
موضوع چالشبرانگيز شكستهاي عجيب و غريب برخي تيمها تقريباً در تمامي فصول ليگ برتر فوتبال مطرح شده و ليگ امسال نيز از اين قاعده مستثني نيست. حساس شدن بازيها و ماندن مدعيان در كورس قهرماني تنور شايعات را در اين باره داغ كرده تا جايي كه بيتفاوتي يكي از بازيكنان تيمهاي ليگ برتري آن هم درست وقتي كه توپ وارد دروازه تيمش ميشود مهمترين موردي است كه شك و شبههها را در خصوص تعيين نتايج بازيها دوباره سرزبانها انداخت. در همين خصوص با بهمن فروتن كارشناس و مربي فوتبال كه خودش اينگونه مسائل را تجربه كرده به گفتوگو نشستيم و ابعاد اين بحثهاي حاشيهاي را بررسي كرديم.
شايعات زيادي در مورد تباني در فوتبال ايران دوباره سرزبانها افتاده است. چرا در فوتبال كشورمان صحنههايي به چشم ميخورد كه همه ساله موضوع تباني و تغيير نتايج به نفع برخي تيمها مطرح ميشود؟وقتي كنترلي كه بايد و شايد در فوتبال وجود نداشته باشد طبيعتاً برخيها به فكر جرزني ميافتند. سالهاست كه ميگوييم بحث تباني وجود دارد و خيليها هم ميگويند وجود ندارد. بايد در مورد هست و نيست تباني با چشمان باز عمل كنيم. البته اگر شرايط مثل 10 سال پيش بود اصلاً نميتوانست چنين مسئلهاي در رسانه مطرح شود. هنوز هست و نيست تباني مشخص نيست هرچند كه كميسيون اصل 90 كارهايي در اين زمينه انجام داده ولي پيگيري آنها نيز به دست فراموشي سپرده شده است. كسي هم نميتواند جلوي جرياناتي كه در تباني دست دارند را بگيرد.
آيا با ديدن صحنهاي كه بازيكن براي گرفتن توپ در مستطيل سبز تلاش نميكند ميتوان مدعي شد تباني صورت گرفته؟در فوتبالي كه هيچ نوع دستكاري و سازماندهي در آن وجود نداشته باشد نه نميتوان ادعايي در مورد تباني داشت. شايد در كشوري و در يك بازي بازيكني از يك تيم كه سال بعد ميخواهد به تيم حريف برود براي آنكه تيم سال بعدش سقوط نكند گل به خودي بزند اما فوتبال ما اصلاً چنين شرايطي را ندارد. وقتي صحبت از پرونده چندين صفحهاي فساد در فوتبال در كميسيون اصل 90 وجود دارد يعني اينكه بحث فراتر از اين است كه يك بازيكن دلش بخواهد گل به خودي بزند. اينجا صحبت از ساختاري است كه بيرون از فوتبال وجود دارد و اين ساختار تصميم ميگيرد يك تيم در ليگ بماند يا نماند. در واقع از اول فصل مشخص است كه تيمهاي سقوطكننده متعلق به بخش خصوصي هستند.
علل بروز پديده شوم تباني در فوتبال چيست؟دو علت مهم دارد؛ افكار سودجويانه و فرهنگ عقبافتاده. سودجويي و منفعتطلبي دليل اول است. افرادي به فوتبال آمدهاند كه فقط براي پول درآوردن به اين رشته آمدهاند. اكثراً هم فوتبالي نيستند و سازمانيافته عمل ميكنند. علت دوم پايين بودن سطح فرهنگي فوتبال است. در تمام دنيا فوتبال از نظر فرهنگي عقبمانده محسوب ميشود. از نظر فرهنگي حتي ميتوان ادعا كرد كه برخي از بازيها با رفتارهاي قبيلهاي در جنگلهاي آمازون برابري ميكند! نزديك به 50 سال در فوتبال دنيا، از شرق آسيا تا اروپاي مركزي مربيگري كردهام و باتوجه به تجربيات شخصيام اين اعتقاد را دارم. فوتبال قابل قياس با رشتههاي ديگر نيست. مثلاً كشتي فرهنگ خاص خودش را دارد، فرهنگي كه تختيها و پهلوانها آن را پيريزي كردهاند. يا در تنيس اگر توپ به لبه تور بخورد و امتياز بگيرند تنيسور عذرخواهي ميكند. بسياري از رشتهها از نظر فرهنگي از فوتبال جلوتر هستند. اين دو عوامل اصلي فساد در فوتبال هستند. دولتها در كشورهاي مختلف اصلاً علاقهاي به فوتبال ندارند. اما اين ورزش را ميلياردها نفر در جهان تماشا ميكنند.
خودتان تجربهاي از اتفاقات تعجببرانگيز در فوتبال ايران داريد؟در بخش خصوصي كار كردهام، با تيم شموشك نوشهر در فصل 85 - 84 هفته چهارم پرسپوليس را شكست داديم و هفته پنجم 10 نفره پاس دنيزلي را برديم. بلايي به سرمان آوردند كه از فوتبال منزجر شديم. تيم خصوصي بود و پولي كه بخش دولتي براي تيمهايش خرج ميكرد را نداشتيم. يكي دو سال بعد يكي از داوران را ديدم كه به من گفت دو امتياز بابت يكي از بازيهاي همان فصل به شما بدهكارم! وقتي بازي دستكاري ميشود با بيعدالتي روبهرو هستيد. در اين فوتبال اگر نتوانيد خوب پول خرج كنيد كمكم فوتبال رو به فروپاشي ميرود.
چرا عزمي براي برخورد با متخلفان وجود ندارد؟ چرا هيچ پرونده تباني به نتيجه نميرسد و خبري از محروميت نيست؟كساني كه اين شبكهها را تشكيل ميدهند قطعاً افرادي پرقدرت هستند. به اين نتيجه رسيدهام كه نيروهاي درونسازماني وجود دارند كه جدا از سازمان خود و مستقل برونسازماني عمل ميكنند. در نتيجه هيچ كاري نميتوان كرد و فاصله فوتبال ما با فوتبال بينالمللي هر روز بيشتر و بيشتر ميشود.
با توجه به شايعات زيادي كه در فوتبال كشورمان وجود داشته و دارد آيا ميتوان به بهانه اينكه هيچ ادعايي ثابت نشده از پيگيري اين مسئله صرفنظر كرد؟شبكههاي مافيا به قدري در ايتاليا سازمانيافته هستند كه هيچ قاضي نميتواند عليهشان اعلام جرم كند. اما مگر مبارزه عليه مافيا وجود ندارد؟ تا جايي كه توان داريم بايد مبارزه و شفافسازي كنيم. اين فوتبال دولتي است و بايد شرايطي را فراهم كند كه مدعيان بتوانند حرفشان را بزنند نه اينكه فوري تهديد كنند اگر نتوانيد ادعايتان را ثابت كنيد به مشكل برميخوريد. ببينيد مردم سرشان براي تهمت زدن به يك نفر در فوتبال درد نميكند. يك نفر به من زنگ زده و از من ميخواهد با عادل فردوسيپور در مورد اتفاقات عجيب و غريب در بخش جوانان صحبت كنم. بايد مرجعي براي رسيدگي به معضلات فوتبال دولتي وجود داشته باشد.
فرهنگسازي چه نقشي در مبارزه با معضل تباني دارد؟يكي از عوامل مبارزه با دستكاري نتايج در فوتبال و فساد، فرهنگسازي است. فكر ميكنم در هر تيمي تعدادي از بازيكنان با دستور برونسازماني عمل ميكنند. داوران نيز براي آنكه بگويند پاك هستند تلاش ميكنند. ولي جايي كه بازيكنان قادر به تباني نيستند يا حاضر به تباني نميشوند دست به دامن داوران ميشوند. در آن صورت است كه به يك داور ميگويند بايد نتيجه فلان بازي را دربياوري. در اين جريان داوراني هستند كه نميخواهند چنين دستوري را انجام دهند. ببينيد استعفا و خداحافظي درفوتبال زياد شده. آنها داوراني هستند كه نميخواهند تباني كنند و سوت زدن برايشان ميشود عذاب. داوراني هم هستند كه به دستورات عمل ميكنند. در نهايت چون هيچ مرجعي براي رسيدگي نيست نتيجهاي ندارد. حتي اگر به اين موارد اشاره هم كنيد با شما برخورد ميكنند نه خاطيان صاحب قدرت. مثل من كه 10 سال پيش گفتم نتايج بازيها دستكاري ميشود و چندين سال خانهنشين شدم. بنابراين اعتراضها فروكش ميكند و هيچ مقاومتي در مقابل اين سازمان نميشود. درنهايت هم اين جريان بزرگ و بزرگتر ميشود تا روزي به سرنوشت بوكس و قايقراني دچار شوند. فوتبال دولتي است و بايد بودجهاي براي رسيدگي به معضلاتي چون تباني اختصاص دهد. در آن صورت نه كسي به من متوسل ميشود و نه به عادل فردوسيپور. بايد مدعيان بتوانند حرفشان را بزنند و بالاخره اين پروندهها روزي به اثبات ميرسد.