
حاشيههاي دربي و اتفاقاتي كه در جريان اين بازي اتفاق افتاد، نشان داد كه مهماني شام قبل از بازي، شو و نمايشي بيش نبود. مسئلهاي كه با روح فوتبال در تضاد است. سالها بود كه ديگر شاهد چنين نمايشهايي نبوديم، اما دوباره گويا عدهاي كه آشنايي و شناختي با فوتبال ندارند دست به كار برگزاري چنين ضيافتهايي شدهاند. فوتبال يك جنگ است، جنگ بدون تيراندازي. نه به اين معنا كه بازيكنان در زمين بازي يكديگر را قلع و قمع كرده و كتككاري كنند. اتفاقاً برخي حاشيههايي كه شاهد بوديم، قابل انتقاد است اما اينكه بخواهيم رياكارانه نشان دهيم بازيكنان با هم دوستان صميمي هستند، آنها را مجبور كنيم دست در گردن يكديگر عكس يادگاري بيندازند، اصلاً جالب نيست. همه دنيا چنين بازيهاي مهم و حساسي دارند. مگر چنين تصويرسازيهايي ميكنند؟ در اسكاتلند دو تيم گلاسكو رنجرز و سلتيك دو رقيب ديرينه هستند كه همواره بازيهاي هيجانانگيز و البته پرتنشي به نمايش ميگذارند.
ديداري كه از بحث بازي فوتبال فراتر رفته و پاي مسائل مذهبي نيز در آن به ميان ميآيد، اما كسي نميآيد مثلاً براي آرام كردن جشن شب قبل از بازي مهماني بگيرد و صحنههاي نمايشي راه بيندازد. مثل اين ميماند كه بخواهيم تكل را از فوتبال حذف كنيم. مگر شدني است. اصلاً ديگر آن جذابيت قبلي وجود دارد؟ همين چندي پيش بود كه در اعتراض پپ به تكلهاي خشن در فوتبال، بسياري در پاسخهاي اعتراضآميز به او گفتند اگر نميتواند تحمل ديدن تكل كردن را داشته باشد بايد شغلش را عوض كند. تكل جزئي از فوتبال است كه نحوه درست آن به زيباييهاي فوتبال ميافزايد و نوع خشن آن با جريمه مواجه ميشود. ما با اين كارها به روح فوتبال خدشه وارد ميكنيم. آنهايي كه اين تصميمات را ميگيرند با اين ورزش آشنايي ندارند، از نحوه تمرين قبل بازي، در رختكن و هيچكدام از اتفاقات فوتبال اطلاعي ندارند. مثل اين ميماند كه من بخواهم حس يك جراح را تشريح كنم. چطور ممكن است وقتي هرگز تيغي به دست نگرفته و آن را بر تن لخت كسي نكشيدهام!