سعيد احمديان
رسانهها به عنوان چشم بيناي جامعه در جوامع مختلف نقش مهمي در برملا كردن كاستيها و فساد رخنه كرده در حكومت دارند و به عنوان پل ارتباطي مردم و مسئولان و پيگيريكننده مطالبات جامعه از حاكميت شناخته ميشوند اما اين نقش مهم به نظر ميرسد در برخي از رسانههاي ورزشي كشورمان به فراموشي سپرده شده و بازنشر صحبتهاي مقام معظم رهبري در ديدار با جامعه ورزش كشور در سال 91 به خوبي گوياي فضاي حاكم بر روزنامهها و خبرگزاريهاي ورزشي ايران است. رسانههايي كه به جاي حركت در جهت سالمسازي محيط ورزش، خود نقش زيادي در فساد و سوءاستفادههاي اقتصادي رخ داده در ورزش كشور دارند، طوري كه يكي از بخشهاي مهم پرونده فساد در فوتبال كه توسط مجلس تهيه شده بود، به نقشي كه رسانهها در گسترش فساد در فوتبال داشتند، اشاره داشت. بديهي است با ورود منابع گسترده مالي در جيب بازيكنان و مربيان، به صورت طبيعي بخشهاي مرتبط ديگر مانند خبرنگاران نيز براي به دست آوردن بخشي از اين منابع وارد تعامل فسادگونه و تباني با بازيكنان و مربيان ميشوند. بازخواني بخشي از گزارش مجلس درباره نقش رسانهها ميتواند به شناخت اين فضا بيشتر كمك كند.
در اين گزارش آمده است: «ورود به زندگي خصوصي بازيكنان از جشن ازدواج تا تعداد ماشينهاي مورد استفاده و خريداري املاك، فعاليتهاي اقتصادي، حضور در فعاليتهاي خيريه و عامالمنفعه و حتي درج اخبار كذب درباره بازيكنان، مربيان و تيمهاي مورد نظر، بزرگنمايي و مطرح كردن تعمدي برخي از افراد (چهرهسازي) و معرفي بازيكن يا مربي به باشگاهها از جمله حواشي در مطبوعات ورزشي مذكورند. بر اساس مستندات و گزارشهاي موجود در پرونده، موارد زيادي وجود دارد كه برخي از مربيان و بازيكنان به منظور كسب شهرت و فضاسازي، براي بالا بردن قيمت قراردادهاي خود و تحميل وضعيت خود به باشگاه، وارد معامله با خبرنگاران ميشوند تا با تهيه گزارش و فضاسازي تبليغاتي، زمينه را براي رشد كاذب آنها فراهم آورند. عكس اين مسئله نيز صادق است كه در مواردي، خبرنگاراني با مراجعه به بازيكنان يا مربيان، آنها را تهديد ميكنند كه در صورت عدم پرداخت مبلغ مورد نظر، در اين رسانهها مورد تخريب واقع خواهند شد. هر دو عامل به دليل ارتزاق فوتبال از سرمايههاي دولتي و شبهدولتي است كه پيش از اين به آن اشاره شد. به عنوان نمونه در گزارشي آمده است كه مديرعامل يك باشگاه نيمه دولتي كه هيچ سابقهاي در فوتبال نداشت، تحت تأثير فضايي كه اطرافيان و رسانهها و كارچاقكنها برايش ساخته بودند، براي به دست آوردن بازيكني كه معمولي بود، حاضر شد مبلغ ۱۰۰ ميليون تومان به باشگاه و شخص مدير عامل، خارج از چارچوب قراردادهاي قانوني بپردازد تا رضايتنامه آن بازيكن معمولي صادر شود.»
اين اتفاقات در حالي در رسانههاي ورزشي ايران در حال رخ دادن است كه رسانهها در صورتي كه در مسير وظيفه اصليشان حركت ميكردند، ميتوانستند نقش زيادي در كاهش فساد در فوتبال و ورزش كشورمان داشته باشند. اين در شرايطي است كه رسانه مستقل با توجه به قدرتي كه دارد ميتواند زمينهساز تحولات زيادي در فضاي ورزش باشد. مانند ماجرايي كه سال گذشته در انگليس رخ داد و افشاگري چند خبرنگار ورزشي انگليسي رسوايي بزرگي براي اتحاديه فوتبال اين كشور به همراه داشت و سبب شد سرمربي تيم ملي اين كشور بركنار شود. تلگراف توانست اسنادي رو كند كه نشان ميداد آلاردايس با خبرنگاران اين رسانه كه خود را دلالان فوتبال آسياي شرقي معرفي كردهاند، وارد معامله شده و اطلاعات براي فروش بازيكن داده است. رفتاري كه از سرمربي سه شيرها يك دلال غيرقانوني ساخت و اتحاديه فوتبال انگليس خيلي سريع و تنها 67 روز بعد از انتصاب آلاردايس به جاي روي هاجسون، اين مربي 61 ساله را بركنار كرد. با اين حال اما به نظر ميرسد در كشورمان با توجه به تعداد زياد روزنامههاي ورزشي، آنها از وظيفه اصليشان دوره شدهاند و اگر تأثيرگذاري هم داشته باشند، در جهت منفي است. ريشه افزايش فضاي مخرب و سوءاستفادهگر در رسانهها به عدم برخورد قضايي و جدي با اين گونه رسانهها برميگردد كه سبب شده، آنها بدون اينكه نگران دادن هزينه باشند، آزادانه به رشد فساد در فوتبال كمك كنند. تغيير اين فضا اراده دستگاه قضايي را ميخواهد تا رسانهاي كه بايد برملاكننده فساد باشد، به ترويجدهنده فساد تبديل نشود!