
نویسنده: فریدون حسین
بر كسي پوشيده نيست كه طي دهههاي گذشته تاكنون استفاده بيحد و حصر از محصولات خارجي در ورزش كشور اينقدر زياد بوده كه غير قابل تصور است. طي دهههاي گذشته هجوم برندهاي بيكيفيت خارجي در سايه عدم نظارت صحيح روي آنها باعث شد تا اجناس بيكيفيت خارجي به بازار مصرفگراي ورزش كشور سرازير شود، فوتبال بيشترين استفاده را در اين ميان داشت. حضور كالاهاي يك برند دست چندم آلماني با واسطههاي ايراني كار را به جايي رساند كه تقريباً تمامي تيمهاي فوتبال ايران از اين برند استفاده ميكردند.
اما اين تعدد موارد استفاده در سايه عدم نظارت و درخواست منطقي باعث شده بود تا شركت مورد نظر كوچكترين زحمتي براي ارائه طرح و رنگ و كيفيت جديد به خود ندهد. به لباسهاي تيمهاي فوتبال كه نگاه ميكرديد طي چندين فصل همه با يك طرح و در چند رنگ خاص و يكدست ارائه ميشد؛ مسئلهاي كه به جنبه بصري فوتبال باشگاهي ايران به شدت ضربه ميزد. اينكه در تمامي بازيها يك تيم يكدست آبي بپوشد و تيم مقابل يكدست قرمز و هر دو با يك طرح از نكاتي است كه متأسفانه بنا به نوع عقد قرارداد با اين شركت اصلاً قابل طرح نبود. البته كار به اينجا ختم نشد و وقتي پاي استفاده از توپهاي اين برند در ليگ برتر به ميان آمد مشخص شد كه ما حتي قادر به اعتراض هم نيستيم، چون مسئولان وقت سازمان ليگ توافقنامهاي را با اين شركت به امضا رسانده بودند كه ما مجبور به استفاده از لوازم اين برند بوديم بدون اينكه بتوانيم روي كيفيت آن نظر بدهيم يا اعتراض داشته باشيم. مسئله توپها به اينجا ختم نشد و وقتي مشخص شد بسياري از آنها در كارگاههاي توليدي خودمان تهيه و سپس با آرم اين برند راهي بازار ميشود، كار بيشتر بالا گرفت ولي دريغ از يك معذرتخواهي يا تقاضاي فسخ قرارداد. تصور ميشد پس از اين اتفاق حداقل شركت آلماني با بازخواست نماينده خود در امارات كه طرف قرارداد با ايران بود حداقل براي وجهه خود هم كه شده تلاشي براي بهبود كيفيت كالاهاي خود انجام دهد اما اتفاقي كه پيش از جام جهاني 2014 برزيل رخ داد اين حقيقت تلخ را روشن كرد كه مسئولان وقت فدراسيون فوتبال در عقد قرارداد حتي با طرف اصلي روبهرو نبودهاند.
تيم ملي فوتبال با استفاده از اين برند به اردوي اتريش رفت، اما برخي از لباسها پس از اولين شستوشو آب رفت. همزمان با حضور مديران اصلي شركت آلماني در اردوي تيم ملي و بيان اين مسئله كه اين لباسها اصلاً توليد ما نيست، همه چيز را روشن كرد. البته آنها قول دادند كه لباسهاي با كيفيت و اصلي را براي حضور در برزيل به تيم ملي تحويل دهند اما واقعيت اين بود كه تيم ملي و بسياري از باشگاهها طي تمامي سالهاي قبل با البسه بازي ميكردند كه بسياري از آنها توليد داخلي بود و تنها نامي از يك برند البته نه چندان مطرح روي آن درج ميشد. فراموش نكنيم كه طي چند سال گذشته اين برند به فعاليت خود در فوتبال ايران ادامه داده و هر چند سعي كرده با برخي تغييرات در طرح، رنگ و كيفيت دوباره جاي پاي خود را باز كند ولي خب فوتبال ايران گويا قصد عبرت گرفتن ندارد. امروز در كنار اين برند، برندهاي عجيب و غريب و گمنام ديگر خارجي نيز در ايران حضور دارند، برندهايي كه با استفاده از شرايط فوتبال ايران و بهرهگيري از عدم آشنايي و مديريت مناسب حاكم در بازار اقتصادي فوتبال ايران هر طور كه بخواهند در اين بازار اسب ميتازانند و كالاهاي بيكيفيت خود را به راحتي و با قيمتهاي آنچناني راهي فوتبال ايران ميكنند. اين اتفاق در حالي رخ ميدهد كه هستند توليدكنندگان داخلي و برندهاي خوبي كه تا همين دو سه دهه قبل هم لباس باشگاهها را تأمين ميكردند و هم البسه و ملزومات تيم ملي را. هم اكنون هم در برخي رشتهها چون واليبال شاهد استفاده از برندهاي ايراني هستيم. پس ميتوان با استفاده از ظرفيتهاي داخلي در سالي كه قرار است سال توليد و اشتغال باشد هم شركتهاي داخلي را سرپا كرد و هم براي تعداد زيادي از نيروهاي كار بازار كار ايجاد كرد.