تبعيض و نابرابري، يكي از مخربترين پديدههاي اجتماعي و سياسي در دوران مختلف تاريخ بشر بوده است. يكي از مهمترين مصاديق تبعيض، ايجاد فاصله زندگي ميان مردم و مسئولان و در حقيقت توجه مديران و دولتمردان به اشرافيگري و دوري جستن از آرمانها و سطح زندگي مردم جامعه است.
اين مسئله در كشور ما كه ماهيت انقلاب اسلامي مردمانش، چيزي جز نفي تبعيض و ناعدالتي و بهخصوص طرد هرگونه زندگي تجملاتي و اشرافي توسط مسئولان نبود، از معاني و ارزشگذاريهاي خاصي تبعيت كرده و همواره در ميان افكار عمومي، در صدر اهميت قرار داشته است. اين روزها و با نزديك شدن به فضاي انتخابات رياست جمهوري، فضاي ارائه آمارها آن هم از موفقيتها و توفيقات! دولت يازدهم نيز بيشتر از هر زمان ديگري مورد توجه دولتمردان قرار گرفته است. اين شاخصها همگي در شرايطي از سير به ظاهر صعودي حكايت دارند كه درك عموم مردم از واقعيتهاي ملموس و آنچه مشاهده و احساس ميكنند، از برداشتهاي متفاوتي حكايت دارد.
در وراي همه اين آمارها يا اهداف انتخاباتي نماياني كه به دنبال دارند، يك موضوع بسيار مهم و اساسي مورد غفلت رئيس دولت و ساير دولتمردان قرار گرفته است؛ موضوع كليدي و مهمي كه قادر است تمامي توفيقات دولت يازدهم را در همه زمينهها و به صورت يكجا زير سؤال ببرد. گزارشهاي گوناگون از نوع نگرش مردم در سراسر كشور و ساير مشاهدات عيني و ميداني، تماماً حكايت از آن دارند كه اين روزها، اين احساس و اعتقاد- صرف نظر از درستي يا نادرستي- به شدت در ميان افكار عمومي جاري است كه برخي از دولتمردان ما از ساده زيستي و مردمي بودن كه لازمه مديريت انقلابي است، فاصله گرفتهاند و در غياب گفتمان انقلاب اسلامي به اشرافيگري روي آورده و به منافعي رسيدهاند.
رواج اين تفكر يعني وجود نابرابري و تفاوت در نوع زندگي مديران و طبقات مختلف اجتماعي در حالي ظهور و بروز يافته كه مبارزه با مظاهر تبعيض و اشرافيگري- به ويژه در مسئولان- از ابتداييترين مطالبات مردمي در پيدايش انقلاب اسلامي و حتي سالهاي بعد از استقرار جمهوري اسلامي بوده است.
اين احساس و اعتقاد عمومي چنانچه در عمق افكار عمومي هر جامعه رسوخ يابد و به يك باور اجتماعي تبديل شود و خلاصه اينكه اگر چنين باوري در دوره هر يك از دولتها شكل بگيرد، يقيناً موجب ميشود حتي توانمنديها و ساير توفيقات دولت مذكور هم به صورت نفرتآميزي در قضاوتها و نگرشها ناديده انگاشته شود. در ماههاي اخير و در فضاي رسانهاي و افكار عمومي كشور، خبرهاي ناگوار و گوناگوني از سطح زندگي و وضعيت مالي برخي وزرا و دولتمردان و حتي مديران مياني دولت به گوش ميرسد؛ از سرمايه هزار ميليارد توماني فلان وزير گرفته تا پخش تصاوير از تفرجگاه و ويلاي اختصاصي وزير ديگر... از حقوقهاي غيرمتعارف و فيشهاي نجومي برخي مديران گرفته تا صورتحساب ميلياردي سفر يك روزه اعضاي دولت به يك استان همجوار... از زد و بندهاي اقتصادي فلان چهره منتسب به رئيس دولت و نقش او در ارتشا و عزل و نصب مديران بانكي گرفته تا عدم ارائه ليست اموال و دارايي رئيسجمهور و برخي وزرا و مسئولان به قوه قضائيه و... تأسفبارتر اينكه ظاهراً دامنه اين ادعاها به حدي نمايان و گسترده است كه غالب آنها توسط اين شخصيتها تكذيب نشده و مورد انكار قرار نميگيرد.
دولت يازدهم كه اين روزها بيشتر برنامهها و مواضع خود را بر محور انتخابات و تحقير منتقدان و همچنين تراشيدن دشمنان موهوم- آن هم از نوع داخلي و نه قسمخورده خارجي- تنظيم كرده، در حالي از كنار اين احساس عمومي به سادگي عبور ميكند كه همين موضوع به ظاهر ساده به تنهايي قادر است تمامي شاخصهاي صعودي و احياناً ادعاهاي مسئولان مربوطه را در اين زمينه به شدت زير سؤال ببرد و حتي به پاشنه آشيل دولت يازدهم در انتخابات پيش رو و عامل مهم رويگرداني مردم از دولت فعلي تبديل شود. اين نوشته نه تنها در پي آن نيست كه همه خدمات دولت و بسياري از مسئولان خدوم نظام اسلامي را مخدوش سازد و زير سؤال ببرد بلكه با سادهترين دليل و دلسوزانهترين بيان به دنبال آن است تا اين واقعيت انكارناپذير را به رئيس محترم و اعضاي دولت يادآور شود كه زندگي اشرافي و بيدغدغه مسئولان و فاصله آنان از مشي زندگي مردم، چنانچه به يك باور عمومي در طبقات اجتماعي تبديل شود، ميتواند از سطح نفوذ و اعتماد مديران و مسئولان در جامعه به شدت بكاهد و به عاملي براي رويگرداني مردم از دولت تبديل شود. از ياد نبريم كه اميد يا نشاط مردم هيچگاه با ارائه گزارش تقويت نخواهد شد. مردم زماني توفيقات خادمان خود را باور ميكنند كه در گام اول، فاصلهاي بين زندگي خود و مشي زندگي مسئولان احساس نكنند. به عبارت ديگر، دولتمردان ما زماني ميتوانند در جامعه نفوذ كرده و اقبال عمومي مردم را متوجه خود سازند كه مرزهاي فاصله ميان «رفاه آنان» و «رفاه مردم» شكسته شود. آيا در فرصت كوتاه باقي مانده تا انتخابات رياست جمهوري ميتوان به ترميم اين فاصله اميدوار بود يا دولت يازدهم قصد دارد با همين نگرش و شاخص منفي شكل گرفته در ميان افكار عمومي به استقبال انتخابات برود؟