارد، هدايت تيم ملي را برعهده بگيرد.
شنبه بعدازظهر بود كه نشست شوراي فني فدراسيون برگزار شد. همان نشستي كه برخي بزرگان وزنهبرداري بر اين باورند كه شوراي خنده است تا شوراي فني، اعضا گردهم آمدند و با كنار رفتن سجاد انوشيرواني به عنوان تنها سد پيشروي حركت ورزشكارسالارانه فدراسيون موافقت كردند. البته خود انوشيرواني گفته بود كه بازگشتي در كارش نيست و به اين جلسه نميرود، پس لزومي هم به تشكيل جلسه نبود، اما علي مرادي براي خالي نبود عريضه جلسه را تشكيل داد بعد از آن هم حرفهايي زد كه از قبل ميشد تمام آنها را واو به واو پيشبيني كرد.
500 سال تجربه خرج يك استعفا!
مرادي ماحصل تصميمات و جلسهاي كه رياستش بر عهده او بود را چنين بيان ميكند: «انوشيرواني نيامد و اين نشان داد كه نميخواهد همكاريش با ما تداوم داشته باشد، بنابراين استنباط شوراي فني اين بود كه اعلام انصراف كرده است.»
بايد خدمت جناب رئيس و اعضاي شورا آفرين گفت بابت چنين درايتي! كه اينقدر سريع متوجه تفكر انوشيرواني شدند. بايد هم به اين شوراي فني آفرين گفت كه تقريباً يك هفته بعد از اعلام انوشيرواني چنين استنباطي كرده است.
رئيس فدراسيون وزنهبرداري در ادامه گفت: «چهرههاي باتجربهاي در شوراي فني حضور دارند، در واقع ميتوان گفت كه بالاي 500 سال تجربه در شورا وجود دارد و ما همه مسائل را با تعامل حل و فصل ميكنيم.»
اينجا هم بايد از جناب مرادي پرسيد كه آيا 500 سال تجربه براي استنباط كردن يك نتيجه از حرفهاي صريح انوشيرواني زياد نيست؟ يا اينكه از كدام تعامل حرف ميزنيد، قبول اين استعفا كه نيازي به تعامل نداشت.
مرادي گفت: «به بيرانوند، سرمربي جديد تيم ملي گفتيم كه آيا با تمرينات انفرادي رستمي مشكلي ندارد و او گفت خير. هر كاري هم كه از دستش بربيايد و هر مساعدتي كه لازم باشد انجام ميدهد.»
علي مرادي اين را ميگويد، ولي نميگويد كه اگر پاسخ بيرانوند مثبت بود چه اتفاقي رخ ميداد، اگر او نيز ميگفت كيانوش رستمي بايد در اردو حاضر شود آيا باز هم سرمربي ميشد؟ اگر برخواه ديگر گزينه سرمربيگري هم همين نظر را داشت چه ميشد؟ آن وقت آيا سرمربي براي تيم ملي پيدا ميشد؟ اشكال درست اينجاست، وزنهبرداري ايران در حال قرباني شدن به پاي يك نفر است، يك نفر كه دلش ميخواهد تك باشد و تك بدرخشد و به مردم بگويد تنهاست و به تنهايي مدال ميگيرد. موضوعي كه علي مرادي و همفكرانش در شوراي فني ميخواهند آن را ملي وانمود كنند.
سرمربي تيم ملي يا «كشك»
اما بشنويد از محسن بيرانوند، سرمربي تيم ملي كه قرار است هدايت وزنهبرداران در مسابقات داخل سالن آسيا را برعهده داشته باشد. مردي كه خوب ميداند علاوه بر رستمي ممكن است سهراب مرادي هم درخواست تمرين انفرادي داشته باشد و شايد اين قصه بعدها همينگونه براي بقيه هم تكرار شود، آن وقت او ميماند و يك اردوي بدون وزنهبردار و اين يعني همان كشكي كه سالها قبل پروين در خصوص كميته فني فوتباليها گفت و اين روزها متوجه حال سرمربي تيم ملي وزنهبرداري شده است.
بيرانوند ميگويد: «من به تصميمي كه شوراي فني در قبال كيانوش رستمي گرفته، احترام ميگذارم. رستمي، سرمايه وزنهبرداري است و كارهايش را با ما هماهنگ ميكند.»
ما ميگوييم كه اگر چنين نظري نداشتي كه اصلاً سرمربي نميشدي، ضمن اينكه به نظر ميرسد فدراسيون با رستمي هماهنگ است نه او با بقيه.خب ما ميگوييم آقاي سرمربي بهتر نيست اول صبر كني تا ليست اسامي متقاضيان تمرين انفرادي مشخص شود بعد ببيني اصلاً كسي باقي ميماند كه برايش اردو تشكيل شود و شما سرمربياش باشي!
تا مرادي هست برنميگردم
«خوشحالم كه مقابل ورزشكارسالاري ايستادم و تا زماني كه علي مرادي، رئيس فدراسيون باشد به تيم ملي برنميگردم.»اين را سجاد انوشيرواني، سرمربي سابق تيم ملي ميگويد و اضافه ميكند: «ميگويند در وزنهبرداري حرفهاي دنيا هر ورزشكار مربي خاص خود را دارد در صورتي كه چنين برداشتي اشتباه است، مثلاً در اردوي چين وزنهبرداران با پنج ، شش مربي كار ميكند، اما همه آنها در يك كمپ زير نظر سرمربي كار ميكنند.»