
در دهه گذشته نگاه وزارت علوم به توسعه علمي كشور، نگاه صرفاً كمي بوده است اگرچه در شروع تغيير سيستم آموزش عالي ايران از سيستم صرفاً آموزشي به سيستم آموزشي- پژوهشي در اوايل دهه هفتاد چنين سياستي قابل قبول به نظر ميرسيد، اما با گذشت حدود دو دهه از آغاز اين روند چگونگي امتيازدهي به مقالات و رفتارهاي پژوهشي اعضاي هيئت علمي، به بازنگري جدي نيازمند است.
قطعاً با توجه به افزايش توليد علم توقع در خصوص افزايش سطح رفاه زندگي مردم و بهبود فضاي كسب و كار امري منطقي است، اما متأسفانه در حال حاضر اگرچه رتبه علمي ايران بر اساس شاخصهاي مختلف بين 17 تا 25 در دنيا متغير است، ولي در زمينه وضعيت كسب و كار رتبه بالاي 150 را در دنيا داريم.
اين اعداد و ارقام نشان ميدهد كه عموماً علم توليدي ايران، كارآ و اصيل نبوده و نتوانسته زندگي راحتتري براي مردم ايجاد كند، در حاليكه در بسياري از كشورها رابطه مستقيمي ميان توليد علم و ساير شاخصهاي رفاهي جامعه وجود دارد.
نياز بالاي محققان و دانشجويان كشور به چاپ مقاله در جهت ارتقاي رتبه علمي، استخدام يا تحصيل در مقاطع بالاتر عاملي است تا برخي از آنها به پرداخت هزينههاي كلان ارزي براي چاپ مقالات خود در مجلات بينالمللي اقدام كنند.
راهكار حل اين مسئله امتيازدهي به پژوهشهاي خوب فارغ از انتشار مقاله است و بايد سيستم آموزش عالي به سمتي برود كه به يك پژوهش خوب حتي اگر تبديل به مقاله هم نشد امتياز بدهد. اين امر موجب ميشود تا محققين ما ريسك دست زدن به پژوهشهايي كه شايد به نتيجه هم نرسد را پيدا كنند.
از سوي ديگر بايد امتيازدهي به مقالات بيكيفيت متوقف شده و امتيازدهي به مقالات بر اساس كيفيت آنها صورت گيرد.