
امروزه وضعيت ميانمار به صحنه سنجش انسانيت و حقوق بشر در جهان تبديل شده است. مسلمانان بيدفاعي كه قرباني خشونت و نژادپرستي بودائياني شدهاند كه كمتر دركي از انسانيت دارند و اين نسلكشي در مقابل ديدگان مدعيان دروغين حقوق بشر انجام ميشود كه هيچ اعتقادي به ارزشهاي انساني و حقوق بشري ندارند. مدعياني كه هر وقت منافع استعماري و امپرياليستيشان اقتضا كند چشم خود را به روي جنايت بشري ميبندند.
همزمان با كشتار مسلمانان به دست تكفيريها در غرب آسيا، نوع ديگري از نسلكشي در شرق آسيا در حال رخ دادن است. با گذشت بيش از دو دهه از نسلكشي ناگوار و تلخ «رواندا» در سال 1994 و به رغم تلاش سازمانهاي بينالمللي براي جلوگيري از تكرار چنين حوادثي اما همچنان شاهد هولوكاست انساني در گوشه و كنار جهان هستيم و اين بار مسلمانان ميانمار تاوان چنين فاجعه انساني را پرداخت ميكنند، انسانهايي كه تنها به جرم مسلمان بودن توسط بودائيان افراطي و نژادپرست كشته ميشوند. چند سالي است كه مسلمانان منطقه «روهينگيا» در ميانمار قرباني نژادپرستي دولت بودائي اين كشور شدهاند و تاكنون هزاران نفر در اين كشور جان خود را از دست داده و صدها هزار نفر نيز از ترس جانشان مجبور به ترك خانه و كاشانه خود شدهاند. در تابستان سال 2012 دولت ميانمار جنايات گستردهاي را عليه مسلمانان آغاز كرد و در آن خشونتها دهها هزار نفر در كشتارهاي دسته جمعي به فجيعترين شكل ممكن سوزانده و صدها هزار نفر نيز آواره شدند. دور جديد كشتار مسلمانان ميانمار از اكتبر سال گذشته ميلادي شروع شده و دولت نژادپرست اين كشور جنايات خود عليه مسلمانان را تشديد كرده است. در گزارشي كه كميته حقوق بشر سازمان ملل در ماه ژانويه 2017 منتشر كرده است نزديك به 70 هزار نفر در اين ماه از منطقه مسلمان نشين روهينگيا به بنگلادش و ساير مناطق مرزي گريختهاند. كشتارهاي دستهجمعي، آتش زدن مساجد و خانههاي مسلمانان اقداماتي است كه بودائيان براي پاكسازي قومي و نژادي در ميانمار در پيش گرفتهاند. مسلمانان روهينگيا كه جمعيت آنها نزديك به يك ميليون نفر تخمين زده ميشود، از حداقل حقوق انساني محروم هستند و در شرايط بدي زندگي خود را ميگذرانند. دولت ميانمار مسلمانان روهينگيا را شهروندان خارجي قلمداد ميكند اما مردمان اين منطقه از صدها سال پيش در اين كشور سكونت داشتهاند. ميانمار خشونتها عليه مسلمانان را به بهانه مقابله با مظنونان تروريستي در مرزهاي اين كشور توجيه ميكند اما مسلمانان روهينگيا به شيوه مسالمتآميز در اين كشور زندگي ميكنند و تاكنون هيچ اقدام تروريستي سازمان يافته در اين كشور به ثبت نرسيده است.
سكوت غرب و سازمان ملل در شرايطي كه تعرض به مسلمانان ميانمار با شدت بيشتري ادامه دارد مدعيان دروغين حقوق بشر در غرب چشم خود را بر اين فجايع انساني بستهاند. كشورهاي غربي با گذشت بيش از 70 سال از جنگ جهاني دوم هر ساله براي قربانيان ادعايي «هولوكاست» مراسم يادبود برگزار ميكنند و حتي با افرادي كه اين حادثه تاريخي را زير سؤال ميبرند به شدت برخورد ميكنند، اما در مقابل نسلكشي ميانمار سكوت اختيار كردهاند. امريكا كه مدعي سردمداري حقوق بشر در جهان است رويكرد دوگانهاي در مقابل نقض حقوق بشر در ساير كشورها دارد. مقامات امريكايي كه از نقض حقوق بشر در كشورهاي غيرهمسو با خود انتقاد ميكنند و با بهكارگيري ابزارهاي مختلف سعي در تأديب آنها ميكنند، در مقابل نسلكشي ميانمار كر و كور شدهاند. شايد اگر قطعنامه الزامآوري عليه ميانمار در شوراي امنيت سازمان ملل تصويب ميشد، دولت اين كشور سياستهاي ضدانساني خود را كنار ميگذاشت ولي سازمان ملل حتي واكنش خشك و خالي نيز در محكوم كردن نسلكشي روهينگيا انجام نداده است و همين رويكردهاي دوگانه موجوديت سازمان ملل كه ادعاي برقراري صلح و ثبات در جهان را دارد، زير سؤال برده است. غربيها با الهام از نظريه «برخورد تمدنها» از ابزار حقوق بشري به نفع غيرمسلمانان در مقابل مسلمانان استفاده ميكنند و وضعيت فعلي جوامع اسلامي كه با سياستهاي تفرقهافكنانه غرب در جنگهاي فرقهاي و داخلي غوطهور شدهاند به خوبي گوياي اين حقيقت است. سياستهاي دوگانه در برابر جنايات بشري در جهان نشان ميدهد كه تيغ حقوق بشري تنها براي مخالفان غرب تيز است و متحدان از گزند چنين انتقادي در امان هستند. مقامات واشنگتن زماني كه جنگندههاي روسي، تروريستهاي جاني و خونخوار در سوريه را تار و مار ميكنند، خون رگ حقوق بشري شان به جوش ميآيد و اينگونه القا ميكنند كه جنايت عليه بشريت صورت گرفته است و حتي موضوع را از مجراي سازمان ملل پيگيري ميكنند تا نشان دهند كه حقوق بشر براي غرب از هر چيزي مهمتر است، اما در مقابل مسلماناني كه هيچ تهديدي براي دولت ميانمار و بودائيان اين كشور نيستند، واكنشي نشان نميدهند. امريكا نه تنها واكنشي نسبت به اين نسلكشي انجام نداده، بلكه در اقدامي سخيفانه اخيراً اعلام كرده است تحريمهاي ميانمار را لغو ميكند. با در نظر گرفتن سياستها و مواضع غرب در مقابل ميانمار ميتوان اينگونه بيان كرد كه امريكا در پشت پرده از اين اقدامات ضد انساني حمايت ميكند. زيرا براي واشنگتن تسلط بر منابع طبيعي ميانمار بيش از هر چيز ديگري اولويت دارد، چراكه با حضور گسترده در اين كشور شرق آسيايي علاوه بر اينكه انرژي موردنياز خود را رفع ميكند، همچنين ميتواند رقيب قدرتمند خود يعني چين را از نزديك مهار و كنترل كند.
بيتفاوتي سوچي خشونت عليه مسلمانان ميانمار در شرايطي رخ ميدهد كه آنگ سان سوچي، رهبر حزب «انجمن ملي براي دموكراسي» ميانمار كه به خاطر مبارزات خود در راه تحقق صلح در اين كشور جايزه صلح نوبل را در كارنامه خود دارد در مقابل نسلكشي روهينگيا سكوت كرده است. زماني كه حزب سوچي در نوامبر 2015 اكثر كرسيهاي پارلمان را به دست آورد و پس از آن دولت تشكيل داد بسياري بر اين باور بودند كه با قدرت گرفتن اين بانوي صلح در ميانمار سياستهاي ضداسلامي نيز از اين كشور رخت برخواهد بست اما با روي كار آمدن سوچي نه تنها تغييري در سياستهاي قبلي دولت ميانمار ايجاد نشد، بلكه كشتار مسلمانان با شدت بيشتري ادامه پيدا كرد. سوچي صلحطلب ميتوانست با استفاده از قدرتي كه در اختيار داشت تا حدي از آلام مسلمانان روهينگيا بكاهد اما در عمل چنين اتفاقي رخ نداد و به عبارتي جايزه صلح نوبل اين بانوي پير كه مشقتهاي زيادي را براي رسيدن به اين عنوان متحمل شد، به خاطر سكوت و انفعال در مقابل كشتار مسلمانان زير سؤال رفت. به نظر ميرسد، سوچي با درد و رنج مسلمانان بيدفاع روهينگيا بيگانه است و حتي از بهكار بردن واژه روهينگيا امتناع ميكند، زيرا آن را مشروعيت بخشي به مردمان اين منطقه ميداند. به باور ناظران، اين برنده جايزه صلح نوبل، كه به مدد تبليغات گسترده غربيها تبديل به «اسطوره صلح و دموكراسي» در شرق دور شده است، مرتب از شأن و ارزش هر شخص انساني سخن ميگويد اما در مقابل خشونتهاي قومي كشور خودش بيتفاوت است.
سكوت جهان اسلام
ماجراي نسلكشي روهينگيا زماني غمانگيز ميشود كه جوامع اسلامي نيز در قبال خشونت و بربريت بودائيان سكوت كرده و واكنش درخوري نسبت به آن نشان ندادهاند و سازمان همكاري اسلامي كه اساسيترين ركن بينالمللي در جهان اسلام به شمار ميرود، تنها به صدور بيانيهاي در محكوميت اين فاجعه انساني اكتفا كرده است و با وجود چنين بيتفاوتيها، دولت ميانمار بدون هيچ واهمهاي به حملات عليه مسلمانان ادامه ميدهد. مسلمانان ميانمار چشم اميدشان به حمايت همهجانبه مسلمانان است تا شايد بخشي از دردهاي آنان را التيام بخشد اما برخي كشورهاي مرتجع عربي چنان در ايجاد جنگهاي فرقهاي در عراق و سوريه غرق شده و به برادركشي روي آوردهاند كه از نسلكشي ميانمار غافل ماندهاند و هيچگونه توجهي به كشتار و آوارگي هزاران مسلمان ميانماري ندارند. دهها كشور اسلامي با بيش از 5/1 ميليارد مسلمان ميتوانند با اتحاد و اعمال فشارهاي سياسي و اقتصادي، دولت نژادپرست ميانمار را به عقب نشيني از سياستهاي ضدانساني خود وادار كنند اما انفعال و سكوت جهان اسلام سبب شده تا همچنان شاهد كشتار بيشتر مسلمانان در اين كشور باشيم. در پايان خاطرنشان ميشود، وقايعي كه در ميانمار در حال رخ دادن است بزرگترين نسلكشي قرن 21 را رقم زده است كه اجماع جهاني براي جلوگيري از ادامه چنين جناياتي را ميطلبد. از امريكا و متحدان غربياش كه تمام هم و غمشان نقض حقوق بشر در سوريه آن هم توسط دولت سوريه و نه تروريستهاست، انتظار نميرود در مقابل حمام خوني كه بودائيان عليه مسلمانان ميانمار به راه انداختهاند دل بسوزانند اما جوامع اسلامي بايد وضعيت بغرنج مسلمانان ميانمار را درك كرده و با كنار گذاشتن اختلـافات و با اتحاد اسلامي براي جلوگيري از تكرار چنين فجايعي در جهان اسلام تلاش كنند.