
نویسنده: حليمه ميرعرب رضي
خلق انسان حالات او را در برابر اعمال و رفتارش تنظيم ميكند و انسان را به صورتي نسبتاً ايمن در جريان زندگي قرار ميدهد. وجود يك حالت و خوي غير معتدل زندگي را دچار از هم پاشيدگي، بينظمي و مستعد خطر ميكند. خلق همچنين تأثير زيادي در احساس و قضاوت انسان نسبت به خود دارد. انساني كه خلقش دچار افسردگي شده باشد غالباً در چهارديواري خاطرات اغراق آميز مربوط به زيانها و ناكاميهاي گذشته خود زندگي ميكند.
شخص افسرده ممكن است گرفتار غمگيني و تهي بودن دائمي شود، اشكهايش بدون دليل جاري و زودرنج و ستيزهجو شود. مهمترين ناحيه دخيل در افسردگي سيستم ليمبيك است. طبق يك الگوي رواني - زيستي، اين فرآيندها به وسيله عوامل اجتماعي و روان شناختي آغاز ميشوند و عوامل ژنتيكي درجه فشار رواني لازم از هر كدام از حوزهها را قبل از اينكه دورهاي از افسردگي شروع شود، تحت تأثير قرار ميدهد.
به نظر ميرسد افسردگي غالباً بعد از برخي رخدادهاي تنش زا از قبيل ازدواج يا تولد فرزند رخ ميدهد. بيشتر فشارهاي زندگي حاد، نظير طلاق يا جدايي ممكن است موجب شروع دورههايي از افسردگي شود. برعكس يك شبكه حمايت اجتماعي خوب ميتواند محافظتكننده باشد. در كل افسردهها معمولاً نيمه خالي ليوان را ميبينند. افسردگي از لحاظ شدت به چند نوع تقسيم ميشود؛ افسردگي خفيف كه در آن براي انجام وظايف روزانه به تلاش نياز است، افسردگي ملايم كه شامل آسيب شغلي و اجتماعي بوده و فرد را از انجام كارهاي ضروري كه بايد انجام شوند، باز ميدارد، افسردگي شديد كه شامل آسيبهاي شغلي و اجتماعي مهم است و ممكن است افكار خودكشي يا نشانههاي سايكوز مانند توهم يا هذيان را به همراه داشته باشد. ديس تايمي كه شكل خفيفتر اما پايدارتري از افسردگي است حداقل دوسال طول ميكشد و در طول اين زمان فرد، خلق افسرده، فقدان علاقه و انرژي، انزواي اجتماعي، كاهش تمركز، احساس عدم كفايت، عزت نفس پايين، احساس گناه، خشم، نااميدي، رنجش و درماندگي را تجربه ميكند. ديس تايمي عملكرد اجتماعي و حرفهاي فرد را تحت تأثير قرار ميدهد. كودكان نشانهها و شواهد كمتري از افسردگي را نشان ميدهند، اما اغلب نوجوانان افسردگي را به عنوان بخشي از زندگي معمولي خود، گاه به گاه تجربه ميكنند. تمايل به تنهايي، انزواي اجتماعي و عدم گرايش به همسالان، اغلب پيش نشانههاي افسردگي در نوجوانان هستند.
افسردگي ممكن است نتيجه تفكرات منفي نيز باشد كه شامل ديدگاههاي منفي از خود، تعابير منفي از تجارب خود و ديدگاه منفي نسبت به آينده است. نوجوانان نسبت به افسردگي به روشهاي گوناگون پاسخ ميدهند. برخي از آنها از خانه فرار ميكنند، برخي تمايل به مصرف مواد پيدا ميكنند، برخي، به خصوص پسران، احساساتشان را از طريق رفتارهاي برونريزي شده ابراز ميكنند و ممكن است پرخاشگري خود را برونريزي كنند، اما دختران بيشتر افسردگي را درونريزي كرده و به شكل نگراني و اضطراب نشان ميدهند.