
به گزارش خبرنگار ما، بامداد پنجشنبه 17 فروردينماه سال 91 بود كه كاركنان بيمارستان دي تهران، مأموران پليس را از جريان مرگ مشكوك پسر جواني باخبر كردند. بررسيهاي پليس نشان داد كه پسر جوان بر اثر اصابت چاقو به گردنش مجروح و بعد از انتقال به بيمارستان فوت شده است. همچنين معلوم شد كه پسر مجروح با بنز گرانقيمتي به بيمارستان منتقل شده است. سرنشينان بنز كه دو پسر جوان بودند، مدعي شدند كه وي در تصادفي زخمي شده و آنها براي نجات جانش او را بيمارستان منتقل كردهاند. كاركنان بيمارستان گفتند: راننده و سرنشين بنز محل را ترك كردهاند.
قتل در مراسم پارتي پسر سفيرسابق يكي از كشورهاي امريكاي لاتين
در شاخه ديگر از بررسيها، مأموران صاحب خودروي بنز را كه پسر سفير سابق يكي از كشورهاي امريكاي لاتين بود، شناسايي كردند و تحقيقات نشان داد وي شب حادثه در خانهاش پارتي مختلطي را برگزار كرده كه تعدادي از هنرپيشهها و بازيكنان معروف ورزشي در پارتي شركت داشتهاند و مقتول نيز در درگيري در پايان برگزاري پارتي به قتل رسيده است. در چنين شرايطي مأموران، پسر سفير سابق را بازداشت كردند. وي در بازجوييها قتل را انكار كرد و در شرح حادثه گفت: شب حادثه با همكاري مردي كه سركرده برگزاري پارتيهاي مهم است در خانهام پارتي برگزار كردم. مقتول از مهمانان من بود كه متوجه شدم با پسر جواني به نام شايان تلفني درگير شده است. شايان همراه تعدادي از دوستانش قصد داشتند در مهماني ما شركت كنند كه با مخالفت تعدادي از مهمانها روبهرو شدند و من هم به آنها اجازه ندادم. وقتي مهماني تمام شد، شايان جلو خانه ما با مقتول درگير شد و او را زخمي كرد. من و شايان او را به بيمارستان منتقل كرديم. او وقتي متوجه شد دوستم فوت كرده از محل گريخت. وقتي مأموران براي دستگيري شايان راهي خانه او شدند، فهميدند او به مكان نامعلومي گريخته است.
پايان 5 سال زندگي مخفيانه قاتل پولدار
در حالي كه پنجسال از حادثه گذشته بود مأموران مخفيگاه شايان را در يكي از خيابان غربي شهر شناسايي و او را همراه زن صيغهاياش دستگير كردند.
صبح ديروز متهم براي بازجويي به دادسراي امور جنايي منتقل شد و مقابل قاضي ايلخاني، بازپرس شعبه هشتم به قتل اعتراف كرد. همسر قاتل هم كه بازداشت شده بود، گفت: من دو سال قبل با متهم در تركيه آشنا شدم. من براي تفريح به تركيه رفته بودم و شايان هم براي كار تجاري به تركيه آمده بود كه با هم آشنا شديم. ما خيلي به هم علاقه پيدا كرديم تا اينكه صيغه او شدم. يكسال در خارج از كشور زندگي كرديم تا اينكه يكسال قبل به ايران آمديم و قرار بود به زودي مراسم عروسيمان را برگزار كنيم كه شوهرم دستگير شد. وي در ادامه گفت: من شوهرم را خيلي دوست دارم و اصلاً طاقت دوري او را ندارم و دوست دارم من همراه او به زندان بروم. در پايان زن جوان آزاد شد و متهم به دستور قاضي ايلخاني روانه بازداشتگاه شد.
گفتوگو با قاتل:
مقتول را ميشناختيد؟
بله. مدتي قبل از حادثه در پارتي در رودهن با او آشنا شدم.
چرا شما را شب حادثه در پارتي راه ندادند؟
من آن شب همراه شوهر خواهرم مهمان پارتي پسر سفير بودم. مقتول قصد داشت در پارتي شركت كند كه ما مخالفت كرديم و اين درگيري رخ داد.
اما پسر سفير در بازجوييها مدعي شده بود كه مقتول جز مهمانهاي اصلي پارتي بوده است؟
نه اشتباه كرده.
درباره شب حادثه توضيح بدهيد؟
من از قبل پسر سفير را به خاطر معامله ميلياردي ميشناختم و با او رفت و آمد داشتم. آن شب همراه شوهر خواهرم مهمان پارتي در پنت هاووس پسر سفير بوديم. پارتي مختلط بود و افراد زيادي از جمله هنرپيشههاي معروف و فوتباليستهاي مشهور حضور داشتند. ساعتي از برگزاري پارتي نگذشته بود كه متوجه شدم، مقتول همراه تعدادي از دوستانش قصد دارد در مهماني شركت كند. از آنجايي كه او هميشه در پارتيها براي مهمانها مزاحمت ايجاد ميكرد ما مخالفت كرديم و صاحبخانه هم آنها را در مهماني راه نداد.
لحظاتي بعد يكي از دوستان مقتول كه عصباني شده بود تلفني با دامادمان مشاجره لفظي كرد و از پشت تلفن به خواهرم فحاشي كرد به طوري كه شوهرخواهرم فرياد زد اگر مرد هستي براي دعوا به جلوی خانه بيا.
وقتي پارتي تمام شد از خانه بيرون رفتيم كه ناگهان مقتول و دوستانش با چاقو به ما حمله كردند. آنها با قمه و شمشير خودروي بنز گرانقيمتم را تخريب كردند و بعد يكي از آنها با خودرو به من زد. وقتي از روي زمين برخواستم مقتول با شمشير ضربهاي به طرف من پرتاب كرد كه من هم با چاقوي ميوهخوري ضربهاي به گردنش زدم.
بعد چه شد؟
من و پسر سفير او را به بيمارستان برديم، اما وقتي فهميدم فوت كرده، ترسيدم به كشور تركيه و از آنجا هم به كشورهاي اروپا فرار كردم.
در اين مدت مشكل مالي نداشتيد؟
نه. پدرم گاوداري دارد و خودم قبل از حادثه دامداري بزرگي داشتم. وقتي به خارج فرار كردم آنجا شركت تجاري تأسيس كردم و در اين مدت فعاليت تجاري داشتم.
چه شد كه به ايران برگشتيد؟ در اين مدت خانوادهام دنبال گرفتن رضايت بودند تا اينكه يكسال قبل پدرم يكميليارد تومان به خانواده مقتول داد و رضايت گرفت. به همين خاطر خيالم از قصاص راحت شد و تصميم گرفتم براي ادامه زندگي به ايران آمدم.