اما با این تفاسیر، دلایلی وجود دارد که نشان میدهد القاعده رو به زوال است. القاعده سرعت عملیاتی پایین، منابع ناقص و حامیان کمی دارد. به همین دلایل نمیتواند به همه اهداف خود دست یابد.
اگرچه حملات تروریستی به صورت نامنظم رخ میدهند، اما تعداد حملات و برخی نشانهها در غرب بر افت القاعده دلالت دارند.
القاعده بیش از 10 سال است که یک حمله چشمگیر و موفق را هدایت نکرده؛ از زمان آخرین حمله این گروه در لندن در سال 1384 ده سال میگذرد. بعد از مرگ بن لادن، این گروه در حملات تروریستی، دیگر دخیل نبوده است.
اغلب تعداد طرحریزیها نسبت به خود حملات، نشانگر تهدید و خطر یک گروه است؛ اما با این حال این طرحها نشانه خوبی نیستند.
القاعده هنوز طرحهایی برای حمله به غرب دارد؛ اما چنین اقداماتی را به افراد تازهکاری سپرده که آموزش کافی ندیدهاند.
ارزیابی منابع این گروه، به خصوص نیرو و سرمایه آن، نشانه دیگری از میزان موفقیت آنان است. در سال 1369 القاعده نفوذ زیادی داشت؛ زیرا هزینه زیادی پرداخت میکرد و نیروهای زیادی را پرورش میداد. در سال 1390 داوطلبانی که برای پیوستن به این گروه به پاکستان میرفتند، اغلب آموزش کافی نمیدیدند و تنها برای تجهیزات خودشان کمک مالی دریافت میکردند که این موضوع موجب نارضایتی آنان شده بود. القاعده هنوز نیرو جذب میکند، اما داعش به مرکزی برای جنگجوهای بینالمللی تبدیل شده و نیازی به جذب نیرو ندارد.
القاعده پیشرفتی در اهداف خود نداشته و در برخی موارد حتی نتیجهای عکس گرفته است. وجود سربازان آمریکایی در عراق، افغانستان و پایگاههای دیگر در خاورمیانه، نشان میدهد که این منطقه بیش از اندازه اشغال شده است.
کشورهای جهان همزمان با مبارزه با داعش و دور کردن آنها از مناطق اشغالی و از بین بردن نیروها و سرمایههای آنان باید ردپای القاعده را نیز در نظر بگیرند. شکستهای القاعده قابل مشاهده بوده اما با وجود افت این گروه تروریستی، اقدامات آنان هنوز میتواند خطرساز باشد.