دروغگويي زماني اتفاق ميافتد كه شخص از روي عمد حرفي را به اشتباه ميزند و ميداند كه آن صحبت دروغ است. به بيان سادهتر فردي به نيت و قصد اينكه شخص ديگري را در كاري يا موردي ميخواهد فريب بدهد دست به دروغ ميزند و حرفي را به اشتباه، به ديگري تحويل ميدهد. دروغگويي خود ميتواند يك بيماري محسوب شود چراكه افراد از روي عادت دست به چنين كار ناپسندي ميزنند. واژه دروغ و دروغگو به فرد و شخص خاصي تعلق ندارد و همه سنين را شامل ميشود. چه بسا كه با بالاتر رفتن سن دروغ به عنوان يك خصلت ناپسند اخلاقي و شخصيتي در شخص رشد ميكند و افراد اينچنيني خود را زرنگ و باهوش تلقي ميكنند و هميشه فكر ميكنند كه كارهايشان را از پيش بردهاند. در صورتي كه نميدانند كه با دروغ گفتن حس اعتماد را در بين مردم از دست ميدهند و افراد ديگر به آنان اعتماد ندارند.
بياعتمادي، محصول دروغدروغ معضلي جدي براي فرد و جامعه محسوب ميشود، چراكه بعضي از افراد فكر ميكنند با دروغ خود را بهتر جلوه ميدهند. اين افراد همواره سعي بر اين دارند كه مرتب بلف بزنند. افراد دروغگو در بين مردم جايگاهي ندارند و همواره مورد نكوهش ديگران قرار ميگيرند. همانطور كه ميدانيم درستي و پاكي در كسب و كار و درستي و صداقت حرف در بين مردم از اعمال شايسته است كه بايد ديگران هم به اين كار ترغيب شوند. چون يك فضيلت در بين افراد محسوب ميشود. آنچه در بين مردم باعث حفظ آرامش و بهدست آوردن امنيت در جامعه ميشود همين حس اعتماد به يكديگر است. تا وقتي كه به همديگر اعتماد نداشته باشيم نميتوانيم حرف هم را بفهميم و درك كنيم و تا وقتي اين اعتماد پيش نيايد هميشه نسبت به هم بدبين هستيم چراكه وقتي اين موضوع پيش آيد احساس آرامش و امنيت از دست ميرود و پريشاني و حس عدماعتماد به نفس در بين مردم شايع ميشود.
آغاز دروغگو شدن از دوران كودكياگر شما به فرزند خود قولي بدهيد و بعد آن را اجرا نکنید و عملي نسازيد بعداً براي توجيه كار خود احتمالاً دست به دروغ خواهيد زد، مثلاً وقت نداشتم يا الان كار دارم و به هر صورتي كه شده آن را به بعد موكول ميكنيد و خود ميدانيد كه داريد به فرزندتان دروغ ميگوييد. پس در وهله اول نتيجه دروغ عمل نكردن ما بزرگترها به قول و وعده خودمان است. از سويي اين معضل ميتواند اين گونه مطرح شود كه وقتي والدين اجازه نميدهند كه فرزندشان بعضي از كارها و صحبتهاي داخل منزل را به بيرون ببرد به ناچار كودك دست به دروغ ميزند. بهتر است در اينجا والدين مرز بين دروغ و رازداري در منزل را براي كودك خود توجيه كنند. به او بگويند كه چه حرفهايي بايد از منزل درز پيدا كند و چه صحبتهايي بايد در خانه بين افراد منزل بماند و ديگران نبايد از آن اطلاعي پيدا كنند. به نوعي بايد بصيرت را در كودكانمان نهادينه كنيم.
گزينه بعدي ميتواند اين گونه عنوان شود كه بعضي از بچهها به خاطر جلب توجه و اينكه به ديگران خود را خوب جلوه بدهند و در بين افراد عزيز باشند دست به دروغ و دروغگويي ميزنند. پس بياييد در منزل آنقدر عزت نفس و اعتماد فرزند خود را بالا ببريم كه او حاضر نباشد به خاطر جلب توجه ديگران و اينكه اعتماد ديگران را به خود جلب كند، دست به چنين كاري بزند. البته ناگفته نماند گاهي اوقات برخورد نادرست والدين با فرزند باعث پيدايش چنين رفتاري ميشود، مثلاً دروغ و دروغ گفتن در خانه باب است و همه افراد منزل خيلي راحت دروغ ميگويند و حتي بعضي از صحبتهايشان هم از طرف بزرگترها، كاملاً تأييد ميشود و وقتي كودك ميبيند كه دروغ واژه بدي نيست به راحتي دست به چنين كاري ميزند. گاهي وقتها انتظارات بيش از حد والدين از فرزندان ميتواند به اين معضل دامن بزند. چراكه والدين مخصوصاً مادر بايد بداند توان كودك خود چقدر است و فرزندش در چه كاري ميتواند پيشرفت داشته باشد و چه كاري از دست طفلش برميآيد كه ميتواند انجام دهد. توقعات بيش از حد از كودك ميتواند مشكلساز باشد. مثلاً انتظار نمره 20 از فرزندي كه توان كسب چنين نمرهاي را ندارد موجب دروغگويي ميشود.
زندگي بدون دروغبياييد اول از خود شروع كنيم. هميشه سعيمان بر اين باشد كه ديگران را مسخره يا تحقير نكنيم. پشت سر افراد صحبت نكنيم. هستند خانوادههايي كه وقتي دور هم جمع ميشوند كاري جز مسخره كردن و تحقير كردن و پشت سر اين و آن حرف زدن ندارند. هميشه زندگي را آنطور كه هست پذيرا باشيم و در آغوش بكشيم. از كمبودها گلايه نكنيم. صبور باشيم و قناعت پيشه كنيم. وقتي نسبت به زندگي و درآمدي كه داريم قانع باشیم هيچگاه متوسل به دروغ نميشويم. هستند كساني كه در بانك و پسانداز خود ميليون ميليون پول دارند، اما به خاطر اينكه خود را ناتوان جلوه دهند و به خاطر اينكه ديگران از روي ترحم به آنان كمك مالي كنند حاضر هستند تمام عمر خود را به دروغ بگذرانند. هميشه واقعيتهاي زندگي را چه تلخ و چه شيرين بپذيريم و با آن كنار بياييم، چراكه وقتي شاكر باشيم حتماً خداوند به ما كمك خواهد كرد.
سعي كنيم فرزند خود را به خاطر دروغ گفتن تنبيه بدني نكنيم، چراكه به مرور زمان اين كار ما الگو ميشود و تا وقتي كه كودك از طرف ما تنبيه نشود فكر ميكند حرفش درست است. در هر موقع و در هر جايي بايد در وهله اول علت و انگيزه دروغگويي را مشخص كنيم و بعد به تجزيه و تحليل آن بپردازيم.
سعي كنيم خود را بپذيريم. پذيرفتن خود به عنوان همان چيزي كه هستيم، نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر.
هميشه به اين فكر كنيم كه ميتوانيم الگوي مناسبي براي اطراف خود باشيم. ميتوانيم تأثيرگذار باشيم. افراد دروغگو هميشه دست و دلشان ميلرزد و نگران اين هستند حرفي كه ميزنند چقدر خريدار دارد و آيا اطرافيان متوجه دروغ او ميشوند. بهتر است هيچگاه متوسل به دروغ نشويم حتي اگر جايگاه خود را از دست بدهيم.