يك: دهكهاي پايين جامعه هم نياز به تفريح دارند، دستكم در قوانين كشور به طور رسمي چيزي در اين باره مطرح نشده كه مثلاً تفريح مختص دهكهاي بالاي جامعه است يا فرض كنيد زمستان كه ميشود فقط دهكهاي بالاي جامعه و برخوردارها ميتوانند به پيستهاي اسكي بروند و ورود براي دهكهاي پايين ممنوع است. هيچ پيست اسكياي را در كشور پيدا نخواهيد كرد كه در آنجا تابلو زده باشند كه ورود براي دهكهاي پايين ممنوع، اما عملاً اين اتفاق ميافتد و با توجه به شرايطي كه براي ورود به اين پيستها در نظر گرفته شده و هزينههايي كه وجود دارد - گفته ميشود دستكم هزينه يك نفر براي استفاده از امكانات يك پيست و آموزش يك روزه بدون احتساب حمل و نقل و تغذيه ،200 هزار تومان برايش آب ميخورد - عملاً ورزشها و تفريحهاي زمستاني مِلك شخصي طبقه مرفه و برخوردار ميشود.
دو: فصل زمستان كه از راه ميرسد، محدوديتهاي آب و هوايي يك عامل محدودكننده در برخورداري خانوادهها از حداقلهاي تفريح و تفرج است. مخصوصاً اگر خانوادهها امكانات حمل و نقل شخصي هم نداشته باشند، عملاً تنها گزينه حبس شدن در خانههاست و با توجه به اينكه خانهها در كلانشهرها عموماً متراژهاي كم و محدودي دارد، مسلماً با نوعي ملال و افسردگي فصلي هم مواجه خواهيم بود. زمستان زيباييهاي خاص خود را دارد. طبيعت زمستان برخلاف آن چيزي كه عموماً در اذهان راه يافته طبيعت زيبا و بيمانندي است. كافي است به مجموعهاي از عكسهايي كه عكاسان حرفهاي از مناطق مختلف ايران و طبيعت زمستاني اين مناطق و نه لزوماً شهرها كه بيشتر درگير حاشيههاي زمستان هستند، تهيه كردهاند، نگاهي بيندازيم و قضاوت كنيم كه زمستان چه زيباييهاي بكري ميتواند بيافريند كه البته گوشههاي زيادي از اين زيباييها در كوهستانها ديده ميشود.
سه: به نظر ميرسد كه دستاندركاران فرهنگي و اجتماعي در شهرها ضرورت دارد كه در فصلهاي مختلف سال روي طرحها و جشنوارههايي با هدف تقويت روحيه نشاط اجتماعي متمركز شوند. در حالي كه هم اكنون تمركز اين طرحها و جشنوارهها بيشتر روي دومين فصل سال متمركز شده است. اينكه تابستان از جهت شرايط آب و هوايي و تعطيلي مدارس و مؤلفههايي از اين دست فرصتهاي بهتري براي تفرج و تفريحها در اختيار خانوادهها قرار ميدهد و طرحها و جشنوارهها در شهرها بر اين اولويت متمركز شده سخني پذيرفتني است، اما واقعيت آن است كه ما در همه فصلها به روحيهاي خوب و انرژي بالا نياز داريم تا از عهده مسئوليتهايي كه در حيطههاي مختلف به ما سپرده شده برآييم.
چهار: عدالت اجتماعي اقتضا ميكند حتي اگر ظاهراً تابلوهاي «ورود ممنوع» را در تفرجگاههاي فصلي نكاشتهايم در باطن امر هم قضيه همين طور باشد و دست آدمها براي ورود به تفرجگاهها باز باشد وگرنه تصوير ذهني ما از فصلها به سمت نوعي تبعيض طبقاتي كشيده خواهد شد. زمستان يا هر فصل ديگري مظهر جمال الهي است.
همچنان كه پاييز امروز به نادرستي در ذهن ما مظهر وارونگي هوا شده، در حالي كه اين اتفاق ربطي به پاييز ندارد، زمستان هم در گوشهاي از ذهن ما به مظهر نابرابريهاي طبقاتي تبديل ميشود كه حقيقتاً ربطي به زمستان ندارد، بلكه به ما مربوط ميشود كه نتوانستهايم ساز و كارهاي تفريح و تفرج را به گونهاي فراهم كنيم كه همه دهكها را دربر بگيرد.