
شيوا نوروزي
تب انتخابات رياست جمهوري به اوج خود رسيده است و نامزدها و هوادارانشان تمام تلاش خود را به كار گرفتهاند تا بيشترين رأي را از آن خود كنند. جامعه ورزش نيز همچون ساير اقشار انتظاراتي از رئيسجمهور آتي دارد، انتظاراتي كه بارها و بارها ناديده گرفته شدهاند و اين بيتوجهيها ضررهاي زيادي بر پيكر ورزش وارد كرده است.
توجه به ورزش قهرماني و همگاني از اصليترين انتظارات فعالان ورزشي است. با اينكه رفتن روي سكوي قهرماني و افتخارآفريني براي كشور آرزوي هر ورزشكار ايراني است اما براي رسيدن به اين هدف و رقابت با رقبا بايد بيش از اينها به ورزش همگاني توجه شود. در سالهاي اخير مسئولان از اين مقوله مهم و تأثيرگذار تنها در سخنرانيها و مصاحبههاي خود استفاده كردهاند اما در عمل قدمي براي همگاني شدن ورزش برداشته نشده است. برگزاري پيادهرويهاي خانوادگي را بايد نهايت تلاش آقايان در جهت ترويج ورزش بين خانوادهها خواند! در حالي كه همگان ميدانيم براي نهادينه كردن ورزش در جامعه و بين اعضاي خانواده نيازمند برنامهاي بلندمدت، دقيق، عملي و به دور از هياهو هستيم كه براي ديدن تأثيرات و نتايج آن بايد چند سالي صبر كرد. ارتقاي سطح سلامتي جسمي و روحي جامعه از جمله اثرات مثبت نگاه ويژه مسئولان به ورزش همگاني است. بهعلاوه اينكه با نهادينه كردن ورزش در جامعه بايد منتظر بالا رفتن تمايل نوجوانان و جوانان به حضور در ورزش قهرماني باشيم. امروزه نقش پررنگ ورزش همگاني در موفقيتهاي ورزش قهرماني به شدت مورد توجه كشورها قرار گرفته در حالي كه در ايران توجهي به اين واقعيت نميشود. انتظار ميرود همه دست اندركاران ورزش كشور پس از برگزاري انتخابات و روي كار آمدن دولت دوازدهم كم كاري گذشته در اين زمينه را جبران كنند. ارتقاي زيرساختهاي ورزش كشور نيز در اين مسير نبايد فراموش شود.
فساد در فوتبالفساد در فوتبال موضوعي مهم و حياتي است كه متأسفانه بسياري از صحبت در مورد آن ميهراسند و ترجيح ميدهند اشارهاي به اين مسئله نكنند. فوتبال به عنوان پرطرفدارترين رشته ورزشي جوانان زيادي را مجذوب خود كرده است اما همين رشته به دليل سهلانگاري و سوءمديريتهاي بسيار اسير چالشهاي ريز و درشت زيادي شده تا جايي كه پرونده سنگيني از فساد فوتبال در مجلس شوراي اسلامي جمعآوري شده است. با اينكه رسيدگي به اين پرونده از مدتها قبل آغاز شده است و همچنان نيز ادامه دارد ولي تا به امروز نتيجهاي از اين رسيدگي به اطلاع عموم نرسيده است. بدون شك رسيدگي به پرونده فوق به دليل گستردگي و حساسيتهاي موجود زمان و بررسي دقيق و ويژهاي را ميطلبد اما برخي رفتارها و اظهارنظرها حاكي از آن است كه مسئولان فوتبال پرونده فساد در اين رشته را به دست فراموشي سپردهاند و حتي برخيها منكر وجود فساد در فوتبال هم شدهاند! شفافسازي در خصوص پرونده فساد در فوتبال و اعلام نتيجه بررسي آن قطعاً ذهنيت ميليونها هوادار ايراني را نسبت به فوتبال تغيير خواهد داد.
ورزش بانوانورزش بانوان بخش مهمي از ورزش ايران را تشكيل ميدهد و با همه مشكلاتي كه سر راهشان وجود دارد پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به ويژه در يك دهه اخير افتخارات زيادي را با حجاب اسلامي براي كشورمان به ارمغان آوردهاند. اراده بانوان ايراني هميشه زبانزد بوده و سالهاست كه اين قشر با اراده در عرصه ورزش با حفظ شأن بانوي مسلمان ايراني قلههاي افتخار را در تورنمنتهاي بينالمللي فتح كردهاند. با اين حال بيتوجهي به آنها اين قشر تأثيرگذار ورزشي را با چالشهايي مواجه ميكند؛ ناديده گرفتن تلاشها، عدم امكانات اوليه ورزش قهرماني و بيتوجهي به خواستههاي بحق آنها از جمله چالشهاي مخرب پيشروي زنان ورزشكار ايراني است. نگاه ويژه، رسيدگي يكسان به تيمهاي مردان و زنان و هموار كردن راه موفقيت اصليترين انتظارات قشر بانوان ورزشكاري است كه همواره با كمترين امكانات و توقعات به وظايف خود عمل كردهاند.
مشكلات اقتصادي و خصوصيسازيكمبود بودجه و در بسياري از موارد واريز نشدن به موقع بودجه، فدراسيونهاي ورزشي را بارها با بحران مواجه كرده است. اينكه بودجه مصوب فدراسيونها تنها به دلايل شخصي با رئيس يا واريز نشود يا بسيار دير واريز شود به هيچ وجه قابل دفاع نبوده و نخواهد بود. منتها موارد زيادي از اينگونه سوءمديريتها در ورزش ايران به چشم ميخورد و به رغم رسانهاي شدن آنها چارهاي براي حل اين مشكل انديشيده نشده است. از سوي ديگر هنوز خبري از درآمدزايي درست و حرفهاي در ورزش ما نيست. با اينكه واليبال با موفقيتهاي اخير خود به تازگي توانسته است به جمع معدود رشتههاي درآمدزاي ورزش ايران اضافه شود اما بايد اذعان كرد كه ورزش ما از آنچه بايد باشد سالها عقب است. تيمهاي فوتبال با گردش مالي نجومي كه دارند هنوز براي حل سادهترين مسائل خود منتظر بودجه دولتي هستند. تيمي كه سالانه چند ميليارد صرف خريد بازيكن و مربي ميكند توانايي هيچگونه درآمدزايي براي ورزش كشور را ندارد و تنها بدهيهاي خود را سنگينتر از قبل ميكند. اصليترين مورد قابل ذكر دولتي ماندن سرخابيهاي پايتخت است؛ پرسپوليس و استقلال به عنوان سردمداران فوتبال ايران معمولاً يكي از ابزارهاي دولتها در حوزه ورزش محسوب ميشوند، ابزاري كه اعتقادي به خصوصي شدن آن ندارند. با وجود اينكه وزارت ورزش در دولت يازدهم استارت خصوصيسازي شدن سرخابيها را زد ولي اين خصوصيسازي هم به بنبست رسيد. ورود بخش خصوصي به ورزش و هموار كردن راه براي حضور آنها در رشتههاي پرطرفدار از جمله مطالبات ورزشيها و فعالان اين عرصه است.
تبعيضهاي دردسرسازتوجه يكسان به همه رشتهها آرزويي است كه رسيدن به آن طي اين سالها غيرممكن بوده است. رشتههاي مدالآور با كمترين امكانات و با اندك بودجهاي كه در اختيارشان قرار ميگيرد بهترين نتيجه را ميگيرند. در حالي كه مسئولان ورزش توجهي به تلاشهاي آنها نميكنند و افتخاراتي كه در اين رشتهها به دست ميآيد را جزئي از كارنامه مديريتي خود مينامند. ولي در مواقع حساس و سرنوشت ساز حمايتي از مدالآوران نميشود. ورزشكاران مدالآور المپيكي و پارالمپيكي با تكيه بر تواناييهاي خود و تعصبي كه به پرچم و كشورشان دارند فراتر از انتظار ظاهر ميشوند اما براي گرفتن پاداشي كه حق شان است ماهها بايد به انتظار بنشينند و مصاحبههاي انتقاديشان نيز با واكنشهاي قهري مواجه شود. برداشتن تبعيض و رسيدگي يكسان به ورزشكاران و تيمهاي ملي از جمله خواستههاي جامعه ورزش از رئيس جمهور منتخب محسوب ميشود.