
فوتبال به عنوان يک پديده اجتماعي دنيا را تحت تأثير قرار داده است، اما در کشورهايي از جمله ايران مشکلاتي نيز ايجاد کرده، به ويژه در بازيهايي که طرفداران زيادي دارد. از آنجايي كه فوتبال در کشورمان به درستي ساماندهي نشده بينظميهاي زيادي در اين رشته وجود دارد، بينظميهايي که عامل اصلي تنش و ناهنجاريهاي فوتبال است و متأسفانه روز به روز نيز شاهد افزايش آنها هستيم. سيستم مديريتي ضعفهاي زيادي دارد و برنامهريزي براي برطرف کردن معضلات موجود انجام نميشود. نتيجه همين معضلات و ناهنجاريها را در داوري مسابقات ديده ميشود و ترکشهايش به داوران ميخورد. طبيعي است که هواداران تيمهاي صاحب نام نميتوانند واقعيتهاي فوتبال را بپذيرند. برد و باختها واقعيتهايي هستند که بسياري تصور ميکنند داوران عامل آنها هستند در حالي که اگر با نگاهي منطقي شکستها بررسي شوند به ناتواني فني تيمها ميرسيم. با اينکه شانزدهمين دوره ليگ برتر را پستسر ميگذاريم، اما هيچ نشاني از حرفهايگري در مسابقات به چشم نميخورد!
حرفهايگري به معني بداخلاقي نيست بلکه به معني حاکميت نظم، انضباط و سازماندهي است. تاخت و تاز به داوران درست از جايي شروع ميشود که تيمها نتايج لازم را نميگيرند. همين مسئله موجب شده که حاشيه امنيت داوران فوتبال ايران در پايينترين سطح ممکن باشد. بينظمي حاکم بر سيستم مديريتي سبب ميشود داوران احساس ناامني کنند و در نهايت نيز تعداد اشتباهات افزايش يابد. نميتواند ادعا کرد داوران اشتباه نميکنند و قضاوتهايي کاملاً بيعيب و نقص دارند ولي داوران ما اشتباهات مغرضانه مرتکب نميشوند. از سوي ديگر مربيان بسياري از تيمها احساس ميکنند با داد و فرياد و به خاطر عدم امنيت شغلي داوران ميتوانند از داوران امتياز بگيرند. بهعلاوه اينکه جرايم اعمال شده به درستي اعمال نميشوند و محروميت يک تيم چند ساعت قبل از بازي لغو ميشود! موضوعي که به ناامني مسابقات دامن ميزند. در حالي که در کشورهاي پيشرفته محروميتها و جرايم غيرقابل بخشش هستند و بازيکنان و مربيان در صورت دريافت کارت از داوران از سوي باشگاهها نيز جريمه ميشوند. با توجه به روزهاي پاياني فصل و حساس شدن رقابتها اصلاً نميتوان به آينده فوتبال خوشبين بود.