کد خبر: 831204
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۵:۳۲
«نظري بر زمينه‌ها و پيامدهاي پيدايش گروه فرقان در تبريز» در گفت و شنود با سيدمحمد الهي
اين روزها سالروز دستگيري پايه‌گذار گروه فرقان و موسمي مناسبت براي بحث درباره كاركرد اين گروه است كه...
محمد رضا کائینی

همانگونه كه درگفت و شنود ديروز نيز اشارت رفت، اين روزها سالروز دستگيري پايه‌گذار گروه فرقان و موسمي مناسبت براي بحث درباره كاركرد اين گروه است. در گفت‌و‌شنود پيش روي، سيد‌محمد الهي از مبارزان ديرين انقلاب در شهر تبريز و خواهرزاده شهيد آيت‌الله سيد محمدعلي قاضي‌طباطبايي، خاطرات خويش از فعاليت‌هاي اين گروه در تبريز را بازگفته است. اميد آنكه مقبول افتد.

   ***

برحسب شواهد و اسناد، شاخه فرقان در تبريز پس از تهران، قوي‌ترين شاخه اين گروهك در كل ايران بوده است. شما نخستين بار درباره اين گروه از چه كسي و چگونه باخبر شديد؟

 

بسم الله الرحمن الرحيم. اولين بار، باز بودن دست يكسري از دانشجويان غيربومي، ما را مشكوك كرد كه اينها از حمايت چه كساني برخوردارند كه مي‌توانند اينطور آزادانه هر كاري كه دلشان مي‌خواهد بكنند؟ و از امكاناتي برخوردار هستند كه ما يك‌دهم آن را هم نداريم! من خواهرزاده شهيد آيت‌الله قاضي‌طباطبايي بودم و در عين حال نمي‌توانستم كسي را جابه‌جا يا مانعي را رفع كنم، ولي اينها خيلي راحت اين كارها را مي‌كردند! بعد هم ساختمان ورزشگاه تختي را اشغال و به نام «كانون انقلاب اسلامي» در آنجا شروع به فعاليت كردند و در زمان بسيار كوتاهي در سپاه، استانداري، دادگاه انقلاب و همه نهادها نفوذ كردند! هر چند وقت يك بار هم يكي از دوستان پيغام مي‌داد كه ممكن است موج ترورها در تهران راه بيفتد و ضرورت دارد از آقاي قاضي محافظت بيشتري شود. راستش نه من و نه آقا نمي‌توانستيم اين حرف‌ها را باور كنيم و هشدارها را جدي بگيريم.

اين گذشت تا در سال 1358 كه شهيدآيت‌الله قدوسي به تبريز آمدند و مهمان شهيد قاضي شدند. روزي به ايشان گفتم اين‌جور حرف‌ها گاهي به گوش ما مي‌رسد و واقعاً نمي‌دانيم تكليف چيست؟ واقعيت اين است كه ما همه اين حرف‌ها را شايعات مخالفان محلي شهيد قاضي تلقي مي‌كرديم و تصوري هم كه داشتيم اين بود كه اگر قرار است اتفاقي بيفتد، در هنگام برگزاري نماز جمعه خواهد افتاد و لذا تمام تمركز و توجه خود را روي محل اقامه نماز جمعه گذاشته بوديم! هيچ ‌يك از ما تصورش را هم نمي‌كرديم كه اين اتفاق در بين راه بازگشت به منزل، آن هم غروب و شب پيش بيفت د، به همين دليل در راه منزل، مسائل ايمني و احتياط را رعايت نكرديم. بعد كه اين اتفاق افتاد، بلافاصله گروه فرقان اطلاعيه داد كه اين كار را آنها انجام داده‌اند!

اشاره كرديد اوايل تصور مي‌كرديد اينها شايعات مخالفان بومي است. چه قرينه‌هايي اين انگاره را در شما تقويت كرده بود؟

 

بسياري از كساني كه در تبريز شناخته شده بودند و مي‌شد روي آنها حساب كرد، در دوران قبل از انقلاب با شهيدآيت‌الله قاضي مخالف بودند، طوري كه موقعي كه ايشان وارد مجلسي مي‌شد كسي به احترامشان بلند نمي‌شد و جايش را به ايشان نمي‌داد! به همين دليل ما قبل از ورود ايشان، عده‌اي از بچه‌ها را مي‌فرستاديم كه بروند و جا بگيرند و به محض اينكه شهيد قاضي وارد مي‌شوند، از جا برخيزند و جايشان را به ايشان بدهند! اوايل تصور مي‌كرديم ترور آقاي قاضي كار خلق مسلماني‌ها باشد و آنها براي تسلط بر تبريز، تصميم گرفته‌اند آقاي قاضي را از سر راه بردارند. در پرونده ساواك آقاي قاضي گزارشي بود كه در آن نوشته بود: همه اغتشاشات اين منطقه زير سر اين آقاست كه به هيچ‌وجه حاضر به همكاري با ما نيست و بايد حذف فيزيكي شود!

پس معتقديد ساواك، قبل از انقلاب قصد ترور شهيد قاضي را داشت و پس از انقلاب اين كار را به دست گروه فرقان انجام داد؟

 

بله، معتقدم فرقان نقشه ساواك را اجرا كرد، چون همه ساواكي‌ها كه از بين نرفتند و شناسايي نشدند. اينها در بين مردم بودند و كسي هم آنها را نمي‌شناخت! چطور مي‌شود باور كرد كه يكي از قوي‌ترين سازمان‌هاي اطلاعاتي دنيا، ناگهان و يكسره نابود شود؟ اينها به طرق ديگري و در قالب‌هاي جديد متشكل شدند تا نقشه‌هايشان را اجرا كنند و در بعضي از جاها هم موفق شدند. به نظر من گودرزي ساواكي بود! ساواك سازماني با ظاهر بچه‌هاي قرآن‌خوان و نماز شب خوان راه انداخت و به وسيله اين بچه‌ها - كه تفكر مستقل نداشتند- نيات خود را اجرا كرد! ساواك يكي از قوي‌ترين سازمان‌هاي امنيتي دنيا بود، پس قطعاً نظريه‌پردازان و متفكرين قوي‌ای داشت، اينها بعد از انقلاب چه شدند و كجا رفتند؟ فردوست در خاطراتش نوشته است كه ساواك فقط 78 نفر آخوند حقوق‌بگير داشت! اينها چه كساني بودند و كجا رفتند؟ آيا يك‌مرتبه انقلابي و حزب‌اللهي شدند؟ اگر اين‌طور تصور كنيم ساده‌لوحي محض است. اينها فتنه‌هاي زيادي را درست كردند و هنوز هم دارند درست مي‌كنند. نمونه‌اش عكس‌هايي است كه از تظاهرات قبل از پيروزي انقلاب در تبريز داريم كه عده‌اي از اينها به صورت انقلابيون دوآتشه بالاي تريلي رفته و عكس‌هاي امام و آيت‌الله شريعتمداري را بالا برده بودند و شعار مي‌دادند: «امامين! رهبرين!» به نظر من اينها به مسئولان نظام آدرس عوضي مي‌دادند و هنوز هم مي‌دهند!

شهيد قاضي نسبت به مجاهدين اوليه خوش‌بين بودند تا سال 1354 كه تغيير ايدئولوژيك پيش آمد. با توجه به اينكه برخي فرقانيان را به مجاهدين مرتبط مي‌دانند، اين موضوع را چگونه تحليل مي‌‌كنيد؟

 

هر رويداد و برخوردي را بايد در ظرف زماني خودش سنجيد. اولين برخورد ساواك با مجاهدين، در سال 1350 بود كه دستگيري‌هاي وسيعي صورت گرفتند و مرحوم حنيف‌نژاد و بنده و عده زيادي را گرفتند و به زندان بردند. آقاي هاشمي رفسنجاني را هم دستگير كرده بودند و ما باايشان، هم‌بند بوديم. موقعي كه خواستند مرا مرخص كنند، آقاي هاشمي به من گفتند: برو و به آقايان علما بگو به هر نحوي كه مي‌توانند، از اعدام اينها جلوگيري كنند! از جمله كساني كه به آنها مراجعه كردم، آقاي قاضي بودند. ايشان احساس وظيفه كردند كه نامه‌اي به علما بنويسند و از اين چهار، پنج نفر اعضاي سازمان، به عنوان افرادي مسلمان، نمازخوان و مفيد ياد كنند و بخواهند كه از اعدام آنان جلوگيري شود. در سال 1354 باز مرا دستگير و زنداني كردند و خودم از زبان وحيد افراخته و ديگران شنيدم كه گفتند: تغيير ايدئولوژي داده‌اند! در سال 1355 كه آزاد شدم، رفتم و قضيه را براي آقاي قاضي مطرح كردم و نظر ايشان كلاً از اينها برگشت! در روزهاي منتهي به انقلاب، موقعي كه مجاهدين پرچم خود را آوردند و در حياط مسجد شعبان نصب كردند، آقا بلافاصله دستور دادند پرچم‌ها را جمع كنيم و بيرون بريزيم! در عين حال آقا معتقد بودند حتي‌الامكان نبايد با گروهي يا كسي برخورد شديد كرد، چون وفاق ملي بيش از هر امري اهميت دارد. ايشان مي‌گفتند: حل مسائل را بايد به بعد از پيروزي انقلاب محول كرد تا به هر نحو ممكن، وحدت حفظ و از تفرقه جلوگيري شود. ايشان حتي در مورد بهائي‌ها هم اجازه تعرض به آنها را ندادند و گفتند: اول بايد انقلاب را به ثمر برسانيم و بعد با اينها صحبت كنيم و حكم را به عهده دادگاه انقلاب بسپاريم. همواره تأكيد مي‌كردند كه نگذاريد در شهر نفاق به وجود بيايد. آقا با اينكه از سال 1354 ماهيت سازمان مجاهدين را شناخته بودند، اما برخورد با آنها را صلاح نمي‌دانستند. در آستانه انقلاب هم كه آنها براي خودشان دار و دسته جدايي راه انداخته بودند، من و آقاي عبد يزداني را فرستادند كه برويم و با آنها صحبت كنيم. خود من بارها موسي خياباني را خدمت آقا بردم تا خودشان با او صحبت كنند. به نظر ما، احمد حنيف‌نژاد را خودِ مجاهدين تصفيه كرده بودند، چون او به صلاحديد آقا اجازه نداد مجاهدين در تبريز تظاهرات جداگانه به راه بيندازند. به نظر بنده سازمان مجاهدين قبل از سال 1350 با بعد از سال 1350 خيلي فرق دارد. در سال 1350 كه ما دستگير شديم، اصلاً سازمان اسم نداشت. بنده، آقاي عبديزداني و چند نفر ديگر، در داخلِ زندان اين اسم را برايش انتخاب كرديم. علتش هم اين بود كه گفتند: قرار است عده‌اي از سازمان حقوق بشر براي بازديد از زندان‌ها و بررسي اوضاع زنداني‌ها بيايند و ما بايد اسم داشته باشيم. اول از نام نهضت آزادي، كلمه نهضت را گرفتيم و اسم سازمان را گذاشتيم: «نهضت مجاهدين ايران» بعدها شد سازمان مجاهدين خلق! «نهضت مجاهدين ايران» گروهي مذهبي بود و با سازمان مجاهدين خلق، تفاوت‌هاي اساسي داشت. شهيد قاضي اگر لطفي داشت، به آن مجاهدين مذهبي بود. هيچ‌يك از ما معصوم نيستيم و صدها عيب داريم. محمد حنيف‌نژاد، دكتر شريعتي و فلان مجتهد هم عيب‌هايي داشتند، اما اين دليل نمي‌شود كه امروز عده‌اي بي‌پروا به آنها تهمت بي‌ديني مي‌زنند. همه آنها انسان‌هاي مفيدي بودند و افراد متدين از آنها پشتيباني مي‌كردند. حتي آقاي هاشمي به خاطر ارتباط با مجاهدين زنداني شدند. ساواك مغزهاي متفكري داشت كه با برنامه‌ريزي‌هاي دقيق، در همه جا نفوذ مي‌كردند. بديهي است سازمان بزرگ و تأثيرگذاري مثل سازمان مجاهدين خلق- كه در بين اقشار مذهبي اعتبار و علاقه‌مندان زيادي پيدا كرده بود- از اين آسيب در امان نماند و عوامل نفوذي ساواك آن را به انحراف كشاندند.

اما مجاهدين خلق به چيزي كمتر از رياست راضي نبودند. اينها قبل از پيروزي انقلاب، وزارت و وكالت را بين خودشان تقسيم كرده بودند. اين موضوع را چگونه تحليل مي‌كنيد؟

 

همين‌طور است. همه تصور كردند وقتي امام در بهشت‌زهرا گفتند: دولت تعيين مي‌كنم منظورشان مواجهه با بختيار بود، در حالي كه اصلاً كسي بختيار را قبول نداشت. امام در واقع با اين حرفشان مي‌خواستند حساب كار را به دست ته‌مانده‌هاي گروهك‌ها بدهند كه تلاش بيهوده نكنند. امام مي‌دانستند اگر به اين گروهك‌ها، بقاياي ساواكي‌ها و سلطنت‌طلب‌ها امان بدهند، مشغول كشيدن نقشه خواهند شد. شهيد قاضي هم كه همواره پشت سر امام حركت مي‌كرد، قطعاً همين نظر را داشت. مجاهدين هم مي‌دانستند بدون نظر و حمايت آقاي قاضي در تبريز، هيچ كاري را از پيش نمي‌برند. به نظر من اعضاي سازمان مجاهدين در تبريز بيشتر از آنكه از سازمانشان حرف‌شنوي داشته باشند، از شهيد قاضي حرف‌شنوي داشتند! خيلي‌ها به همين دليل از سازمان جدا شدند.

نگاه ايشان نسبت به برخي نوگرايي‌هاي ديني - كه مورد استناد و استخدام سازمان مجاهدين هم قرار گرفته بود- چه بود؟

 

ايشان نهايت احترام را براي اين افراد قائل بودند! با مرحوم آيت‌الله طالقاني رابطه بسيار صميمانه و مكاتبه‌هاي زيادي داشتند. مرحوم آقاي بازرگان موقعي كه در دوران نخست‌وزيري به تبريز آمد، شهيد قاضي با ايشان ملاقات كرد. ايشان به هيچ مسئله‌اي به شكل انتزاعي نگاه نمي‌كرد و مجموعه عواملي را در تحقق برخي مسائل دخيل مي‌دانست و معتقد بود انحرافاتي را كه برخي از اين گروه‌ها يا خرده‌گروه‌ها از اسلام اصيل داشتند، برطرف شدني است و نبايد به استعمار اجازه و امكان بدهيم كه از اين اشكالات براي ايجاد تفرقه استفاده كند. به نظر من ايشان بسيار دقيق و بلندنظر بود. ايشان اصالت را به مبارزه مي‌دادند و معتقد بودند با سقوط رژيم شاه، مي‌توان بسياري از مسائل را با گفت‌وگو حل كرد.

مرحوم آيت‌الله طالقاني هم چنين نظري داشتند...

 

بله، در چند مورد حامل نامه‌هاي آقا به مرحوم آيت‌الله طالقاني بودم. يك بار در دادگاه سال 1341 بدون اينكه خود ايشان متوجه شوند، نامه آقا را مچاله كردم و هنگام تنفس دادگاه در جيب مرحوم آقاي طالقاني گذاشتم! شهيد قاضي خيلي به مرحوم آقاي طالقاني معتقد بود و به ايشان احترام مي‌گذاشت و احياناً اختلاف‌نظرهايي كه داشتند، به احترام بين آنها خدشه‌اي وارد نمي‌كرد.

در مورد رابطه شهيد آيت‌الله قاضي با آيت‌الله شريعتمداري هم به نكاتي اشاره بفرماييد.

 

شهيد قاضي و آقاي شريعتمداري، هيچ‌وقت در تبريز با هم روبه‌رو نبودند. آن موقعي كه آقاي شريعتمداري در تبريز بود، مرحوم آقاي شهيدي آنجا بود و اختلافاتي با هم داشتند. شهيد قاضي درباره بعضي از زرنگي‌هايي كه آقاي شريعتمداري درباره آقاي شهيدي كرده، چيزهايي شنيده بود و دلگيري‌هايي داشت، ولي همواره احترام ايشان را كاملاً حفظ مي‌كرد.

چگونه از شهادت ايشان باخبر شديد؟

 

همانطور كه عرض كردم، راستش را بخواهيد، ما اصلاً تصورش را هم نمي‌كرديم كسي بخواهد به ايشان سوء قصدي كند و به همين دليل تا يك هفته گيج بوديم و نمي‌توانستيم خود را پيدا كنيم! عده‌اي مي‌گويند: آقاي قاضي تنها بود! ابداً اين‌طور نيست و همه مردم با آقاي قاضي بودند. در سال 1343 كه ايشان از زندان آزاد شدند، يكي از باشكوه‌ترين استقبال‌ها از ايشان صورت گرفت. اين تنهايي است؟ در آستانه انقلاب مردم به دعوت شهيد قاضي به خيابان‌ها ريختند. آنهايي كه مي‌گويند آقاي قاضي تنها بوده است، مردم را عوام كالانعام حساب مي‌كنند و فقط خودشان بشر هستند، وگرنه چطور مي‌شود به آن سيل جمعيت گفت: تنهايي؟!روزي كه آقاي قاضي شهيد شد، عضو سپاه بودم و در كانون سيمان صوفيان مسئوليتي داشتم. نماز عيد قربان كه تمام شد، به محل نماز جمعه رفتم و خيالم آسوده شد كه كسي به آقاي قاضی تعرضي نكرده است. شب جواد حسين‌خواه به من زنگ زد كه زود به بيمارستان شير و خورشيد بيا، آقا تير خورده است! خودم را به بيمارستان رساندم و فهميدم دو تير به سر آقا و يكي به ريه ايشان خورده و كار تمام شده است. آن شب خبر شهادت را اعلام نكردند، چون اين احتمال مي‌رفت مردم عليه خلق مسلماني‌ها يا مسئولان اقدامي كنند. در تبريز 32 كميته داشتيم كه 31 كميته دست طرفداران آقاي شريعتمداري بود. فقط كميته مركزي و كميته زندان دست ما بود. سپاه هم كه هنوز خيلي ضعيف بود و نمي‌توانست اقدام مؤثري كند. آن 31 كميته ادعاي كميته مركزي بودن داشتند و هنوز دو هفته از شهادت آقاي قاضي نگذشته بود كه به خلق مسلمان اعلام وابستگي كردند! رابط كميته مركزي با كميته انقلاب تهران شهيد قاضي بود و ما رابط ديگري نداشتيم.

و سخن آخر؟

 

كساني كه مي‌گفتند آقاي قاضي تنهاست و خوب است آقاي مدني را بياوريم، اين حرف را از سر اعتقاد نمي‌زدند، بلكه مي‌خواستند از طريق ايشان - كه از گذشته‌هاي تبريز اطلاع زيادي نداشت- حكومت را تحويل بگيرند، ولي خوشبختانه تيرشان به سنگ خورد و به همين دليل با خود شهيد مدني هم برخورد شديدي كردند و ايشان را به شهادت رساندند. پس از شهيد مدني آقاي ملكوتي به تبريز آمدند و آنها سعي كردند ايشان را به طرف خود بكشند كه البته موفق نشدند و آقاي ملكوتي با آنها برخورد كردند.

با تشكر از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد. 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار