سعيد احمديان
ورزش پهلواني و زورخانهاي به عنوان ورزش ملي كشورمان روزهاي مهجوري را سپري ميكند، طوري كه نگاهي به تعداد زورخانههاي سطح كشور نشان ميدهد كه نه تنها تعداد آن افزايش پيدا نكرده، بلكه سال به سال كمتر و اين ورزش ملي و ديني به فراموشي سپرده ميشود. متوليان ورزش هم كمتر برنامهاي براي حفظ و گسترش ورزش پهلواني دارند، اين در شرايطي است كه نياز امروز ورزش ايران، مرام و فرهنگ پهلواني است، ورزش ايران گرفتار بياخلاقيهايي است كه دواي درد آن را بايد در بازگشت به پهلواني و مرام و مسلك ورزشكاراني دانست كه اول پهلوان بودند، بعد ورزشكار. با اين حال اما نسل چنين ورزشكاراني در ورزش ايران كمرنگتر از قبل شده و بياخلاقيها و رفتارهاي دور از شأن يك ورزشكار رو به افزايش است. اين در شرايطي است كه ورزش كشورمان با توجه به داشتن ورزش پهلواني، يكي از سمبلهاي اخلاق و معرفت بوده و پهلوانان در ميان مردم از ارزش بالايي برخوردار بودهاند و نه تنها در ورزش بلكه پهلوانان كمك حال مردم در دورههاي مختلف بودهاند و همواره از آنها به نيكي ياد شده است. در اين شرايط بديهي است كه بايد نسبت به احياي مسلك پهلواني در ورزش كشور همت گمارد، مسئلهاي كه ميتواند وضعيت ناهنجار ورزش را تعديل كند و به شرايط مناسبي برساند. به خصوص كه ورزش پهلواني و زورخانهاي تركيبي از ارزشهاي ملي و ديني است و بنيانگذار انقلاب و مقام معظم رهبري بارها در ديدارهايي كه با مسئولان داشتهاند، تأكيد زيادي بر گسترش اين ورزش داشتهاند و از آن به عنوان ورزشي كه ميتواند به گسترش اخلاق و ارزشها در سطح جامعه كمك كند، ياد كردهاند.
با وجود چنين تأكيداتي اما تصميمگيرندگان ورزش به ورزشهاي زورخانهاي تنها به عنوان يك نماد و يك ورزش كه بايد در ويترينها باشد، نگاه ميكنند و اين ورزش از توجه لازم در دورههاي اخير برخوردار نبوده و همين مسئله سبب شده تا ساخت زورخانهها در كشور متوقف شود يا اگر برنامهاي براي احداث زورخانههاي جديد وجود دارد، محدود است و ساخت آن خيلي كند پيش ميرود. شرايط ورزش ميطلبد كه مسئولان در برنامههايشان نسبت به ورزش پهلواني و زورخانهاي تجديدنظر كنند و برنامهريزي براي احياي دوباره اين رشته را فراهم كنند. بدون شك با توجه به ريشه غني اين ورزش و اينكه با مسائل ديني نيز آميخته شده، جوانان زيادي هم براي سلامت نفس و هم سلامت جسمشان جذب اين رشته خواهند شد و اين مسئله تدبير مديران ورزش كشور را براي افزايش زورخانهها در سطح كشور ميخواهد. طبيعي است كه اين ورزش ميتواند به كاهش آسيبهاي اجتماعي كمك كند و با توجه به آموزههايي كه در اجراي اين ورزش به ورزشكار آموخته ميشود، ميتواند جوانان را از انحرافات دور و كاهش ناهنجاريها را در سطح جامعه به همراه داشته باشد و همچنين يكي از بخشهايي باشد كه به ورزش همگاني كه رابطه مستقيمي با سلامت جامعه دارد، كمك كند.
علاوه بر بعد همگاني ورزش زورخانهاي و پهلواني، در ورزش حرفهاي هم ترويج فرهنگ پهلواني كه برگرفته از ورزش زورخانهاي است، اهميت دوچنداني پيدا كرده است، به خصوص اينكه فضاي فرهنگي ورزش كشورمان به خصوص در برخي رشتههاي مسموم است و با خالي شدن آن از فرهنگ، ناهنجاريهاي زيادي در اين رشتهها ديده ميشود، طوري كه ورزشكاران به جاي اينكه مانند گذشته نماد اخلاق و الگوي جامعه باشند، تبديل به چهرههايي شدهاند كه با توجه به رسيدن به شهرت از اخلاق فاصله گرفتهاند، مسئلهاي كه در رشتههايي مانند فوتبال بيشتر از رشتههاي ديگر ميتوان ديد. در همين راستا انتقال فرهنگ پهلواني كه از پيشينيان براي ورزش كشور به يادگار مانده، به نسل جديد ورزشكاران ضرورت قابل توجهي پيدا كرده است. البته كمكاري مسئولان در اين رابطه را بايد در اولويتبندي متوليان ورزش جستوجو كرد، مديراني كه برايشان مدالآوري يك قهرمان بر اخلاقمداري ترجيح دارد و همين مسئله سبب شده تا مسائل فرهنگي و اخلاقي كه ريشه آن در ورزش پهلواني و زورخانهاي است به فراموشي سپرده شود. در اين زمينه مسئولان بايد با اولويت قراردادن اخلاق در ورزش كشور، نسبت به برنامهريزي براي گسترش فرهنگ پهلواني كه برگرفته از آموزههاي بزرگان ديني است، اقدام كنند تا هم ورزش ملي و ديني كشورمان احيا و هم بياخلاقيهاي فضاي ورزش روزبهروز كمتر شود.