محمد صادق
كوشكي كارشناس فرهنگي در مصاحبهاي در مورد فيلم سينمايي ماجراي نيمروز و
صحنه پاياني آن كه پس از كشف و برخورد با خانه تيمي مركزي سازمان مجاهدين
خلق، پسر نوزاد مسعود رجوي را نشان ميدهد، ميگويد: «در آن زمان در ايران
چيزي به نام موز وجود نداشت و مردم نميدانستند موز چيست. در خانه زعفرانيه
مقادير زيادي موز و كمپوت آناناس خارجي پيدا ميشود و بعد از آنها كه
بازجويي ميكنند، گفته ميشود كه مسعود رجوي گفته در اين خانه چون مصطفي
پسر من هست، بايد آناناس باشد و مجاهد خلق، با خوردن آناناس قوي بشود. آن
هم سازماني كه مدافع حقوق خلق و پابرهنگان و فقرا است!»
او درباره عاقبت
آن نوزاد ميگويد: «مصطفي (پسر مسعود رجوي) هم تحويل پدر و مادر مسعود
رجوي شد. نام مصطفي در سال ۸۰ وقتي كه سازمان ورشكست ميشود و چيزي براي رو
كردن نداشته، به ميان ميآيد و بعد از يكي دو هفته او را به فرانسه
ميفرستند. جالب اينكه رجوي و مريم قجرعضدانلو حاضر نشدند بچههايشان
قرباني سياستهاي سازمان شوند. همان طور كه در بچگي به بچهاش آناناس داد،
باز هم آنها را فرستاد تا آناناس بخورند و يك روز هم در بيابانهاي رمادي و
استان ديالي عراق براي ارتش آزاديبخش مسعود و مريم رژه نرفتند، گرد و خاك
نخوردند، خون ندادند و كشته نشدند.»