
سال 2016 با دو رخداد بزرگ براي دو بازيکن بزرگ اروپايي همراه بود. يوهان کرايف هلندي در اين سال درگذشت و کريستيانو رونالدو پرتغالي در همين سال براي چهارمين بار توپ طلاي اروپا را ربود. رونالدو در اين سال از آنهايي که سه بار اين عنوان را کسب کرده بودند فاصله گرفت، از کرايف، ميشل پلاتيني و مارکو فن باستن. کرايف در سالي وداع کرد که تيم ملي هلند جايي در يورو 2016 نداشت، آوردگاهي که رونالدو مأموريت نيمه کاره اوزه بيو و لوئيس فيگو را به پايان رساند. در همين سالي که هميشه هم نقش اول را بازي نکرد طي 54 بازي باشگاهي و ملي 51 گل زد. او در سالي که در بسياري از ديدارها بازيکنان بهتري در ميدان بودند رکوردهاي ديگري را جابهجا کرد: بهترين گلزن تاريخ ليگ قهرمانان با 95 گل، 16 گل در فصل 16- 2015 ليگ قهرمانان، 44 گل در مراحل پلي اف ليگ قهرمانان، 18 گل در داربيهاي مادريد... و سرانجام فتح توپ طلا براي چهارمين بار.
در نگاه اول رونالدو را در سياهه بازيکنان تکرو قرار داده بوديم، يکي از آن پسرهاي خودخواهي که به همتيميهايش نق ميزند چرا توپ را برايش نميفرستند. با اين وصف آمار چيز ديگري ميگفت. ميگفت بهترين پاسور تاريخ ليگ قهرمانان بين بازيکناني که بيش از صد بار به ميدان رفتهاند کسي جز او نبوده است. قابليتهايش چنان بودند که مربيانش با هر راه و رسمي را به اقتدا وادار کرد، از فرگوسن که به او اعتقاد داشت تا مورينيو که برابرش دست به چالش زد، همينطور از آنچلوتي محافظهکار تا زيدان که هنر بازي کردن را ميشناخت. به رونالدو نگاه ميکرديم و ميدانستيم شعار «فردا روز ديگري است» را فراموش نکرده، هيچ وقت. همان شعاري که سال 2016 را برايش رويايي کرد. برخلاف كرايف كه زاده مكتب رينوس ميشل و توتال فوتبال بود، نبود، او به «غناي هنر فردي» چنگ زده بود. او راه و رسمي که «ميل بيحصر به پيروزي» خوانده ميشد را ادامه داده بود، رنج فردي به علاوه سرمستي جمعي را.