کد خبر: 849328
تاریخ انتشار: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
دو برادر نوجواني كه يك‌سال قبل به اتهام حمل سلاح و مواد مخدر دستگير شده بودند، روز گذشته در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شدند.
به گزارش خبرنگار ما، بيست و يكم مردادماه سال 95 مأموران پليس شهريار از حمل اسلحه و مواد مخدر توسط نوجوان 16 ساله‌اي با خبر و در محل حاضر شدند. آنها با اطلاعاتي كه در دست داشتند، توانستند شهرام را در خانه‌شان شناسايي و بازداشت كنند. او در جواب به مأموران گفت: پدرم به خاطر كسالتي كه داشت، نمي‌توانست كار كند به همين دليل من و برادرم مجبور شديم به جاي درس خواندن دنبال كار برويم. شغل‌هاي مختلفي داشتيم تا اينكه براي درآمد بيشتر سراغ خريد و فروش مواد‌مخدر رفتيم. به خاطر خطرهايي كه اين كار داشت و اختلاف با يكي از قاچاقچيان مجبور شديم اسلحه بخريم تا در مواقع لزوم از آن استفاده كنيم.
 
با اين توضيحات مأموران برادر 13 ساله  او را كه فرهاد نام داشت ‌هم بازداشت كردند، اما او در بازجويي‌ها حرف‌هاي برادرش را انكار كرد و گفت: يك روز در محلي مردي را ديدم كه در حال كندن چاله‌اي عميق بود. او بعد از كندن چاله، پاكتي را داخل آن گذاشت و روي آن خاك ريخت. وقتي آن مرد از آنجا دور شد، فكر كردم داخل آن پاكت پول يا طلا باشد به همين دليل آن را برداشتم. بدون آنكه آن را باز كنم به خانه آمدم و تحويل شهرام دادم. برادرم وقتي در آن را بازكرد و متوجه محتويات آن شد يك سيلي به گوشم زد و مرا تنبيه كرد. ناراحت شدم و به حالت قهر از خانه بيرون رفتم. وقتي برگشتم، ديدم مادرم در حالي كه گريه مي‌كرد، گفت مأمورها آمدند و برادرت را بردند.
 دو متهم بعد از اقرارهايشان به اتهام حمل سلاح با هفت فشنگ، 48 گرم شيشه و 19 گرم هرويين روانه زندان شدند، اما با قرار وثيقه آزاد شدند. اين پرونده با كامل شدن تحقيقات به شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد.
 
روز گذشته متهمان مقابل هيئت‌قضايي به رياست قاضي عبداللهي و مستشار كيخواه حاضر شدند. بعد از اعلام رسميت جلسه و قرائت كيفرخواست، متهم 16 ساله در جايگاه قرار گرفت و خلاف اظهاراتش گفت: روز بازجويي ماجرا را طوري تعريف كردم تا پاي برادرم به كلانتري باز نشود چون خيلي كم‌سن و سال بود. از طرفي تحت فشارهاي بازجويي مجبور شدم آن حرف‌ها را بگويم. او در ادامه گفت: ما پنج خواهر و برادر هستيم.  پدرم به خاطر كمردرد خانه‌نشين شد و مخارج زندگي به دوش من و برادرم افتاد. من و فرهاد مدتي مشغول دستفروشي شديم. سرمايه‌اي نداشتيم به همين دليل چند بسته آدامس خريديم و با آن كار را شروع كرديم. سپس متهم ديگر پرونده كه 13 سال بيشتر نداشت بار ديگر اظهاراتش را شرح داد و در حالي كه گريه مي‌كرد در آخرين دفاعش گفت: مي‌دانيم اشتباه بزرگي مرتكب شده‌ايم. خانواده‌ام به خاطر مريضي پدرم اميدشان بعد از خدا به ما دو تا برادر است. از دادگاه خواهش مي‌كنم به خاطر خانواده‌ام در مجازاتمان تخفيف دهد.
در آخر هيئت قضايي وارد شورشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار