
همزمان با انعقاد قرارداد ساخت پنج دكل حفاري ميان ايران و روسيه طي چند ماه گذشته، يكي از شركتهاي نفتي برنامه گستردهاي را براي واردات دكل حفاري كليد زده است كه منجر به تلف شدن منابع كشور ميشود؛ شركتي كه در ماجراي فروش نفت ميليونها دلار به كشور ضرر وارد كرده است.
به گزارش «جوان»، تيمي متشكل از نمايندگان شركتهاي نفتي زيرمجموعه وزارت نفت و يك شركت شبهدولتي، براي مذاكره با شركتهاي چيني چهارشنبه هفته گذشته به چين سفر كردند تا مقدمات خريد چند دستگاه حفاري دريايي را فراهم كنند. اين شركت نفتي چندي پيش براي تسويه حساب بدهي خود با شركت كاسل چين چند محموله نفت دريافت كرد ولي به دليل سهلانگاري نتوانست نفت را بفروشد و ضرر هنگفتي به صندوقهاي بازنشستگي نفت وارد كرد.
اين اتفاق در شرايطي ميافتد كه هماكنون تعدادي از دستگاههاي حفاري دريايي متعلق به شركتهاي ايراني بيكار مانده است و در ياردهاي بنادر جنوبي كشور آب و خاك و آفتاب ميخورد. هماكنون يكي از دكلهاي شركت حفاري بينالمللي ايران (DCI) و يكي از دكلهاي حفاري دريايي شركت گلوبال پتروتك كيش (Oriental 1) بيكار هستند.
در عين حال، اوايل شهريور ماه امسال قرارداد يك ميليارد دلاري ساخت و مونتاژ پنج دستگاه حفاري دريايي با مشاركت يك شركت ايراني و يك شركت روسي امضا شد و هماكنون مقدمات اجراي اين پروژه مهيا شده است و شركت روسي براي فاينانس اين پروژه ملي آمادگي دارد، اما مؤثر شدن اين قرارداد، به تأييد شركت ملي نفت ايران نياز دارد؛ به بيان ديگر، در صورتي كه شركت ملي نفت ايران از اين قرارداد حمايت كند و نامهاي بدهد كه بر مبناي آن از دكل ساخته شده (در صورت كيفي بودن)، به جاي يكي از دكلهاي خارجي فعال در خليج فارس استفاده كند، يك روز بعد از اين تأييديه، اجراي پروژه كليد ميخورد.
در اين ميان، يك نكته اساسي وجود دارد و آن اينكه آيا هم اكنون در صنعت نفت ايران، اساساً به دكل حفاري دريايي بيش از تعدادي كه در حال كار هستند نياز است يا خير! اگر نياز است، اين دكلها بايد از داخل تأمين يا در داخل ساخته شود يا اينكه دكلهاي مورد نياز را وارد كنند!
ديدگاههاي وارداتي در كانون تفكر مديران نفتي
برخي از مديران ارشد و كارشناسان كنوني در سطح شركت ملي نفت ايران ميگويند بازار داخل از دكلهاي حفاري اشباع شده و قيمت اجاره دكلهاي دريايي به شدت كاهش يافته است و از اين رو، ساخت پنج دكل كار عاقلانهاي نيست و با توجه به وضعيت نامناسب و بازدهي پايين دستگاههاي حفاري دريايي شركتهاي داخلي، بهتر است نياز به دستگاههاي حفاري از طريق اجاره از شركتهاي داخلي تأمين شود و توجيهشان هم اين است كه براي يك ليوان شير نبايد گاو خريد.
فارغ از درست يا غلط بودن ديدگاه مديران و كارشناسان شركت ملي نفت ايران، در نگاه نخست به نظر ميرسد اين رويكرد، تنها منافع مافياي اجاره و واردات دكلهاي حفاري را تأمين ميكند و اين تحليل تك بعدي، فقط منافع اقتصادي كوتاهمدت را لحاظ كرده است.
هماكنون حدود 30 دستگاه حفاري دريايي در بخش ايراني خليج فارس فعاليت ميكنند كه تعداد زيادي از آنها به واسطه شركتهاي ايراني از خارجيها اجاره شدهاند، از اين رو، با وجود اين تعداد دكل خارجي در پروژههاي شركت ملي نفت ايران، اگر دكل ايراني ساخته شود، انتظار است سهم دكلهاي ايراني محفوظ بماند.
دكلهاي خارجي با پرسنل خارجي و كيفيت معمولي، هماكنون بهطور ميانگين كمابيش بين 75 تا 100 هزار دلار در روز اجاره ميشوند كه اين مجموعه به راحتي ميتواند با دكل ايراني و پرسنل ايراني جايگزين شود.
دورانديشي در ساخت داخل دكل حفاري
هماكنون مخازن اكتشافي و مخازني كه هنوز هيچ چاهي در آنها حفاري نشده است، آن هم در بخش دريا، در صنعت نفت ايران كم نيستند و براي مثال در ميدانهاي پارس شمالي، گلشن، فردوسي، كيش، فروز، فرزاداي و بيو... بايد چاههاي زيادي حفاري شود كه هر يك از آنهابه طور سالانه به تعمير، نگهداري و رسيدگي نياز دارند و فرآيند نگهداري از آنها، مستمر و هميشگي است.
هماكنون در حوزه عملكردي شركت نفت فلات قاره ايران، بسياري از چاهها در ميدانهاي دريايي، بازدهي بسيار پايين دارند و به شدت نيازمند رسيدگي و تعمير و نگهداري هستند، از همين رو هم نمايندگان شركت نفت فلات قاره ايران در هيئت اعزامي وزارت نفت به چين براي مذاكره خريد دستگاههاي حفاري دريايي حضور دارند.
بايد در نظر داشت در شرايط كنوني كشور كه بيكاري به يكي از معضلهاي اصلي دولتها تبديل شده است، ساخت داخل دكلهاي حفاري و اجاره دكلهايي كه مالك آنها شركتهاي ايراني هستند، افزونبر اشتغالزايي كه در ساخت و اجاره دكل حفاري دريايي داخلي وجود دارد، در ادامه در بهرهبرداري و تعميرات آن هم وجود خواهد داشت. براي حفاري چاههاي توسعهاي ميدانهاي دريايي همچون پارس شمالي، يا بايد از شركتهاي خارجي، دكل اجاره شود كه عموماً اين پروژه از طريق واسطههاي اين بخش، در انحصار معدودي از شركتهاي خارجي همچون شركت كاسل چين و شركت آبان هند قرار دارد، يا اينكه بايد به دكلسازان ايراني هم فرصت بدهند تا در اين بازار وارد شوند، بازاري كه هماكنون پر از سود و حاشيه و رانت و انحصار خارجي است. مسئولان شركت ملي نفت ايران، بايد اعتقاد داشته باشند كه ساخت داخل دكل بسيار بهتر از واردات دكل از چين و كشورهاي ديگر است كه متأسفانه با فسادهاي زيادي همراه شده است.
هماكنون شركتهاي چيني و هندي با نيروهاي خود در پروژههاي نفتي و گازي ايران حضور دارند و ايرانيها را بيكار كردهاند به ويژه شركت آبان هند. شركت كاسل چين هم كه شريك گلوبال پتروتك كيش است نيز از اين مورد مستثني نيست درحالي كه تركمنستان براي اجاره دكل حفاري ايران خزر قوانين سختي را براي جذب تركمنستانيها بجاي ايرانيها وضع كرده است ولي در ايران چنين ضرورتي ديده نميشود و بر عكس شركتهاي ايراني براي اجاره و واردات دكلهاي حفاري همه چيز را فداي سود خود ميكنند.
ضرورت حمايت از دكلداران ايراني
هم اكنون در صنعت نفت ايران حدود يكهزار حلقه چاه توليدي نفت و گاز در دريا وجود دارد كه عمر بخشي از آنها بالاي 25 سال است، طبيعي است كه اين چاهها بهطور مستمر به تعمير و نگهداري نياز دارند. هماكنون بخش چشمگيري از اين چاهها با راندمان زير 50 درصد و در بعضي از حوزههاي نفتي تا حدود 20 درصد كار ميكنند. در عين حال، با توجه به راهبردهاي توسعهاي شركت ملي نفت ايران، هماكنون به حفر 500 حلقه چاه جديد نياز است تا بتوان سقف توليد كنوني را حفظ كرد.
حفر هر حلقه چاه با يك دكل حفاري مناسب حدود 70 تا 90 روز زمان نياز دارد، در حالي كه عمليات حفر چاه با برخي دكلهاي داخلي قديمي با راندمان بسيار پايين، بسيار بيشتر از يكصد روز و بعضاً تا 200 روز به طول ميانجامد و هزينههاي اجاره دكل را افزايش ميدهد كه اين مسئله، اجاره دكلهاي نامطلوب از شركتهاي خارجي را غيراقتصادي مينمايد و كارفرمايان را به سوي اجاره از شركتهاي خارجي سوق ميدهد.
چرا شركت نفت Job Guaranty نميدهد؟
پيشرفت و توسعه صنعت نفت از مسير خودكفايي، بايستهها و دشواريهاي خود را دارد و نيازمند ريسك و هزينه است و بدون حمايت شركت ملي نفت ايران امكانپذير نيست. در موضوع ساخت داخل دكلهاي حفاري، شركت ملي نفت ايران حاضر نيست براي قرارداد ساخت داخل پنج دكل حفاري دريايي، «Job Guaranty» صادر كند و همين موضوع اجراي اين پروژه را متوقف كرده است.
اگر دكل حفاري دريايي با كيفيت و عملكرد مطلوبي در داخل ساخته شود، شركت ملي نفت ايران حاضر نيست بازار كار آن را تضمين كند و آن را به جاي يكي از دكلهاي خارجي كه هماكنون در خليج فارس با پرسنل خارجي كار ميكند و ارز ميگيرد، به كار بگيرد، در حالي كه انتظار است شركت ملي نفت ايران، اگر دكل حفاري مطابق با استانداردهاي روز و بر پايه رويههاي عملكردي تأييد شده اين شركت در داخل ساخته شد، اين دكل را به جاي يكي از دكلهاي خارجي فعال در خليج فارس به كار بگيرد.
عجيب است كه براي وزارت نفت، يك شركت ايراني دارنده يك دكل حفاري با كيفيت، با شركت عربي يا چيني و هندي كه دكلش در خليج فارس كار ميكند، هيچ تفاوتي ندارد. عدم حمايت وزارت نفت از پروژه ملي ساخت داخل دكل، شائبه حضور مافياي اجاره دكلهاي حفاري از شركتهاي خارجي در بدنه اين مجموعه را تقويت ميكند.
پافشاري تصميمگيران وزارت نفت براي عدم حمايت از ساخت داخل دكل حفاري و عدم صدور Job Guaranty براي پروژه ملي ساخت داخل دكل را جز با تأثير فعاليت واسطهگران اجاره دكلهاي حفاري خارجي و دلالان واردكننده آن و جلوگيري از نفع بردن اين دلالان در شرايط تحريم در صورت ساخت داخلي دكلهاي حفاري، نميتوان توجيه كرد.