
سعيد احمديان
سحر و جادو شايد براي خيليها براي قصهها باشد اما در فوتبال سالهاست شايعات زيادي دهان به دهان ميچرخد و از حضور جادوگران و رمالها در كنار برخي تيمها خبر ميدهد، شنيدههايي كه كمتر كسي حاضر است در مجامع رسمي بيان كند اما در جمعهاي خصوصي پاي صحبت فوتباليها كه بنشينيد، خاطرات عجيب و غريب از حضور رمالان در فوتبال ايران دارند.
با ورود پولهاي بيضابطه و حساب و كتاب، رمالان هم توانستهاند به نظام فوتبال ايران رسوخ كرده و به نوعي در فوتبال ايران فعاليت كنند. آنها ميروند و ميبينند كه كدام تيم، بازيكن، مدير، مربي و... دچار مشكل و بحران شدند و سعي ميكنند از اين شرايط استفاده كرده و القا كنند كه عوامل فوتبال با استفاده از اين مسائل ميتوانند از بحران خارج شوند و به موفقيت برسند. در اين بين برخي مربيان هم هستند كه بدون اجازه جادوگر آب نميخورند تا جايي كه تركيبشان را رمال برايشان ميچيند و حتي گفته ميشود مربياني از اين دست حاضرند حتي ستاره و بهترين بازيكن تيمشان را با تصميم جادوگر از تيم كنار بگذارند با اين توجيه رمال كه «اين بازيكن طالعش به تيم تو نميخورد و راهي نداري جز اينكه اين بازيكن را كنار بگذاري!»
باز شدن پاي سحر و جادو و خرافاتي از اين دست به فوتبال سبب شد تا حساسيت نمايندگان مجلس هم برانگيخته شود و آنها در گزارش پرونده فساد در فوتبال كه زمستان 94 از تريبون مجلس قرائت شد، گسترش اين پديده خرافي بين برخي از اهالي فوتبال را تأييد كنند. در بخشي از اين گزارش نسبت به رواج خرافهگرايي از جمله سحر و جادو در فوتبال هشدار داده شده است: «شهرت و ثروت بالاي مربيان و فوتباليستهاي حرفهاي، پيروي كوركورانه برخي از آنها از فوتباليستهاي غربي و قالب شدن تدريجي هنجارهاي غربي، سستي بنيانهاي مذهبي و عقيدتي برخي از آنان و... در كنار كم توجهي به ترويج فرهنگ اسلامي، فاصله گرفتن از روحيه پهلواني و عدم ارائه الگوهاي مناسب به ورزشكاران، باعث ايجاد نوعي بيهويتي و بروز زمينههاي آلودگي اقتصادي و اخلاقي شده است تا جايي كه گزارشهاي رسمي، حكايت از روي آوري تعدادي از مربيان و بازيكنان به خرافهگرايي از جمله سحر و جادو دارد.»
اولين بار در اوايل دهه 80 بود كه ماجراي ورود جادو به فوتبال در رسانهها مطرح شد. بازيكنان باشگاه سايپا آن سالها كه آن روزها تحت نظر م - ت تمرين ميكردند از رفت و آمد مردي به تمرينات تيمشان سخن ميگفتند كه همه كاره تيم است. مردي كه اسمش امير الف بود؛ درويشي كه كارش جادونويسي بود. مدعي بودند او با سحر و جادو باعث شده است تا سايپا هفتههاي متوالي بازيهايش را از حريفان ببرد. رسانهها خاطره عجيبي از حضور اين جادوگر در تيم سايپا نقل كردهاند. اين بازيكن گفته بود: «پايش آسيب ديده بود و وقتي مربي ليست 18 نفره تيم را خواند نامي از او در ليست ديده نميشد. همان موقع درويش به رختكن آمد. او مدام بچهها را نگاه ميكرد و سر آخر گفت، نيست. آن بازيكني كه خواب ديدم گل ميزند، در بينشان نيست. با گفتههايش فهميديم منظورش كيست. اين بازيكن كه اسمش در ليست نبود ساكش را جمع كرده بود و داشت برميگشت، به اصرار جادوگر زنگ زدند و به ورزشگاه او را برگرداندند. اين بازيكن در آن مسابقه 30 دقيقه با پاي بانداژ شده بازي كرد و يك گل زد و بعد تعويض شد. ما آن بازي را با همين تك گل برديم.»!
يكي از مربيان صباباتري خاطرهاي از فصل سوم ليگ برتر از بازي با پيكان نقل كرده است كه مهر تأييدي بر باورهاي خرافي در ليگ برتر است: «با پيكان بازي داشتيم. بازي در زمين ما در صباشهر انجام ميشد. چند ساعت قبل از شروع مسابقه درويشي كه ذكر ميگفت همراه با اعضاي كادر فني تيم چرخي در زمين زدند. «ف- ك» (مربي وقت تيم) حسابي ترسيد. او ميگفت احتمالاً دعانويس آورده و تيم ما را سحر كردهاند. به همين دليل دستور داد ۴۰ گالن گلاب دور زمين بريزند تا سحر جادوگر پيكان را باطل كنند!» آن بازي را صبا با دو گل از حريفش برد.
خداداد عزيزي سال گذشته هم با حضور در برنامه نود، حقايق تكان دهندهاي از رواج سحر و جادو در فوتبال را رسانهاي كرد. او در بخشي از اين برنامه در پاسخ به سؤال فردوسي پور درباره وجود سحر و جادو در فوتبال گفت: «صددرصد در فوتبال جادو جنبل داريم. من خودم ديدهام. يك مديري را به چشم خودم ديدم. اعتقاد داشت كه در ارتباط است. آمد تيمي را گرفت. بازي كه داشتند، ميگفت آن تيم كدام بازيكنشان خطرناك است، مثلاً ميگفتم عادل فردوسيپور. بعد ميگفت عادل فردوسيپور، فوت ميكرد توي پلاستيك و در پلاستيك را ميبست. چهار بازي را با همين روش بردند. يك بازي را خوردند به تيمي كه آنها هم دنبال جادو بودند.»او ادامه داد: «اعتقادات اينها بر اين است كه ادرار، سحر را باطل ميكند. در يكسري بطري ادرار كردند و ريختند دور زمين. دو تا هم گل زدند و رفتند! يعني جادوگر ادرار بر جادوگر فوتي غلبه كرد.»خداداد گفت: «جادوگراني داشتيم كه به مربي تعويض ميدادند. اين كار را هم انجام ميدادند كه بازيكن را رأس دقيقه بيرون ميكشيدند. بازيكناني هستند كه شهادت دهند رأس همان دقيقه بيرون ميآمدند. ربطي هم نداشت كه خوب بازي كردهاند يا بد.»
رواج خرافههايي مانند سحر و جادو سبب شده كه برخي مربيان اين مسئله را با مراجع تقليد در ميان بگذارند. علي دايي زماني كه سرمربي سايپا بود و تيمش نتيجه نميگرفت، از اطرافيانش ميشنيد كه تيمش را طلسم كردهاند و او بايد از جادوگران استفاده كند. دايي اما براي فرار از شك، به قم ميرود و مرحوم حضرت آيتاللهالعظمي بهجت، مرجع عالي قدر تقليد درخواست اسطوره فوتبال ايران را براي ملاقات ميپذيرد. دايي درد دلش را نقل ميكند و در جواب ميشنود: «توسل راهي مناسب براي قوت قلب يافتن است. شما تلاشت را بكن. تمام فكرت به كاري باشد كه به موفقيت ميرساندت. از آنچه افكارت را به هم ميريزد بپرهيز و با تقوا پيش برو، بيشك تنها نميماني.» دايي در تمام بازيها تسبيحي در دست دارد و زير لب ذكر ميگويد: «الا بذكرالله تطمئن القلوب.» آن فصل سايپا قهرمان ميشود.