کد خبر: 827539
تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۳
توي فاميل و آشنا هرچه چشم مي‌چرخانيم دختر و پسرهاي مجردي را مي‌بينيم كه هيچ كدام قصد ازدواج ندارند. هركدام هم دلايل و توجيهات مخصوص خود را دارند...
مريم ترابي
توي فاميل و آشنا هرچه چشم مي‌چرخانيم دختر و پسرهاي مجردي را مي‌بينيم كه هيچ كدام قصد ازدواج ندارند. هركدام هم دلايل و توجيهات مخصوص خود را دارند. مثلاً وقتي از دختر خانمي سؤال مي‌كنيد «عزيزم چرا ازدواج نمي‌كني؟» اينطور جواب مي‌شنويد: «كو پسر خوب؟ پسر خوش تيپ، خوش هيكل، پولدار، تحصيلكرده، خانواده‌دار پيدا كرديد ما رو هم خبر كنيد.» از آقا پسرها هم وقتي همين سؤال را مي‌كنيد جوابي اينچنين مي‌شنويد: «براي چي ازدواج كنم؟ اينهمه هزينه تداركات عروسي را بايد بدهم، بعد از يكي دو سال خانم تصميم مي‌گيرد طلاق بگيرد. بايد تازه مهريه و نفقه هم بدهم اگر زندان نروم. تازه بعد از اين همه خسارت و ضربه روحي كه تحمل كردم بايد از صفر شروع كنم، پس ازدواج نمي‌كنم خيال خودم هم راحت‌تره.» در واقع ظاهر ماجرا اين طور نشان مي‌دهد كه حق هم با دختر خانم‌هاست هم آقا پسرها. مشكلات اقتصادي و شرايط سخت زندگي و همچنين تغيير سبك زندگي ايراني، ازدواج و شرايط آن را تحت‌الشعاع قرار داده و اين امر مقدس را با مشكلاتي رو‌به‌رو كرده است. به دليل بالا رفتن سن ازدواج گاهي مسئولان امر را نگراني مقطعي فرامي‌گيرد و بعد از مدتي هم فراموش مي‌شود. ولي دلايل اقتصادي و عدم امنيت شغلي در كنار تغيير معيارهاي ازدواج در جوانان و نگاه ابزاري به آن براي رسيدن به آرزوها، عشق‌هاي الكي و دوست داشتن‌هاي زودگذر نيز مي‌تواند دلايلي براي بالا رفتن سن ازدواج در جامعه باشد. پايان سرنوشت ميليون‌ها دختر در انتظار خواستگار رؤيايي و ميليون‌ها پسر در جست‌وجوي سيندرلا، چيزي جز موهاي سفيد نيست.



ازدواج تجارت نيست


بسياري از افراد رفاه و آرامش خود را در پول و ثروت مي‌بينند. به همين خاطر تمام موارد زندگي را از جنبه مادي آن نگاه مي‌كنند. درباره ازدواج هم آن را به مثابه يك تجارتي كه سوددهي هم برايشان داشته باشد مي‌نگرند. ولي ازدواج تجارت نيست. ازدواج معامله نيست. ازدواج افزايش ثروت نيست. ازدواج لكسوس و خانه ويلايي نيست. ازدواج آرايشگاه 7 ميليوني، لباس عروس 12 ميليوني و شام 80 ميليوني نيست. ازدواج باباش بازاريه نيست. ازدواج پيوند عشق و محبت و دوستي است.




گيس‌هايي كه در انتظار خواستگار رؤيايي سفيد مي‌شود



ازدواج مودت و دوستي بين دو خانواده است. ازدواج سنت پيغمبر و تكميل‌كننده ايمان مرد و زن مؤمن است. مهريه نقش بسيار مهمي را در اينجا بازي مي‌كند. در مراسم خواستگاري از مهريه به عنوان سنت پيغمبر ياد مي‌شود، ولي چرا به گونه‌اي عمل كرده‌ايم كه اين سنت پيغمبر به يكي از سنگ‌هاي بزرگ براي ازدواج تبديل شده است. اگر قرار است سنت پيغمبر به جا آورده شود، رقم‌هاي نجومي يا به تعداد سال تولد عروس خانم سكه تعيين كردن ديگر چه معنايي دارد؟ مگر آنكه نيتي غير از سنت پيغمبر باشد.  امروزه فضاي حاكم بر جامعه ازدواج و پيوند بين دو نفر را شبيه به يك داد و ستد و معامله تجاري كرده است به گونه‌اي كه خانواده داماد در اين تفكر است كه از اين وصلت چه ميزان جهيزيه نصيب پسرش مي‌شود و از آن طرف خانواده عروس به اين فكر مي‌كند كه چگونه و با چه ترفندي تعداد سكه‌هاي مهريه را افزايش دهد و جالب اينجاست كه همه نه به دادن جهيزيه و نه به گرفتن مهريه اعتقاد دارند.  آمار زندانيان مهريه خبر از اين مي‌دهد كه عده‌اي با نيت خاصي مهريه‌هاي بالا براي دختران خود تعيين مي‌كنند. پس ازدواج، «مهريه رو كي داده كي گرفته؟» نيست. اتفاقاً خيلي خوب هم دادند و خيلي خوب هم گرفتند.


زيبايي خوب است اما همه چيز نيست


اولين معيار انتخاب همسر براي خيلي‌ها زيبايي چهره و خوش‌پوش و خوش‌اندام بودن است. واقعيت اين است كه براي زيبايي هيچ استانداردي وجود ندارد. چه بسا فردي از نظر ما زيبا باشد كه از نگاه ديگري زيبا نيست. بنابراين زيبايي يك سليقه است. روانشناسان در تحقيقاتي كه در رابطه با زيبايي و خوشبختي انجام داده‌اند به نتايجي رسيده‌اند. آنها معتقدند در زندگي‌هايي كه زن از مرد زيباتر است دوام آن زندگي بيشتر است زيرا مردي كه ظاهري پايين‌تر از همسر خود دارد چون چيزي بالاتر از انتظارش در اختيار دارد تمام تلاش خود را براي حفظ زندگي به كار مي‌گيرد اما مردهايي كه نسبت به همسران خود ظاهري زيباتر دارند ممكن است احساس تعهد كمتري نسبت به همسر و زندگي خود داشته باشند و چه بسا ممكن است ازدواج آنها عمر كمتري داشته باشد.


بنابراين زيبايي هرچند در قدم اول براي ازدواج مهم است ولي نمي‌تواند به عنوان يكي از ملاك‌هاي خوشبختي باشد. وقتي انتخاب همسر تنها بر پايه زيبايي چهره و خوش‌پوشي و خوش‌اندامي قرار مي‌گيرد و ملاك‌هاي ديگر فراموش مي‌شود نبايد انتظار داشت آن زندگي دوامي داشته باشد. موضوعاتي همچون: ايمان، اخلاق خوب، شرافت خانوادگي، رفتار مناسب و عقل سالم بايد ملاك ازدواج قرار گيرد نه زيبايي. زيبايي عمري چند ماهه يا نهايتاً چند سال دارد و قيافه ظاهري زن و شوهر بعد از چند وقت به يك امر عادي تبديل مي‌شود. آمار طلاق زندگي‌هاي يك يا دو ساله حكايت از اولويت ظاهرپسندي دارد.


ازدواج‌هاي سنتي، ازدواج‌هاي امروزي


ازدواج‌ها در گذشته نسبت به ازدواج‌هاي امروزي راحت‌تر بود و خانواده‌ها شرايط را براي يكديگر سخت نمي‌گرفتند. تمام هدفشان سر و سامان گرفتن جوانان بود و در راه تشكيل خانواده آنها را ياري مي‌كردند. نه مهريه‌هاي آنچناني مي‌انداختند نه جهيزيه‌هاي آنچناني طلب مي‌كردند و نه عروسي‌هاي پرزرق و برق مي‌گرفتند. ولي از آنجايي كه آفت چشم و همچشمي در جامعه‌ ما ريشه دوانده و همه اقشار جامعه را درگير خود كرده است ديگر شاهد عروسي‌هاي ساده و بي‌ريا نيستيم. البته نفوذ شبكه‌هاي اجتماعي در خانواده‌هاي ايراني در بغرنج كردن اين وضعيت بي‌تأثير نيست. وقتي عكس‌هاي عروسي‌هاي آنچناني با جهيزيه‌هاي لوكس و سلطنتي كه بعضاً منتسب به آقازاده‌ها است دست به دست مي‌چرخد، كدام دختر و پسري را مي‌توانيد پيدا كنيد كه آرزو نداشته باشند جاي اين عروس و داماد باشند. چند وقت پيش عكس يك عروسي را مي‌ديدم كه در سه شب با سه تم جداگانه برگزار شده بود. شب اول تم سيندرلا، شب دوم تم هندي، شب سوم تم ايراني. جهيزيه‌اي كه اين عروس خانم تهيه كرده بود دست كمي از وسايل كاخ اليزابت نداشت. اين تجملات در عروسي‌ها باعث مي‌شود توقعات خانواده‌ها بالا رفته و ازدواج را براي جوان خانواده مشكل كند. خانواده دختر براي تهيه جهيزيه زير بار قرض بروند و داماد هم تا مدت‌ها بعد از عروسي بايد بدهي‌هاي شب عروسي با‌شكوهش را بپردازد. همه پدر و مادرها دوست دارند داماد پولداري نصيبشان شود كه عروسي باشكوهي براي دخترشان بگيرد اما برگزاري اينچنين عروسي آيا تضمين‌كننده خوشبختي است؟



گيس‌هايي كه در انتظار خواستگار رؤيايي سفيد مي‌شود



مقام معظم رهبري درباره تجملات ازدواج مي‌فرمايند: «مگر كساني كه با تجمل عروس و داماد مي‌شوند خوشبخت‌ترند؟ چه كسي مي‌تواند چنين چيزي را ادعا كند؟ اين كارها جز اين‌كه يك عده جوان را، يك عده دختر را حسرت به دل كند و زندگي را بر اينها تلخ نمايد، اگر نتوانستند آنجور آنها هم عروسي بگيرند تا ابد حسرت به دل بمانند يا اصلاً نتوانند عروسي بگيرند. چيز ديگري نيست... تا آمدند دخترش را بگيرند، چون دستش خالي است، اين دختر بماند توي خانه. اين پسر دانشجو يا كارگر يا كاسب ضعيف، همين‌طور غير متأهل بماند.»  آمار بالا رفتن سن ازدواج در جامعه حكايت از اين چشم و همچشمي‌ها و تجملات دارد. پس ازدواج، «جهيزيه‌اي بدم چشم خانواده داماد در بياد» نيست. ازدواج، «عروسي شاهانه برگزار كردن» نيست.


ازدواج پس از عشق‌هاي يهويي


در زندگي همه عشق مثل يك جرقه است و يك بار هم اتفاق مي‌افتد و تا ابد از ذهن فرد بيرون نمي‌رود. عشق مثل لباس نيست كه از بوتيك مورد نظر خريداري كنيد و هر زمان كه دلتان را زد عوضش كنيد. عشق يك موهبت الهي است كه در دل آدمي گذاشته مي‌شود. امروزه جامعه ما پر شده است از عشق‌هاي يهويي. امروز عاشق هستند و فردا فارغ. نكته‌ جالب‌تر اينكه اين عشق‌هاي يهويي به دليل كشش و ميل دو طرفه به ازدواج هم منجر مي‌شود و طرفين بعد از مدتي دچار روزمرگي شده و براي يكديگر تكراري و عادي مي‌شوند و تازه مي‌فهمند كه اين عشق نبوده بلكه يك هوس زودگذر بوده و همسري كه انتخاب كرده‌اند فرد مورد نظرشان نيست، پس طلاق مي‌گيرند.


ولي آيا ازدواج با عشق موفق است يا با عقل؟ عده‌اي از دختران و پسران معتقدند كه بايد عاشق بشوند تا بتوانند ازدواج كنند ولي از كجا مطمئنيد كه اين عشق واقعي است و تضمين‌كننده خوشبختي و دوام زندگي شماست؟ قطعاً بايد قبل از ازدواج كششي بين طرفين باشد تا به ازدواج منجر شود ولي اگر فقط ملاك در ازدواج عشق باشد و عقل كنار گذاشته شود اين ازدواج دوامي نخواهد داشت. بهتر است با قلب و عقل انتخاب كنيد. تنها به اين اكتفا نكنيد كه دوستش داريد پس بايد ازدواج كنيد، بلكه بايد با عقل و منطق و بررسي شرايط و همچنين نظر بزرگ‌ترها تصميم نهايي را براي ازدواج بگيريد. در واقع كوركورانه ازدواج نكنيد.


ازدواج‌هايي هم كه تماماً بر اساس عقل و منطق اتفاق می‌افتد دوام ندارد. افرادي كه در ازدواج تنها عقل و منطق را ملاك مي‌دانند و عشق و دوست داشتن را نفي مي‌كنند قطعاً بعد از چند سال حس دوست داشتن و ميل و كشش را در فرد ديگري غير از همسر خود پيدا كرده و تنها در كنار او آسايش و آرامش خود را دارند و اين جرقه خيانت در زندگي است. لذا اين نوع ازدواج‌ها هم سرانجام خوشي ندارد.


بالا رفتن آمارهاي طلاق حكايت از اين عاشق شدن‌هاي يهويي يا ازدواج‌هايي با دلايل صرفاً عقلاني دارد. پس ازدواج، «قول ميدم خوشبختت كنم» نيست. ازدواج، «علاقه خودش كم‌كم پيدا ميشه» نيست.


ديانت گم شده در ازدواج


يكي از اصلي‌ترين معيارهاي ازدواج ايمان هر دو طرف است ولي به تنهايي كافي نيست. در واقع نبايد بگوييد چون فرد با ايماني است پس مناسب براي ازدواج است. خيلي از افراد عادت به نماز خواندن و روزه گرفتن دارند اما نماز و روزه تنها نشانه‌هاي با‌ايماني فرد نيست. اگر در كنار اين اعمال راستگو، با‌صداقت، امانتدار و خداشناس بود اين فرد باايمان است. افراد در زندگي شخصي و اجتماعي خود رفتارهاي متفاوتي از خود بروز مي‌دهند. با درنظر گرفتن و بررسي رفتار افراد مي‌توان به صحت و درستي ايمان آنها پي برد. انساني كه دين و ايمان ندارد هيچ چيزي ندارد. كسي كه پايبند به دين نباشد هيچ تضميني وجود ندارد كه پايبند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد.


ايمان نقش اساسي در زندگي ايفا مي‌كند بنابراين با فرد باايماني ازدواج كنيد زيرا به دليل ايماني كه به خدا دارد همسر خود را مورد آزار و اذيت قرار نمي‌دهد. به او خيانت نمي‌كند. به زن‌ها و مردهاي ديگر هيزي نمي‌كند و به حقوق همسر و زندگي مشترك احترام مي‌گذارد. اما امروزه ايمان در ليست ملاك و معيار جوانان براي ازدواج بسيار كمرنگ شده است به حدي كه اصلاً به آن نمي‌پردازند. در حاليكه اين بزرگ‌ترين اشتباه است. ايمان يكي از اصلي‌ترين ستون‌های زندگي به حساب مي‌آيد و در فقدان آن شما زندگي خود را روي گسل بزرگي بنا نهاده‌ايد كه هر آن احتمال زلزله و تخريب آن وجود دارد.


متأسفانه آمار خيانت‌ها و همسرآزاري‌ها باعث بالا رفتن و افزايش بيش از حد طلاق در جامعه شده است. پس، «ازدواج كنيم بهمون خوش مي‌گذره» درست نيست. ازدواج، «ايمان و تقوا نان و آب برامون نميشه» نيست.


بازسازي معيارهاي ازدواج


با توجه به تمام معيارهايي كه در بالا ذكر شد بايد گفت كه هر كدام از اين موارد مي‌تواند يكي از معيارهاي ازدواج باشد. قطعاً معيارهايي مثل زيبايي، مال و ثروت، عشق و دوست داشتن، ايمان هركدام مي‌توانند يكي از معيارهاي مهم ازدواج باشند ولي هيچ كدام به تنهايي نمي‌توانند ملاك خوشبختي در زندگي باشند. شايد اين سؤال ايجاد شود كه تمام معيارهاي يك ازدواج در يك نفر جمع نيست پس چه بايد كرد؟ بله، «گوهر بي‌عيب خداست»، هيچ بنده‌اي كامل نيست ولي بهتر است در ازدواج معيارهاي اصلي لحاظ شود تا بتوانيد زندگي مشترك، موفق و خوبي را داشته باشيد. از جمله مهم‌ترين معيارهاي اساسي در ازدواج را مي‌توان: ايمان، اخلاق نيكو، خانواده خوب و شرافتمند، كار و درآمد كافي، سلامت عقل و تناسب و همتاي هم بودن برشمرد.


ضرب‌المثل شيرين «كبوتر با كبوتر باز با باز» مصداق خوبي در رابطه با ازدواج است. در ابتدا شما بايد فردي را كه همتاي شما از جهت فرهنگي و اجتماعي است براي خود انتخاب و بعد معيارهاي ديگر را نيز درباره او بررسي كنيد. ازدواج دختر فقير با پسر پولدار همه مال قصه‌هاست. اگر شما با پسر پولداري كه فرهنگ و طبقه اجتماعي او با شما به اندازه يك شهر فاصله دارد ازدواج كنيد، نبض زندگي خود را در تنگنا قرار داده‌ايد. وقتي زندگي مشترك را آغاز مي‌كنيد پس از مدتي با واقعيت‌هايي روبه‌رو مي‌شويد كه شما را سرخورده مي‌كند.


و حرف‌هاي آخر اينكه: ازدواج تجملات و بريز و بپاش‌هاي عروسي نيست. ازدواج روشنفكري و تجددگرايي نيست. ازدواج ايجاد تنوع در زندگي نيست. ازدواج بايد برپايه صداقت و راستگويي باشد. ازدواج احترام به شعور و فهم يكديگر است. ازدواج آزادي و اعتماد به همسر است. ازدواج مسئوليت‌پذيري در برابر يكديگر است. ازدواج انعطاف‌پذيري و صبوري در مقابل فراز و نشيب‌هاي زندگي است. در نهايت ازدواجي محكم و پايدار است كه با شناخت و آگاهي و برپايه اصول اخلاقي و ايمان بنا شده باشد. وقت آن است كه معيارهاي ازدواج را بازسازي كنيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها